‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




بدترين و بهترين‌هائی که در انتظار ايران است
  • حمله هوايی آمريکا و يا اسرائيل به تاسيسات اتمی ايران همچون يک "معجزه الهی" در خدمت تحکيم استبداد و تخفيف بحران‌های درونی آن عمل خواهد کرد. اما فشار هماهنگ آمريکا و اروپا عليه جمهوری اسلامی از کانال سازمان ملل متحد برعکس جنبش ملی و آزاديخواهانه ايران را نيرو می‌بخشد و رژيم را در بن بست می‌گذارد، و اين درست همان چيزی است که ما به آن نيازمنديم

    علی کشتگر
    شنبه ۱٥ شهريور ۱۳۸۲
     
    نخست به برخی از داده‌ها توجه کنيد: دو ماه پيش علی خامنه‌ای در جريان تحويل موشکهای شهاب 3 به سپاه پاسداران گفت امروز روز مهمی در تاريخ ملت فلسطين است (نقل به معنی). خامنه‌ای اخيرا با امضای قرارداد الحاقی در مورد بازرسی‌های سرزده ازفعاليت‌های هسته‌ای ايران مخالفت کرد. خامنه‌ای و ايادی او علنا خشونت و عمليات تروريستی را در عراق تشويق می‌کنند و نام "مقاومت ملت مسلمان عراق" را برآن گذاشته‌اند. خامنه‌ای و نزديکان او از هنگام ورود آيت الله باقر حکيم به عراق که با اتخاذ رفتاری کاملا مغاير با آنچه اقتدارگرايان اميدوار بودند همراه بود بشدت از وی عصبانی بودند. سفر مقتدای صدر به ايران و ملاقات او با علی خامنه‌ای و رفتار تندتری که وی پس از مسافرت به ايران در پيش گرفت بسيار پرمعنا است. ريچارد پرل از مشاوران بلند پايه کاخ سفيد و برومر حکمران آمريکائی عراق درهفته‌های گذشته بارها جمهوری اسلامی را به حمايت از اقدامات تروريستی و خشونت آميز در عراق متهم کرده‌اند. آمريکا و اروپا برای ايجاد فشار بر ايران هماهنگ شده‌اند. پرونده اقدامات تروريستی جمهوری اسلامی دوباره از بايگانی‌ها بيرون می‌آيند. و به جريان می‌افتند.

    در يکسال اخير شمار زيادی از اصلاح طلبان حکومتی، روزنامه نگاران و نويسندگان و فعالان ملی و ملی مذهبی و دانشجويان دستگير و مورد شکنجه قرار گرفته‌اند. چنان که می‌شود گفت زندانهای جمهوری اسلامی دوباره از زندانيان سياسی پر شده است. دستگاه قضائی رژيم در اجرای منويات سران جناح اقتدارگرا پروژه سعيد امامی عليه رسانه‌ها و روزنامه نگاران را به دست سعيد مرتضوی به مرحله اجرا گذاشته و هر روز با شتاب بيشتری آن را پيش برده است. ديوان عالی کشور محکوميت متهمان قتل‌های فجيع جوانان کرمان را نقض کرده و با صراحت اعلام نموده است که " متهمان قتل‌های کرمان افرادی متدين هستند و تشخيص شان در مورد مهدورالدم بودن مقتولان اشتباه نبوده است." مجلس و نهاد رياست جمهوری از همه اختيارات خود تهی شده‌اند و تازه شورای نگهبان قرار است صلاحيت نامزدهای اصلاح طلب را در سراسر کشور رد کند. شواهد از جمله انتخابات شوراهای اسفند ماه گذشته نشان می‌دهد که اکثريت کسانی که در انتخابات‌های پيشين شرکت کردند و به اصلاح طلبان رای دادند نسبت به آنها نوميد و بی اعتماد شده‌اند…
    از اين داده‌ها و موارد مشابه ديگر می‌توان نتيجه گرفت که

    1- هسته اصلی قدرت در جمهوری اسلامی، به رهبری علی خامنه ای، در تلاش برای حفظ قدرت، به فشار و سرکوب هرچه بيشتر و تصفيه وسيع اصلاح طلبان از حاکميت روی آورده است. نقشه اقتدارگرايان آن است که با ايجاد يک مجلس کاملا فرمايشی و تشکيل يک کابينه هماهنگ با آن به کشمکش‌های درونی نظام خاتمه دهند و فقط آن دسته از " اصلاح طلبان" را در حاکميت نگه دارند که در گفتار و کردار پرنسيب " ذوب در ولايت فقيه" را پذيرا شده باشند. بقيه اصلاح طلبان بايد به صف اپوزيسيون بپيوندند و يا منفعل شوند. کسی که از انتخابات مجلس هفتم به بعد در حکومت بماند اصلاح طلب نيست.

    2- اقتدارگرايان سرنوشت خود را به تحولات عراق وابسته می‌بينند و خواهان رشد خشونت و بی ثباتی و جنگ مذهبی در اين کشور هستند در اين مورد منافع اقتدارگرايان، سازمان القاعده و گروههای تروريستی ديگر با مصالح و منافع ملتهای ايران و عراق و همه کشورهای جهان متضاد است. هرچند که ترس از آمريکا تاکنون به عنوان يک عامل بازدارنده در برابر سياست ماجراجويانه آنها در عراق عمل کرده، اما تبليغات رسانه‌ای آنها خود دليل آشکاری است که نشان می‌دهد آنها خشونت و ترور در عراق را تشويق و پشتيبانی می‌کنند.

    3- ظاهرا، اقتدارگرايان از اوضاع نابه سامان عراق و افغانستان به اين نتيجه رسيده‌اند که حکومت آمريکا فعلا آمادگی دخالت در ايران را ندارد و اگر جرج بوش در انتخابات سال آينده رياست جمهوری آمريکا از رقيب خود شکست بخورد، خطر برای هميشه از سر آنها رفع می‌شود و آنگاه می‌توانند در منطقه به قدرت فائقه تبديل شوند. اقتدارگرايان در عراق از مقتدای صدر پشتيبانی می‌کنند و با وجود اعلام عزای ملی بخاطر ترور آيت الله حکيم، قلبا از مرگ او خوشحال اند، چرا که حکيم با سياست ايجاد آشوب و ناآرامی در عراق مخالف بود و برای ثبات اوضاع عراق با آمريکا همکاری می‌کرد و مانع بزرگی در برابر تمايلات اقتدارگرايان و جاه طلبی‌های مقتدای صدر محسوب می‌شد.

    4- اقتدارگرايان جنگ سياسی و تبليغاتی با آمريکا و اسرائيل را برای جلب افکار عمومی کشورهای مسلمان لازم دارند و مايلند اين جنگ را تا حدی که به درگيری نظامی ايالات متحده و رژيم جمهوری اسلامی نيانجامد ادامه دهند. دلايل زيادی را می‌توان برشمرد که نشان می‌دهند اقتدارگرايان از حملات هوايی پراکنده و مقطعی آمريکا و ترجيحا اسرائيل به ايران استقبال می‌کنند و آن را برای انسجام درونی رژيم و جلب افکار عمومی در کشورهای مسلمان لازم دارند. سخن خامنه‌ای در مراسم تحويل موشکهای شهاب سه به سپاه پاسداران، مخالفت او با امضای قرارداد الحاقی مربوط به بازرسی از فعاليت‌های هسته‌ای و حرف رفسنجانی که پيشترها گفته بود کشورهای مسلمان می‌توانند با يک بمب اتمی اسرائيل را نابود کنند ولی اسرائيل با بمب اتمی فقط می‌تواند به اين کشورها آسيب برساند (نقل به معنی) به هيچ وجه نبايد گاف سياسی تلقی شوند. آنها برای اين گونه گفتار و کردار تحريک آميز خود حساب بازکرده‌اند و اميدوارند که آمريکا و يا اسرائيل با يک حمله هوائی، زمينه ساز معجزه‌ای الهی برای انسجام رژيم اسلامی گردند. آنها همانقدر که از دخالت نظامی گسترده آمريکا وحشت دارند از چنين حمله‌ای خوشنود می‌شوند. چرا که آن را به دستاويزی برای ادامه سرکوب در داخل و ساکت کردن اصلاح طلبان تبديل می‌نمايند. در شرايطی که نظام حاکم از درون با وخيم ترين بحران دست به گريبان است، حمله هوائی آمريکا و اسرائيل به تاسيسات هسته‌ای ايران همه جناح‌های رژيم و حتی بخشی از اپوزيسيون را درپشت سر اقتدارگرايان متحد می‌کند و همچون معجزه‌ای آسمانی در خدمت پاکسازی آسان و بدون هزينه رژيم از " عناصر مساله دار" و گسترش سرکوب قرار می‌گيرد. پس می‌توان گفت که چنين پيشامدی بدترين ضربه ممکن به جنبش ضد استبدادی داخل ايران است. برعکس هماهنگی جهانی، بويژه اروپا و آمريکا از کانال سازمان ملل متحد و اعمال فشار عليه استبداد حاکم بر ايران ازکانال سازمان ملل متحد، بهترين کمک به جنبش آزاديخواهانه مردم ايران است. چنين فشاری در تلفيق و هماهنگی با مبارزه و فشار داخلی می‌تواند رژيم دينی را ساقط کند.

    شنبه 15 شهريور ماه
    علی کشتگر





  • [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de