| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
آينده تحولات ايران و اوضاع عراق
علی كشتگر شنبه ١١ مرداد ۱۳۸۲ بارها ازاستراتژی كنونی اقتدارگرايان برای حفظ قدرت در يادداشتهای سياسی "ميهن" صحبت كرده ايم. و میدانيم كه دو جزء اصلی اين استراتژی عبارتست از سركوب در داخل و سازش با آمريكا و متحدان آن البته در صورتی كه آمريكا بخواهد. سركوب در داخل هم اكنون به شدت در جريان است. زندانهای نظامی و غيرنظامی و مراكز رسمی و غيررسمی شكنجه هم اكنون پر است از دانشجويان، جوانان، روشنفكران و روزنامه نگاران. هيچ كس از سركوب وحشيانه اقتدارگرايان در امان نيست. حتی نمايندگان مجلس و اعضای احزاب رسمی رژيم كه در چارچوب قوانين و اهداف جمهوری اسلامی فعاليت میكنند. درجريان اين سركوب وحشيانه موضع اصلاح طلبانه همچنان همان " آرامش فعال" است. وقتی كارگزاران و وفاداران شناخته شده رژيم مثل عبدی و افشاری و رضوی فقيه بخاطر تلاشهای اصلاح طلبانه در چارچوب نظام در زندانهای نظامی خردوخمير میشوند، ديگر تكليف اكثريت عظيم روشنفكران و دانشجويانی كه اين رژيم قرون وسطائی را از بيخ و بن قبول ندارند معلوم است. هم اكنون كه اين يادداشت را میخوانيد صدها تن از زندانيان دانشجو، روشنفكر و روزنامه نگار برای اعتراف به آنچه بازجويان قوه قضائيه میخواهند زير شكنجه و فشارند. و صدای فرياد و ناله قربانيان در راهروها و بندهای زندانها طنين افكن است. درست است كه هيچ كس به اين گونه اعترافات و ندامتهايی كه زير تهديد و شكنجه ابرازمی شود باورندارد، اما هدف استبداد از اين فجايع قانع كردن افكار عمومی نيست. برعكس آنها میخواهند به ملت و بويژه روشنفكران حالی كنند كه اگر خفقان نگيرند همه را زير شكنجه به همين روز میاندازند. پس هدف ارعاب است. و طبعا مساله سركوب هميشه ارعاب است نه قانع كردن. ترساندن است نه راضی كردن. و البته شكنجه و سركوب هنوز، موثر و كارساز است، مگرآن كه دامنه اعتراضات چنان گسترده و همگانی و دائمی باشد كه كار از اين حرفها بگذرد كه فعلا چنين نيست. میشود گفت كه به رغم آرزوها و اميدهای همه ما مخالفان استبداد دينی، تا زمانی كه در ايران يك جنبش اعتراضی همگانی، سازمان يافته و پيگير در كار نباشد، سركوب ممكن و موثر است و استبداد نيز طبعا از آن دست بردار نيست. اما آنچه در شرايط فقدان يك جنبش اعتراضی نيرومند كار رژيمی همچون جمهوری اسلامی را دشوار میكند و حتی رژيم را در مخاطره مداوم يك قيام غافلگير كننده ملی قرار میدهد، عامل فشار بين المللی است. بديهی است كه عامل خارجی فشار عليه رژيمهای خودكامه، خود عمدتا نتيجه عوامل داخلی است. كه در مورد ايران دو عامل اصلی داخلی را میتوان برشمرد: يكی ماهيت استبداد دينی حاكم است كه با روندها و تحولات جهانی و منطقهای در تضاد قرار دارد و ديگری مبارزه و مقاومت مردم بويژه دانشجويان و روشنفكران است كه افكار عمومی جهانی و نهادها و مراجع دموكراتيك بين المللی را عليه رژيم برمی انگيزد. بنابراين جمهوری اسلامی به هيچ وجه نمیتواند بدون خنثی كردن عوامل موثر بين المللی يعنی بدون ترميم روابط خود با غرب بويژه آمريكا كه در اين فشارها از همه موثرتر است، ثبات سياسی خود را تضمين كند. سركوب در داخل بدون آشتی و تفاهم با قدرتهای بزرگ جهانی بويژه آمريكا نه فقط ادامه حيات جمهوری اسلامی را تضمين نمیكند بلكه در درازمدت رژيم را آسيب پذيرتر و بی آينده تر میسازد. اما استبداد دينی ايران در چه شرايطی ممكن است بتواند همكاری آمريكا و متحدان آن را جلب كند و بدينسان هر دو جزء استراتژی خود يعنی سركوب در داخل و آشتی با خارج را به مرحله اجرا درآورد؟ در پاسخ به اين پرسش، نخست بايد توجه كنيم كه در شرايط حاضر احتمال آن كه جمهوری اسلامی به آسانی بتواند مناسبات خود را با اين كشورها به حالت عادی درآورد ضعيف و تقريبا غيرممكن است. چرا كه نه آمريكا و اغلب متحدان آن حاضراند به آسانی از شرايط خود عدول كنند و نه ساخت و بافت و ماهيت جمهوری اسلامی به آن اجازه میدهد كه خود را با شرايط و خواستههای قدرتهای بين المللی سازگار كند. می دانيم كه از جمله شرايط آمريكا برای عادی سازی رابطه خود با جمهوری اسلامی عبارتند از 1- پذيرش موجوديت اسرائيل و عدم دخالت در امورفلسطين. 2- عدم حمايت از گروههای تروريستی و تندروی اسلامی. 3- امضای قرارداد الحاقی مربوط به بازرسیهای سرزده از تاسيسات هسته ای. 4- رعايت موازين جهانی حقوق بشر درايران. به اعتقاد من اگر جمهوری اسلامی در وضعی بود كه میتوانست سه شرط اول را بپذيرد و در اين پذيرش استوار و صميمی باقی بماند، آنگاه شرط چهارم فراموش میشد واحتمال عادی سازی رابطه جمهوری اسلامی با آمريكا و اروپای غربی بسيار زياد بود. اما پذيرش شروط اول و دوم برای اقتدارگرايان به اين آسانی عملی نيست. چرا كه پذيرش آن با ماهيت و مبانی اعتقادی بدنه اصلی نيروی حاكم سخت ناسازگار است. چنان كه حتی اگر سران اين جريان بخواهند با برخورد پراگماتيستی و يا تاكتيكی آن را بپذيرند از درون با بحران وخيم مواجهه میشوند. بحرانی كه اهرم اصلی قدرت استبداد يعنی نيروی سركوب را فلج میسازد. و برای رژيمی كه اكثريت عظيم ملت با آن مخالف و مترصد فرصتی برای به زير كشاندن آن است تشديد اختلافات درونی و بحران در نيروی سركوب به منزله درغلتيدن به سراشيب فروپاشی است. پس میشود گفت كه پذيرش مهم ترين شرايط آمريكا و اروپای غربی برای جمهوری اسلامی ممكن نيست و اگر قرار باشد فشارهای جهانی بويژه فشارهای آمريكا عليه جمهوری اسلامی متوقف شود بايد در جستجوی يك معجزه بود. و اين معجزه را جمهوری اسلامی در عراق جستجو میكند. سران جمهوری اسلامی اميدوارند كه اگر اوضاع عراق بحرانی شود، عمليات مسلحانه عليه نيروهای آمريكائی در اين كشور گسترش يابد و آمريكا را آن چنان كه رفسنجانی میگويد در "باتلاق عراق" گرفتار كند، آنگاه آمريكا از موضع ضعف، دوستی بی قيدوشرط با رژيم جمهوری اسلامی را بپذيرد و يا اساسا فرصت وارد آوردن فشار به جمهوری اسلامی را برای يك دوره طولانی از دست بدهد. از اين رواست كه سران استبداد درايران، ازهنگام اشغال نظامی عراق توسط آمريكا و انگليس سرنوشت خود و نظام جمهوری اسلامی را به تحولات عراق وابسته میبينند ودرحد ظرفيت خود میكوشند كه اوضاع درعراق به دلخواه آنها پيش رود. چرا كه فقط در چنين صورتی است كه شرايط را برای پيشبرد استراتژی سركوب در داخل و عادی سازی رابطه با آمريكا، بدون آن كه مجبور به پذيرش شرايط آن گردند، مناسب میبينند. اما جمهوری اسلامی در جستجوی اين معجزه درعراق بايد به ماجراجوئیها و قمارهای خطرناك توسل جويد. گروههای شبه نظامی، جريانات افراطی مذهبی و طرفداران روی كار آمدن يك حكومت اسلامی درعراق برای پيشبرد مبارزه و عمليات نظامی عليه ارتش آمريكا به كمك نيروهای خارجی نيازمندند و طبيعی است كه متحد خود را درجمهوری اسلامی جستجو كنند. دستگيريهای وسيع ماموران ايرانی و يا طرفداران عراقی جمهوری اسلامی دراين كشوركه گفته میشود تعداد آنها در زندانهای نظامی آمريكا بالغ برصدنفر است، و موضع گيریهای سياسی سران رژيم به اضافه ادعاها و گفتههای اخير سخنگويان دولت آمريكا خبرازورود جمهوری اسلامی به اين قمار خطرناك میدهد. قماری كه اگر برد با جمهوری اسلامی باشد( به احتمال بسيار ضعيف) موقعيت آن درايران ودرمنطقه تقويت میشود و دست رژيم در سركوب داخلی باز میشود، اما در صورت باخت جمهوری اسلامی ( احتمال قوی) ممكن است نخستين قربانی آن رژيم دينی حاكم باشد، هرچند كه احتمال دارد از اين رهگذر ايران نيز دچار خسارات، قربانیها و ويرانيهای زياد گردد. جمعه 10 مرداد 82 علی كشتگر |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |