| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
آثار و نتايج اعتراضات اخير دانشجويان
• جنبش دانشجويی اگر در مضمون قاطع و در
روش مسالمت آميز بماند شكست ناپذير میشود.
• دشمنان آزادی فقط زمانی میتوانند مجموعه گسترده نيروهای مسلح را برای سركوب، هماهنگ و منسجم كنند كه اين جنبش به خشونت روی آورد علی كشتگر
يكشنبه ٢٥ خرداد ١٣٨٢ نخستين اثر اعتراضات اخير دانشجويان، بیاثر كردن تلاشهای اقتدارگرايان دردستيابی به توافق پنهان و يا آشكار با آمريكا است. چرا كه هرچه مخالفتها عليه استبداد آشكارتر ابراز شود،شانس اقتدارگرايان در قبولاندن خود به آمريكا كمتر میشود. آقايان خامنهای و رفسنجانی اميدواربودند كه با كنترل اوضاع داخلی و به حاشيه راندن رقبای اصلاح طلب خود به آمريكائيها بفهمانند كه همه كاره ايران زمين ما هستيم و در اين سرزمين محكم ميخ خود را كوبيده ايم. پس اگر رابطه با ايران میخواهيد بفرمائيد با ما تفاهم كنيد. البته سران حاكميت برای ماندن بر سرير قدرت اهل معامله و امتياز دادن هم هستند بويژه آن كه مامور عادی سازی رابطه ايران با آمريكا آقایهاشمی رفسنجانی باشد. و اگر تا امروز هم چنين توافقی با آمريكا حاصل نشده به آن دليل است كه دولت آمريكا تا به امروز نپذيرفته است كه با رژيم بیآينده كنونی توافق كند. پيشتر نوشته بودم اگر اقتدارگرايان بتوانند نشان دهند كه بر اوضاع مسلط هستند و با چالشها و اعتراضات داخلی دست به گريبان نيستند، آن وقت شايد فرصت پيدا كنند با دادن امتياز و پذيرش شرايط آمريكا، با تنها ابرقدرت جهان كه نقش عظيمی در تحولات منطقه پيدا كرده است به توافق برسند و دشمنی آن را به دوستی با خود بدل كنند و از اين راه عمر استبداد را درايران طولانیتر كنند. طراحان اين سياست خوب میدانستند كه عادی سازی رابطه با آمريكا در شرايط كنونی بركات زيادی دارد. كه تبديل تمايلات دوستانه نسل جوان ايران نسبت به آمريكا به گرايش دشمنانه(بخوانيد محروم كردن آمريكا از مهمترين ذخيره استراتژيك خود در منطقه) ايجاد روحيه انفعالی در اين نسل و بازشدن دست آنها در سركوب داخلی از جمله اين بركات است. اما اعتراضات دانشجويان تمامی اين نقشه را نقش برآب كرد. پس به هوشياری دانشجويان و جوانان كه میدانند چه میخواهند و میدانند چه كارمی كنند بايد آفرين گفت. اما نتايج اعتراضات اخير دانشجويی به اين جا ختم نمیشود. حركات اعتراضی چندروز گذشته دانشجويی نشان میدهد كه نقشه فاشيستهايی كه طرح تهاجم خونين به كوی دانشگاهها را ريخته و پس از آن نيز فعالان جنبش دانشجوئی را زندانی و مجريان آن حركت جنايتكارانه را تشويق كردند تا بدينوسيله جنبش دانشجويی را منفعل كنند، شكست خورده است. دشمنان آزادی پس از آن همه بيرحمی و حق كشی نسبت به جنبش دانشجويی و آن همه مصلحت جويیهای ذليلانه اصلاح طلبان در برابر تهاجم به حقوق ملت و سركوب دانشجويان اميدوار بودند كه با غيرسياسی كردن دانشجو و دانشگاه، جنبش دانشجويی، يعنی موتور به حركت درآورنده جنبش آزاديخواهانه ملی را خاموش كنند. نتيجه كار آنها اما برعكس شده است. جنبش دانشجويی با توهم زدايی نسبت به همه جناحهای حكومتی و هماهنگی و همدلی بیسابقه در دفاع از آزادی و حقوق بشر ظرف دو سال گذشته به همانجائی رسيده است كه برای تبديل شدن به يك جنبش مستقل و نيرومند ضد استبدادی بايد میرسيد. آزادی يك امرطبقاتی نيست. بلكه همه طبقات بجز گروه اندك خودكامگان حاكم به آن نيازمندند. آزادیهای فردی و سياسی با سرنوشت ايران و منافع و مصالح حال و آينده ملت ايران گره خورده است. دانشجويان نيز از يك طبقه معين نيستند از همه طبقات و اقشار جامعهای هستند كه میخواهد به هرقيمتی شده دوران طولانی و دردناك استبداد را پشت سر گذارد. دانشجويان وقتی بر سر يك خواست ملی هماهنگ و همدل شوند، همه مردم را همراه و هماهنگ میكنند. چنين كاری در ايران از هيچ حزب و گروه و طبقهای بجز سپاه ميليونی دانشجويان كه متعلق به همه ملت و فرزندان همه مردم ايراناند ساخته نيست. جنبش دانشجويی ايران حالا ديگر بر سر خواست مبرم جامعه همدل و هماهنگ است، اما روشهايی كه در مبارزه عليه استبداد به كار خواهد گرفت ونيز ظرفيت آن در انجام اعتراضات سازمان يافته، نامعلوم و هنوز مورد سوال است. شرط گسترش اين جنبش در حدی كه اكثريت دانشجويان را حول دفاع از آزادی فعال كند، پيوند با جنبش عمومی را ممكن سازد، و احتمال سركوب جنبش دانشجويی را به حداقل برساند آن است كه: ١- جنبش دانشجويی به هيچ وجه از روشهای مسالمت آميز فاصله نگيرد و در دام درگيریهای خشونت آميز درنغلتد. دشمنان آزادی فقط زمانی میتوانند مجموعه گسترده نيروهای مسلح را برای سركوب، هماهنگ و منسجم كنند كه جنبش دانشجويی به خشونت روی آورد. چرا كه در اين صورت اولا بخش عظيمی از دانشجويان از اين حركات فاصله میگيرند و در نتيجه حركات اعتراضی ضعيف و قابل سركوب میشوند و ثانيا آن كه استبداد نيز برای سركوب توجيه پيدا میكند. برعكس هرچه جنبش دانشجويی درعين قاطعيت در مضمون و خواستهها، بيشتر به روشهای مسالمت آميز مبارزه عليه استبداد وفادار بماند، طيف عظيم تری از دانشجويان را به حركت درمی آورد و سركوب آن، هم به دليل ناتوانی دشمنان آزادی در توجيه نيروهای مسلح به تهاجم مسلحانه عليه اقدامات مسالمت جويانه دانشجويان و هم به دليل گسترده بودن جنبش دشوارتر میشود. فراموش نكنيم كه نيروهای مسلح نيز همگی دنباله رو مافيای سياسی حاكم برايران نيستند و چه بسا كه بسياری از افراد نيروهای مسلح با دانشجويان درد مشترك و خواست مشترك دارند. دانشجويان بايد حساب آنان را از حساب سران رژيم و گروه كوچك انصار حزب الله جدا كنند. ٢- فعالان جنبش دانشجويی بايد راههای حركات اعتراضی هماهنگ و سازمان يافته را بررسی كنند و هرچه زودتر تشكيلات لازم برای سراسری كردن و همزمان كردن اعتراضات را ايجاد نمايند. ايجاد سلولها و كميتههای هماهنگ كننده فعاليت دانشجويی مهمترين بخش چنين تشكيلاتی است. اگر جنبش دانشجويی بتواند در پی افت و خيزهای خود به يك جنبش سراسری وسازمان يافته تبديل شود و صدها هزار دانشجو را در حركات همزمان و هماهنگ به فعاليت عليه استبداد بكشاند بیترديد تحول بزرگی در راه شكل گيری جنبش همگانی ملی عليه استبداد در ايران پديد میآيد، تحولی كه میتواند تا يك قيام ملی ارتقاء يابد. شنبه ٢٤ خردادماه علی كشتگر |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |