| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
اقتدارگرايان ضعيفتر از آنند كه تصور میشود * اعلام وضع فوقالعاده
خودكشی جمهوری اسلامی است
* پس از سقوط طالبان افكار عمومي جهاني و دولتهاي غربي خواهان سقوط جناح طالباني حكومت اسلامي در ايران هستند علی
كشتگر
جمعه ٨ آذر
١٣٨١
ايران روي مرزي سير مي كند كه يك سوي آن استبداد سياه فاشيستي ديني است كه علي خامنه اي و هاشمي رفسنجاني و دارودسته هاي منزوي زير رهبري آنان مي خواهند و سوي ديگر آن آزادي و حاكميت ملي است كه ملت خواهان آن است. اوضاع بقدري لغزنده و نامعلوم است كه معلوم نيست در آيندهي نزديك سرنوشت ما با كدام يك از اين دو راه گره ميخورد. در كوتاه مدت هردو راه امكان پذيرند. اما در ميان مدت استبداد هيچ شانسي ندارد. بحران حاد كنوني كه در همه وجوه جامعه و حاكميت بروز كرده نشانه چالش اين دو گرايش است. اما اين وضع پايدار نيست، دير يا زود يكي از اين دو راه خود را تحميل مي كند. حقيقت آن است كه اردوي استبداد به حدي ضعيف و آسيب پذير است كه مي توان گفت در تمام تاريخ ايران، هرگز چنين نبوده است. براي درك بهتر وضعيت اقليت خودكامه هوادار استبداد، خوانندگان را به حقايق انكارناپذير زير توجه مي دهم: 1- فرهنگ استبدادي و گرايش سياسي ناشي از آن بويژه گرايش استبدادي حاكم در ميان مردم ايران كاملا منزوي و مطرود شده اند. چهره هاي شاخص آن افشا شده و منفورند. چنان كه در تاريخ ما هرگز هيچ خودكامه اي به اندازه علي خامنه اي و هاشمي رفسنجاني منفور ملت نبوده اند. ماهيت دارودسته هاي زير رهبري آنها از قبيل جمعيت موتلفه اسلامي، باند مدرسه حقاني و دسته هاي انصار حزب الله نيز چنان آشكار است كه مردم مدتها است اين گروهها را دشمن اصلي خود و خائن به ايران و ايرانيت مي دانند. 2- در صحنه بين المللي اين جريان استبدادي نه فقط تكيه گاهي ندارد، بلكه به درستي مخل ثبات و امنيت جهان و منطقه تلقي مي شود. به گونه اي كه ايالات متحده و اروپا نمي توانند با اين گروه همان مناسباتي را دارا باشند كه درگذشته و يا امروز با برخي از جريانات خودكامه در ساير كشورهاي جهان داشته و دارند. اگر پيش از سقوط شوروي و بلوك شرق، كشورهاي غربي، اردوگاه سوسياليسم را دشمن شماره يك خود تلقي مي كردند، امروز علاوه بر غرب، روسيه و كشورهاي اروپاي شرقي نيز فاشيسم مذهبي را دشمن اصلي خود مي دانند. و از آنجا كه در ميان جريانات بنيادگراي مذهبي اقتدارگرايان حاكم بر ايران تنها جريان داراي قدرت دولتي است و مي تواند الهام دهنده و حامي ساير جنبش هاي افراطي ديني باشد، دشمن شماره يك دموكراسي، صلح و ثبات جهاني تلقي مي شود. جهان ما نمي تواند فراموش كند كه رشد افراطي گري و تروريسم مذهبي در كشورهاي اسلامي با روي كار آمدن جمهوري اسلامي آغاز شد. امروز نيز يكي از راههاي موثر مبارزه با جنبش هاي افراطي ديني فشار بر اقتدارگرايان جمهوري اسلامي و محروم كردن جنبشهاي افراطي از حمايت دولتي اين گروه است. 3- روندهاي جهاني و منطقه اي اساسا با ادامه حاكميت اين جريان خودكامه ديني در ايران در تضاد است. پس از سقوط طالبان افكار عمومي جهاني و دولت هاي غربي خواهان سقوط جناح طالباني حكومت اسلامي در ايران هستند. نزديكي اروپا و آمريكا در ايجاد فشار بر اين جريان و روندها و تحولات منطقه اي به سمتي سير مي كنند كه روزبه روز امكان مانور و ادامه حكومت اقتدارگرايان در ايران دشوارتر و بي آيندگي آن آشكارتر مي شود. 4- جريان اقتدارگراي حاكم فاقد ظرفيت دگرگوني در جهان بيني خود و نرمش در استراتژي سياسي ملي و بين المللي است. چرا كه بدنه و تكيه گاه آن با نگرش و ايدئولوژي افراطي ديني كه اساس آن تقسيم جهان به اسلام و كفر است، پرورش و سامان يافته است. در عمق تفكر و ديدگاه اين جريان، دموكراسي، حقوق بشر، برابري زن و مرد و برابري مسلمان و غيرمسلمان كفر تلقي مي شود. و به همين اعتبار جرياني است كه عميقا با صلح و دوستي ميان ملت ها دشمني مي ورزد. تجديدنظر رهبران اقتدارگرا در اين مباني فكري كه لازمه انعطاف در سياست هاي ملي و بين المللي آنها است، بلافاصله به بحران هويت، كشمكش حاد در بدنه اين جريان و فروريزي و فرسايش نيروي آن تبديل مي شود. به همين دليل نيز اين نيرو حتي ظرفيت كنار آمدن با راه حل هاي اصلاح طلبان حكومتي و شخص خاتمي نيز ندارد. حقيقتي كه در سالهاي گذشته بارها ثابت شده است. فراموش نبايد كرد كه توجيه ديدگاهي و ايدئولوژيك سياست هاي ضد ملي و سركوبگرانه داخلي و تنش فزايانه بين المللي اين جريان با منافع و درآمدهاي بي حساب اقتصادي نيز گره خورده و به آن خصلت يك جريان مافيائي ايدئولوژيك داده است. پديده اي كه شايد نظير آن را نتوان در تاريخ به آساني مثال آورد. براين اساس اين جريان نه فقط براي ايران كه براي جامعه جهاني نيز يك غده سرطاني خطرناك تلقي مي شود كه بويژه از زمان جنايت يازده سپتامبر به اين سو، تحركات و هماهنگي هاي جهاني عليه آن آغاز شده. ملت ايران مي تواند در مبارزه آزاديخواهانه خود هوشيارانه از اين هماهنگي جهاني عليه استبداد حاكم بهره برداري كند. بنابراين همه خواسته هاي ملي و روندهاي اصلي جهاني درجهت موجوديت استبداد ديني حاكم بر ايران سير مي كنند و پرواضح است كه اقتدارگرايان ضعيف تر از آن هستند كه بتوانند در برابر فشارهاي فزاينده ملي و بين المللي دوام آورند. واكنش هاي جنون آميز آنها در قبال ابراز نظر و انديشه و توسل روزمره به دسته جات فاشيستي لباس شخصي براي سركوب تجمع ها و اعتراضات مردم و دانشجويان همگي ازهمين احساس ضعف و خطر ناشي مي شود. يك اعتراض عظيم ملي كه بتواند مردم را در تهران و شهرهاي بزرگ كشور به حركت آورد و جامعه را به سوي نافرماني مدني بكشاند، به سرعت از حمايت جهاني بهره مند مي شود و رژيم خودكامه اقتدارگرايان را بسيار آسان تر و سريع تر از حكومت هاي اروپاي شرقي ساقط مي كند. چرا كه نه رژيم قدرت سركوب اعتراضات فراگير ملي را دارد و نه شرايط كنوني جهان امروز بويژه براي اقتدارگرايان حاكم بر ايران براي چنين سركوبي مناسب است. سران جريان اقتدارگرا اين آسيب پذيري فوق العاده خود را بهتر ازهركس ديگري درك مي كنند. از همين رواست كه از گسترش اعتراضات دانشجويي و تبديل آن به اعتراضات عمومي به شدت وحشت دارند. ترس آنها از كوچكترين گردهمائي ها و انتقادات نيز دقيقا از همين آسيب پذيري و احساس خطر ناشي مي شود. جنبش اعتراضي فراگير حول شعار رفراندوم بر سر مبرم ترين خواسته هاي آزاديخواهانه ملت سرانجام در ايران شكل خواهد گرفت. گرايش عمومي جامعه در همين راستا سير مي كند، اكثر جريانات و فعالان سياسي اپوزيسيون نيز نشان داده اند كه اين گرايش عمومي را درك مي كنند و در راه چنين تحولي بتدريج همسو و همراه مي شوند. گفته مي شود كه جمهوري اسلامي پيش از آن كه با فشارهاي ملي بر سر رفراندوم مواجهه شود ممكن است وضع فوق العاده اعلام كند و حتي گروهي از اصلاح طلبان را نيز پيش از آن كه خود ازحكومت خارج شوند از حاكميت اخراج كند. در پاسخ اين احتمال بايد گفت كه در اين صورت اقتدارگرايان دست به خودكشي جمعي زده و مرگ خود را جلو انداخته اند.اگر صدور حكم اعدام براي هاشم آغاجري به سرعت همه طيف هاي دانشجويي و استادان و روشنفكران را همراه و همدل كرد و همه را به واكنش اعتراضي كشاند، اعلام وضع فوق العاده توسط فاشيستهاي مذهبي، همه گروههاي سياسي متنوع اپوزيسيون از چپ تا راست و ميانه را در داخل و خارج از كشور هماهنگ و متحد خواهد كرد و هماهنگي فشارهاي فزاينده داخلي و جهاني عليه اقتدارگرايان زمينه ساز قيام ملي خواهد شد. از اعلام وضع فوق العاده نبايد ترسيد. فقط از هم اكنون بايد براي چنين احتمالي آماده شد. |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |