|
بازگشت به صفحه اول |
Fri 16.01.04 | 1:22
تحريم يا شركت؟ مسئله اين نيست!
ناصر كاخساز
جمعه ٢٦ دی ۱۳۸۲ با اقدامات و تصميمات مستبدانهاي كه اخيرا شوراي نگهبان، در مورد حذف بسياري از كانديداها، اتخاذ كرد، شرايط بحراني بازهم بحراني تر شد. قرائن و امارات بخوبي نشان مي دهند كه گروه حاكم نه از عمق بحران آگاهي دارد و نه از فاجعهاي كه نتيجه آن سقوط خود او از قدرت سياسي خواهد بود. گروه حاكم، سرمست از نخوت قدرت، از اين نكته غافل است كه شرايط جهاني و داخلي سقوط استبداد ديني هرگز به اين اندازه مساعد نبوده است. و او ديگر در موقعيتي نيست كه بتواند، براي مدتي طولاني، از موضع قدرت، بر كلامي واحد پا فشارد. اين گروه قرون وسطائي تنها از روحيه هراس و مصلحت گرائي مسلط بر اصلاح گران از طرفي، و صفوف اپوزيسيون از طرف ديگر، سود مي برد. توجه افكار عمومي جهاني اكنون بيش از هر زمان به ايران دوخته شده است و اين فرصت طلائي بدست آمده است كه حساب حاكميت اسلامي، همان گونه كه در واقع نيزهست، تماما به عهده ملايان بنيادگرا گذارده شود. اين گونه كه معلوم است سردمداران ياد شده نه از سرنوشت طالبان آگاهي و عبر ت گرفته اند و نه از سرنوشت صدام. چرا كه آن ها بر هراس و محافظه كاري اصلاح گرايان - كه همواره تحليل مردم جهان را از ماهيت حاكميت اسلامي به اغتشاش و ابهام كشانده اند - سرمايه گذاري گسترده اي كرده اند. و در اين ميان آنان حمايت غير مستقيم برخي نيروهاي اپوزيسيون را نيز - كه از طريق حمايت اين نيرو ها از اصلاح گران تحقق مي يابد- به حساب مي آورند. در شرايط حساس كنوني، مسئله، شركت در انتخابات يا تحريم آن نيست. سياست تحريم، از سوي برخي نيروهاي اپوزيسيون در خارج، كه بربنياد سياست حمايتي آنان از جناحي از جناح هاي حكومت قرار دارد، جوهر چندان محكم و مبتكرانه اي ندارد و از گرايشاتي گرفته مي شود كه در ميان اصلاح گران اخيرا بوجود آمده و بازگوگر ياس آن ها از جناح مسلط است. اين سياست رويه ديگر سياست حمايت سنتي توسط آن ها در گذشته است كه به نوبه خود از گرايشات درون اصلاحات در حكومت دنباله روي مي كرده است. تالي فاسد اين گونه تحريم اين است كه بر همان لجستيك در سياست حمايت سنتي متكي است. و بنابراين متزلزل است. اين تزلزل به تبع سازش آتي اصلاح گران، زير سياست تهديد و امتياز بنيادگرايان، تحقق خواهد يافت. اكنون به جاي طرح مسئله شركت يا تحريم، بايد اخلاق مبارزاتي و مقاومت اخلاقي مردم و همچنين اصلاح گران را بالا برد و از تكرار سياست گذشته- كه به تدريج تضاد اصلاح گران را با جناح مسلط به گونه فزاينده اي تحت الشعاع شباهت و اشتراك بين آنان مي كرد- پايان داد. تا كنون اصلاح گران، و به تبع آن ها سياست حمايت سنتي از بيرون، به مغشوش كردن موقعيت جمهوري اسلامي در ذهن جهانيان كمك كرده اند. اصلاح گران بايد ديگر به اين نكته پي برده باشند كه راه هاي سازش و اشتراك طي شده اند. و از كل اين بساط تنها نقشي تشريفاتي به آن ها خواهد رسيد. اكنون راه آن ها اين است كه خلاء حضور خود را در حاكميت، به مردم ايران و جهان بنمايانند و به روند مايوس ساختن روز افزون مردم پايان دهند و به جاي آن با مردم دگر انديش صرفنظر از مسلك و مذهب و جنسيت و غيرو در ارتباطي انساني و دموكراتيك قرار بگيرند. امروز تنها از طريق سازش اصلاح گران با بنياد گرايان است كه استبداد ديني در جامعه ما دوام مي يابد. هنگام آن است كه توسط يك سياست اپوزيسيوني روشن و قاطع، بر روند سياست هاي ميان حكومتي تاثير گذارده شود - و اين با حمايت سنتي از يك جناح متفاوت است. هنگام آن است كه به جناح اصلاح گرا – كه ممكن است بزودي به سازشي ارزان تن دهد - بيداري داده شود. خلاصه كلام سياست تحريم الزاما به معناي راديكال تر كردن سياست اپوزيسيون نيست. اگر با شركت در انتخابات امكان منفرد كردن بنيادگرايان وجود داشته باشد، فبهالمراد. منظورم اين است كه شركت يا تحريم به خودي خود مسئله نيست. مسئله، لوجستيكي است كه در پشت سر اين تاكتيك ها مي ايستد و نقش دست اول را در صحنه مبارزات سياسي و اجتماعي در ايران به عهده دارد- چيزي كه اپوزيسيون ما فاقد آن است. براي دست يابي به اين لجستيك، اول بايد به حمايت از اشتراك دو جناح حكومتي، در اتحادي عمودي و مداوم، كه تنها به سود بنياد گرايان است، و با فريب خود و مردم همراه است، پايان داده شود. و با الهام از اين لوجستيك با انتخابات برخورد شود. اگر لجستيك درست باشد بين تحريم انتخابات و شركت در آن فرق زيادي وجود ندارد. بدون اين لجستيك نه به جنبش ملي ره مي توان برد و نه مي توان شور و شوق و اعتماد مردم را بر انگيخت. در راستاي تحليل بالا چند نكته قابل بررسي است: -سياست اپوزيسيون در خارج از كشور بايد اين قاعده را بشناسد كه سياست هاي دگر انديش در بيرون از مكانيزم انتخاباتي، كه زير سيطره حاكميت ديني برگزار مي شوند، قرار مي گيرند. عدم توجه به اين موقعيت باعث مي شود كه يك نيروي اپوزيسيوني، در جاده اي يك طرفه و به گونه اي تخيلي، در انتظار سهمي دموكراتيك، در انتخابات فعال شود. يعني درگير يك بازي شود كه در آن عملا مشاركت ندارد. شناخت اين موقعيت، در تحليل ها و هنگام اتخاذ تاكتيك هاي انتخاباتي، به اقدام سياسي منطق مي دهد و به اقدامات گوناگون در زمان هاي متفاوت پيوستگي و ثبات اخلاقي مي بخشد. يعني سياستي كه اتخاذ مي شود منطقا بازگو كننده موقعيت سياست گذار است. - در صورتي كه قرار باشد مردم به شركت در انتخابات ترغيب شوند، نميتوان در خارج از كشور نيز، كه فضاي تبعيد و مهاجرت سياسي است، عناصرسياسي را، براي دادن راي، به سفارت خانه ها، كه بخشي از قلمرو سياسي قدرت مذهبي حاكم اند، و جزئي از يك كل امنيتي و اخلاقي وابسته به آن، كشاند. - نكته ضروري ديگر اين است كه ما دگر انديشان در خارج از كشور، حتي از نظر بسياري از اصلاح گران مذهبي، خارج از مكانيزم انتخابات قرار مي گيريم. البته آن ها هميشه حاضرند، به صورتي يك طرفه، از توان تبليغاتي دگر انديشان بهره بگيرند. شناخت اين نكته از اين نظر ضرورت دارد كه مي تواند سياست هاي اتخاذ شده را از بي ثباتي و اغتشاش رها سازد. - بدون ترديد بايد از تلاش و تلاطمي، كه عليه تماميت خواهان ديني در امر انتخابات بوجود آمده است، حمايت كرد. اين نوع حمايت ولي نبايد در چارچوب سنت حمايت جناحي عملي شود كه به قرباني كردن مواضع مستقل اپوزيسيوني مي انجامد. - پراگماتيزم و رئاليزم سياسي نبايد موجب بي توجهي به نياز مردم به ثبات و ايستادگي و تقواي سياسي گردد. ثبات و ايستادگي اخلاقي به اقدام هاي سياسي پيوستگي مي بخشد و مردم به اين گونه پيوستگي علاقه مندند. رژيم استبداد ديني، به رغم ظاهر متفاوتي كه به نمايش مي گذارد، بيش از هميشه آسيب پذير شده است. اصلاح گران در درون حاكميت، و اپوزيسيون در بيرون آن، اگر با قاطعيت به مقاومت خود ادامه دهند، استبداد ديني را به تسليم وادار مي كنند. نقش اپوزيسيون در خارج از كشور از اين لحاظ اهميت دارد كه ميتواند به جاي حمايت سنتي از اصلاحات، از راديكال شدن اين روند، به زيان بنياد گرائي، حمايت كند. بدون اين راديكاليسم نه درستكاري ما در محك آزمايش قرار خواهد گرفت و نه مردم جلب خواهند شد و نه استبداد ديني ساقط. ناصر كاخساز 14.ژانويه 2004 |
|
ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك) Iran Emrooz (iranian political online magazine) iran emrooz©1998-2005 ........... editor@iran-emrooz.net |