‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





هشداری از سردوستی
* ملي مذهبي‌ها بايد واقعا" ملي ـ مذهبي باشند يعني اولويت را به مليت بدهند و گرنه مذهبي ـ ملي نام مناسب‌تري براي آنها است.
 
ناصر كاخساز
جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۸۱

نامه تكان دهنده مهندس عزت الله سحابي هر انسان آزاده‌ای را متاثر ‌می‌سازد و به نظر من هر انسان صميمي و مسئولي را به تاملي دگرباره، درساختار اصلاح ناپذير و غيرانساني گروه حاكم كه با خشونت و ترحم ناپذيري اداي انقلابي بودن را در‌می‌آورد، وا‌می‌دارد.
گروه حاكم حتي از مصيبت‌هائي كه بر صدام حسين مي‌گذرد درس عبرت نمی‌گيرد و در جنون و هيستري قدرت حتي منافع خود را براي آينده نزديك نيز قرباني عشق و تعصب بي مرز خود به قدرت ‌می‌كند.

صدام حسين نيز طي دهها سال با خشونت عريان و با نفي فيزيكي بيرحمانه مخالفين، خود را از مشورت و شنيدن نظر خردمندان محروم ساخت و بسان يكه تازي ماجرا جو در صحنه جهاني كشور خود را بصورت ضعيف ترين حلقه زنجير در مناسبات دنياي امروز درآورد و به طعمه‌ ای هوس انگيز براي طرفداران جنگ در سياست جهاني تبديل كرد. اكنون به نظر ‌می‌رسد خشونت طلبان حاكم بر ايران گرچه، به شيوه‌ای با صطلاح مزورانه تر، درهمان هيستري فرو رفته‌اند. آنها فكر ‌می‌كنند اعمال خشونت در داخل را ‌می‌توانند زير سايه بازيهايي با قدرت‌هاي بزرگ بپوشانند و نوعي تعادل در مناسبات خود بوجود بياورند و از آن طريق به ادامه حكومت خود دلخوش باشند.

همه بازيگراني كه بجاي خردمندي به كمك تزوير در بازي مشاركت كرده‌اند بازنده بوده‌اند نمونه و مثال فراوان است. امروز ديگراز هرزمان آشكارتر شده است كه با نقض مداوم حقوق انساني وبا خشونت وسلب حيثيت از انسانها كساني خسران عمده را خواهند ديد كه اين گونه بازي‌هاي تزويرگرانه را براه ‌می‌اندازند. تزوير در بازي يعني نقض قواعد بازي يعني نفي ديپلماسي - كه در جهان امروز - تنها در چارچوبي دموكراتيك و انتخابي و با رعايت نسبي حقوق انساني مخالفين امكان پذير است.

نشاندن تزوير بجاي خرد به اصطلاح كار مرد رندان است و مردم جهان امروز آگاه تر از آنند كه بتوان فريب شان داد و تزويرگران را بجاي خردمندان به آنها قالب كرد.

براي من حتي جاي كوچكترين ترديدي نيست كه حاكميت بي خردان حاكميت جهل و تعصب، با پايمال كردن حقوق انساني هم دينان و هم مسلكان خود قبل از هر چيز هر نوع چشم اندازي براي آينده خود را از ميان ‌می‌برند. آنها در حقيقت با افزون كردن بي رحمي و خشونت راه ترحم در مورد خود را در آينده ‌می‌بندند. آنچه ولي در اين ميان باقي ميماند تاملي انساني است و بازنگري خردمندانه است كه نيروهاي موسوم به ملي مذهبي بعلت گرفتاري در سلوكي  محافظه كارانه كه به آن عادت كرده‌اند، از آن طفره ‌می‌روند. ملي مذهبي‌ها در حقيقت بيشتر مذهبي – ملي شده‌اند. و اتفاقا هرچه مخرج مشترك محافظه كارانه خود را بيشتر گسترش ميدهند به نحو خشن تري زيرفشار و سركوب قرار خواهند گرفت. آنها بايد بر عنصر ملي و انديشه مصدقي تاكيد بيشتري بورزند و تعصب ديني خود را با گسترش سلوك ملي كاهش دهند و خود را واقعا به نيروئي ملي تبديل كنند و اعتقادات مذهبي خود را مانعي در راه مناسبات انساني و ملي در جامعه ايران نسازند. اين درسي است كه آنها از نامه تكان دهنده مرد شريفي كه عمري را در رنج و حبس گذرانده است بايد بگيرند. ملي – مذهبي‌ها بايد واقعا ملي – مذهبي باشند يعني اولويت را به مليت بدهند و گرنه مذهبي – ملي نام مناسب تري براي آنهاست همه نيروهاي دموكراتيك از حوادث تلخ و ستمي كه بر آنها و جامعه آنها ‌می‌گذرد درس‌هاي جديدي بيرون ‌می‌آورند. هميشه يكسان نگريستن و يكسان ماندن آنها را هرچه بيشتر محافظه كار كرده و ديناميسم تاريخي را از آنها ‌می‌گيرد. بعد از هر حادثه سخت و تكان دهنده، بعد از هر شكست بعد از هر تغيير كلي، تحليل‌ها بايد دگرگونه شده و مناسبات انساني جديدي در فرارو قرار بگيرند، محافظه كاري در مقابل خشونت خشونت را تقويت خواهد كرد. براي بيرون رفتن از دور دوزخي محافظه كارانه لازم نيست بكارهاي شاق و خارج از توان متوسل شد. تنها كافي است تحليل‌ها را تغيير داد و مناسبات انساني خود را گشود. شما ‌می‌توانيد هيچ عمل تند سياسي انجام ندهيد ولي كافي است نظرات انساندوستانه خود را بر نظرات اسلام گرايانه خود تقدم بخشيد و اينرا در مناسبات عملي غيرسياسي خود به مردم نشان بدهيد. كاري كه انسان دوستان مسيحي و بودائي و غيره به آن پا فشرده‌اند. كما اينكه سنت‌هاي مشابهي در نهضت ملي ما وجود داشته است و بعدها و بتدريج با رشد راديكاليسم مذهبي از ان سنت‌ها فاصله گرفته شده است.

رخنه تعبد مذهبي در انديشه سياسي از پايه‌هاي مشتركي است كه انديشه ملي – مذهبي را با فيليستينيسم  گروه حاكم مرتبط ‌می‌سازد. برگشت به ميراث‌هاي نهضت ملي راه تفكيك اين پايه‌ها از يكديگر است. زنده ياد شمشيري را بايد بياد آورد كه ضمن تقليد در احكام مذهبي از آيت الله كاشاني براي زندگي خصوصي خود در سياست دست مصدق را ‌می‌فشرد. ملي- مذهبي‌ها بايد بدانند كه اصلاح گروه حاكم به اين دليل نيز ناممكن است كه خشونت گران هنگامي كه خشونت را به ايدئولوژي تبديل ‌می‌كنند در آن محصور و زنداني ‌می‌شوند و عملا نيز راه بيرون آمدن از اين زندان را بر خود ‌می‌بندند، آنها قرباني اعتقاد خويش به خشونت بي مرز ‌می‌گردند.

 
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de