‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





يك راستگردانی كوتاه
 
محسن حيدريان
پنجشنبه ۲٧ شهريور ۱۳۸۲

خانمي با نام واقعي يا مستعار آتاناز وفايي در نوشته اي عصباني در ايران امروز مقاله من درباره همه پرسي سوئد را مورد نقد قرار داده است. درست همانطور كه ايشان تاكيد كرده اند رفراندوام سوئد با شكست فاحش موافقان يورو به پايان رسيد. اين شكست فاحش عللي داشت كه من در مصاحبه روز دوشنبه با راديو «پژواك» راديو دولتي سوئد به فارسي به آنها اشاره كردم. علاقمندان ميتوانند در سايت راديو «پژواك» آنرا گوش كنند. لذا بحث استدلالي از نگاه ارزيابي انتخابات آن هم پس از پايان همه پرسي بلاموضوع گرديده است. اما از آنجا كه نوشته ايشان حاوي خطاهاي گمراه كننده اطلاعاتي درباره شخصيت مخاطب وي يعني نگارنده مي باشد، در اينجا تنها به چند راستگرداني اكتفا مي كنم.

١_ مقاله من درباره رفرندوام سوئد يك روز قبل از قتل آنا ليند به ايران امروز فرستاده شده كه متاسفانه با دو روز تاخير انتشار يافت. لذا انتشار آن يك روز قبل از برگزاري همه پرسي ربطي به تخطي من از زمان توقف كارزار انتخاباتي در سوئد نداشت. اديتور ايران امروز گواه اين واقعيت است.

٢_ خانم وفائي گرايشهاي حزبي در سوئد را به سبك نظام هاي توتاليتر ارزشگذاري كرده و در اين ميان جهت نكوهش ، مرا عضو حزب راست ميانه رو سوئد معرفي كرده است. در جامعه چند حزبي سوئد نه عضويت در حزب چپ «خير» تلقي ميشود و نه عضويت در حزب ميانه رو «شر» قلمداد ميشود. اما من هرگز عضو يا هوادار حزب ميانه رو سوئد نبوده ام ، ولي با حزب سوسيال دمكرات سوئد رابطه و نزديكي فكري داشته ام. صرفنطر از موافقت فكري من با سوسيال دمكراسي و موافقان يورو، شركت در كارزار انتخاباتي سوئد هيچ نسبتي با تعلق سياسي من نداشت. فعاليت سياسي در احزاب سوئدي با اينكه براي ما ايرانيان بسيار آموزنده و مفيد است ، اما هرگز روح و اندرون مرا ارضا نكرده است. بعنوان يك ايراني وطن دوست همواره ترجيح داده ام بجاي آنكه نخود هر آش شوم ، بضاعت اندك خود را در راه دمكراسي و عدالت اجتماعي در ايران صرف كنم.

٣_ عصبانيت خانم وفائي چنانكه از نوشته شان بر ميايد به توضيحات من درباره صف بندي دو بلوك موافق و مخالف يورو بر مي گردد. در نوشته من بطور شفاف و بدون ارزشگذاري «خير» و «شر» در اين باره آمده است كه: «بازيگران اصلي مخالف يورو عبارتند از: رهبران احزاب چپ، مركز، محيط زيست ، حزب (نژاد پرست) دموكراتهاي سوئد و نيز اقشار دهقاني ، حاشيه نشين و بخشي از نمايندگان زنان شاغل در بخش دولتي.»

اين صف بندي كه در ده ها مقاله تحقيقي و مطبوعاتي مستند در آستانه انتخابات سوئد مورد تاكيد قرار گرفته بود، هيچ تناقضي با نتيجه انتخابات ندارد. داده هاي پس از انتخابات نيز مويد تفاوت فاحش ميان نوع راي زنان با مردان و ساكنان شهرهاي بزرگ با شهرهاي كوچك و نيز نسبت تحصيل راي دهندگان است. اما از منظر داده هاي پس از انتخابات ميتوان اينرا نيز به جدول فوق اضافه كرد كه درصد بزرگتري از حقوق بگيران سوئد، برخلاف توصيه رهبران سوسيال دمكراسي راي مخالف دادند. گرچه اين رفتار مغاير با آرمانهاي آناليند و كارزار انتخاباتي او بود كه اتفاقا نشانه استقلال جامعه مدني سوئد از احزاب سياسي است.

بهرحال همچنان كه در ارزيابي علل شكست موافقان يورو با راديو پژواك تصريح كردم ، همه پرسي نشان داد كه مخالفان يورو گرچه در دو استان بزرگ و اصلي سوئد يعني استلكلهم و اسكونه (مالمو) شكست خوردند، اما داراي پايگاه وسيع تري در بدنه جامعه سوئد و از جمله در ميان راي دهندگان حزب سوسيال دمكرات اين كشور بودند. اما مساله اصلي اين است كه برخلاف رويكرد خانم وفائي در نظام هاي دمكراتيك راي مثبت يا منفي نشانه فضيلت يا رذالت راي دهندگان نيست ، بلكه كاربرد حق دمكراتيك و مشاركت در انتخابات صرفنظر از نوع راي يك ارزش مثبت تلقي ميشود.





[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de