‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




رفروندام سوئد درباره «يورو»
هيچ انسان و كشوری جزيره نيست!
  • نظر سنجی‌های كنونی نشان ميدهد كه نسبت موافقان و مخالفان يوور حالتی فوق‌العاده شكننده دارد. دوران طولانی آرامش و رفاه همگانی نهادی شده در سوئد و روحيه ترس و انتظار و ذهنيت ‌«نظاره گرايانه‌» زمينه ساز حفظ ‌«جزيره سوئد‌» در بخش‌های قابل توجهی از اقشار سنتی سوئديهاست
  • در چنين تعادل شكننده‌ای رای آری ايرانيان ميتواند تاثير تعيين كننده‌ای در چرخش عظيم و آينده ساز سوئد بسوی يك جامعه بازتر و يك اروپا و سوئد تازه داشته باشد. ايرانيان ساكن سوئد حدود يك درصد و خارجی تباران ساكن اين كشور حدود ١٢ درصد رای دهندگان را تشكيل ميدهند
     

    محسن حيدريان
    شنبه ۲۲ شهريور ۱۳۸۲
     
    اشاره:
    يكشنبه چهاردهم سپتامبر روز برگزاری همه پرسی در باره انتخاب ‌«يورو‌» واحد پولی اروپا در سوئد است. از چندين ماه پيش دو بلوك نيرومند موافقان و مخالفان ‌«يورو‌» كارزار انتخاباتی گسترده‌ای را برای جلب نظر رای دهندگان در سراسر اين كشور سازمان داده‌اند. گرچه در بسياری از احزاب سياسی سوئد، فراكسيونهای مخالف هم شكل گرفته است ، اما شكاف سياسی و خط تمايز ارزشی از ميان بازيگران دو سوی اين پيكار گسترده انتخاباتی از ميان فكر سازان اصلی سياست و انديشه اين كشور می‌گذرد. بازيگران اصلی موافق يورو عبارتند از رهبران احزاب سوسيال دمكراسی ، مردم ، دمكرات مسيحی ، ميانه رو و نيز صنعت كاران ، بازرگانان ، صاحبان شركتها، بخش اصلی نخبگان فكری ، آموزشی و رهبران اتحاديه‌های حقوق بگيران. بازيگران اصلی مخالف يورو عبارتند از: رهبران احزاب چپ، مركز، محيط زيست ، حزب (نژاد پرست) دموكراتهای سوئد و نيز اقشار دهقانی ، حاشيه نشين و بخشی از نمايندگان زنان شاغل در بخش دولتی. دو نهاد سراسری ‌«يورو آري‌» و ‌«يورو نه‌» همه بازيگران موافق و مخالف را در جنبش گسترده انتخاباتی سوئد برای جلب افكار عمومی سازماندهی كرده‌اند.

    نگارنده بعنوان همكار و سياست شناس بنياد ‌«يورو آري‌» كه وظيفه اصلی اش فكر سازی درباره جلب نظر مثبت رای دهندگان است ، در ماهها و هفته‌های اخير بطور فعال در جريان كارزار انتخاباتی مشاركت داشته‌ام. در جريان اين كارزار گسترده انتخاباتی روزانه در سخنرانيها، كنفرانسها و گفتگوهای انتخاباتی در موسسات ، خيابانها و قرارگاههای ويژه انتخاباتی با رای دهندگان سوئدی و نيز مهاجران در تماس مستقيم و آموزنده‌ای بوده‌ام. جنبش انتخاباتی سوئد يكی از پيشرفته‌ترين و بازترين نمونه‌های موجود در جهان كنونی است. در زير فشرده‌ای از استدلالها و ديدگاههای نگارنده در كارزار انتخاباتی سوئد به اطلاع علاقمندان ايرانی ميرسد. در اين نوشته از كاربرد داده‌های تخصصی ، ارقام و نيز پلميك با مخالفان پرهيز شده است.

    اهميت انتخاب راه
    تاريخ بشريت با افزايش حروف صدادار به الفبای ناقص يونانيان باستان و تكميل حروف الفبا تحول مهمی يافت. پيدايش حروف كامل الفبا امكانات و افق كاملا تازه‌ای برای حفظ و گسترش دانش و دانستنی‌های بشر خلق كرد. اينكه چرا يونانيها اولين ملتی بودند كه حروف كامل الفبا را ابداع كردند، يك پرسش جالب و مورد توجه بسياری از پژوهشگران و مورخان بوده است. در اين ترديدی نيست كه چنين بدعت و نوآوری بزرگی آن هم در دوران باستان ، مستلزم توانايی و ظرفيت فكری و تحليلی قابل توجهی بود. يونانيان باستان از چنين ظرفيت و توانايی سترگی برخوردار بودند. اما پرسش اين است كه چرا؟

    توانايی فكری يونانيان قبل از هر چيز از روابط و داد و ستد تجاری و آشنايی آنها با ديگر ملل و كشورهای جهان ناشی می‌شد. تبادل تجاری ، فرهنگی و فكری با ديگر ملل جهان ، روحيه كنجكاوی و نيروی تخيل و درك يوناني‌ها را بطور محسوسی تقويت كرده بود. آتن طی ٢٠٠ سال در فاصله سالهای ٣٠٠ تا ٥٠٠ قبل از ميلاد به مركز مهم تجاری و نيز رشد خلاقيت ، ابتكار و قوای فكری تبديل شده بود. نتيجه آن پيدايش شعر، هنر، نمايشنامه نويسی و فلسفه بود. تصادفی نيست كه در آموزشهای سرآمدان دوران آنتيك بر آموزش بطور كلی و بويژه علومی همچون فلسفه و رياضی همچون پيش شرط تحول ذهنی نخبگان تاكيد می‌شد. آتن در يونان و اسكندريه در مصر و سپس رم در ايتاليا مهمترين مراكز تجمع نخبگان عصر و برخورد فرهنگها و تجارت هزارساله ميان ملل مختلف بودند. اين مراكز در واقع مهمترين نهادهای فرهنگی و معرفتی دوران باستان را تشكيل ميدادند. مراكز فوق در واقع مدار بسيار گسترده‌ای از تبادل فكر و فرهنگ و تجارت ميان قاره‌های اروپا، افريقا، و شرق ميانه و آسيای صغير را تشكيل ميدادند.

    اما نه تنها تاريخ دوران باستان بلكه تمام تاريخ بشريت و بويژه دوران مدرن به روشنی نشان ميدهد كه عروج و سقوط كشورها و ملتها بستگی به انتخاب آگاهانه راه در دو راهی ميان همگرايی و آميزش با ديگر كشورها از يكسو و كناره گيری ، انزوا جويی و تنگ نظری از سوی ديگر دارد.

    برپايی دولتهای ملی همچون فاز نخست مدرنيته در اروپا كه قريب ١٥٠ سال از اوايل سده هيجدم تا اواسط سده نوزدهم بطول انجاميده بود، با شتاب روند مدرنيته و بويژه رشد چشمگير اقتصادی و صنعتی اوايل قرن بيستم وارد مرحله دوم خود گرديد. در اين مرحله گسترش تبادلات بازرگانی و تحرك سرمايه از فراز مرزهای ملی افزايش فوق العاده‌ای يافت و صدها شركت و نهاد اقتصادی چند مليتی در سراسر اروپا سربلند كرد. اين روند نتايج محسوسی در توزيع قدرت و ثروت در كل قاره اروپا بجا گذاشت. اما در برابر نمونه مثبت همگرايانه يونان باستان و نتايج درخشان آن بايد از يك نمونه منفی در تاريخ مدرن سخن گفت كه انتخاب راه كناره گيری و انزاواجويی نتايج هولناكی ببار آورد. نمونه اخير انتخاب راه مدرن سازی در قرن بيستم از سوی آلمان است. آلمان امروز گرچه يكی از نيرومندترين و رشد يافته‌ترين قدرتهای اقتصادی و صنعتی اروپاست. اما چنين موقعيتی با هزينه انسانی و مادی هولناكی برای شهروندان اين كشور و همه بشريت يعنی دو جنگ جهانی حاصل شده است. نمونه آلمان به خوبی نشان ميدهد كه روند مدرن سازی تنها در دستيابی به هدف رشد اقتصادی و صنعتی محدود نميشود بلكه انتخاب آگاهانه راه اهميت بزرگی در هزينه‌ها و نتايج انسانی اين روند دارد. برخلاف نمونه آلمان اكثر كشورهای اروپا راه همگرايی ، رقابت مسالمت آميز و نزديكی سياسی و اقتصادی در سياست خارجی و اجماع عمومی در سياست داخلی را برگزيدند.

    تاريخ سوئد نشان ميدهد كه سوئديها گرچه نه هميشه اما در اكثر بزنگاههای تاريخی راه همكاری و همگرايی را بر خود خواهی و كناره جويی ترجيح داده‌اند. سوئد درازترين اما كوچكترين كشور اروپايی بود كه در سده نوزدهم تحولات صنعتی ، فكری و سياسی مهمی را از سر گذراند. كشوری كه حدود بيش از يك قرن پيش تنها منبع اقتصادی آن جنگل (بعلاوه يخ و برف) بود در دهه ١٨٧٠ صنايع نساجی ، چوب بری و ذوب فلزات خود را راه اندازی كرد. جنبش‌های كارگری سوئد تحت تاثير فرهنگ سوسيال دمكراسی خصلتی مسالمت‌آميز يافت. در اواخر قرن نوزدهم بسياری بر اين گمان بودند كه تضادهای شديد اجتماعی و مقاومت شديد سياسی و اجتماعی در برابر مطالبات اصلاح طلبانه ، راهی جز توسل به راه حلهای انقلابی در برابر اين كشور نگذاشته است. اما انديشه سوسيال دمكراسی و فرهنگ انتخاب راه رفرم و حل اختلافات و جدالهای اجتماعی بر پايه منافع مشترك معجزه خود را به خوبی نشان داد.

    تمام روند مدرنيته اثبات می‌كند كه در هر چرخش و بزنگاه سياسی ، پرسش انتخاب راه در برابر نخبگان و مردم هر كشور قرار می‌گيرد: نوسازی از چه راهی و پرداخت چه هزينه‌ای؟ همكاری يا انزوا جويی؟ پاسخ به اين پرسش در پيوند نزديك با ارزشها و ذهنيت هر ملت قرار دارد. لذا همه پرسی چهارده سپتامبر تنها انتخاب واحد پول نيست ، بلكه انتخاب يك راه و روش و نيز انتخاب نوع نگاه به جهان امروز و بيش از هرچيز انتخاب يك سياست است.

    اروپای تازه
    ريشه‌های اروپای تازه به دورانهای رنسانس و روشنگری باز می‌گردد. اين دورانها نقاط عطف پيدايش و شكل گيری ‌«اروپای نو‌» و تكامل ذهنی مغرب زمين است كه تاثيری همه جانبه در تاريخ غرب و بشريت داشته است. اتحاديه اروپا بيش از ٥٠ سال پيش با هدف اصلی تامين صلح پايه گذاری شد. اما قاره اروپا از آن زمان تا كنون در همه عرصه‌ها دگرگون شده است. بويژه پس از فروپاشی فاشسيم و پس از آن كمونيسم نه تنها جغرافيا بلكه حيات سياسی و اقتصادی و فكری اروپا همچون پهنه رشد ارزشهای دمكراتيك و انسانی با سرعتی شگرف آور دگرگون شده است. اينك اكثر كشورهای اروپای شرقی دوران اختناق كمونيستی و نظام‌های اقتدارگرای تك حزبی را پشت سر گذاشته و بسوی دمكراسی و رشد مسالمت آميز خيز برداشته‌اند. در حال حاضر واحد پولی ‌«يورو‌» در ١٢ كشور اروپايی رايج است. اما ٢٠ كشور در صف نوبت ايستاده‌اند. در ده سال آينده به جز روسيه همه قاره اروپا با جمعيتی بيش از نيم ميليارد نفر به ‌«يورو‌» خواهند پيوست و اين واحد پولی را به پايه‌ای برای صلح و رشد شتابان اقتصادی و بعنوان نيرومند‌ترين رقيب دلار در بازارهای جهانی تبديل خواهند كرد. ‌«يورو‌» با تسهيل روابط بازرگانی رشد اقتصادی و نيز اتحاد اروپای دمكراتيك را شتاب چشمگيری خواهد بخشيد. در حقيقت ‌«يورو‌» همه مرزها را به روی حركت آزاد كالا، خدمات ، كار، سرمايه ، فرهنگ و دانش در سراسر اروپا فرو خواهد ريخت و چشم انداز كاملا تازه‌ای ايجاد خواهد كرد.

    در اين ترديدی نيست كه حتی در صورت پيروزی مخالفان يورو در همه پرسی ، سوئد هرگز قادر به كنار ماندن از تحولات بزرگ و شتابان جهان و اروپای امروز نيست. حتی اگر سوئد جايگزين جدايی از واحد پولی مشترك و كنار ماندان از روند نوسازی اروپای نو را برگزيند، قادر به كنار ماندن از تحولات بزرگ روند كنونی نيست. لذا در حالی كه تاثيرات احتمالی منفی كوتاه مدت بهرحال ميتواند همه پهنه‌های سياسی و اقتصادی اين كشور را تحت تاثير قرار دهد، بهترين گزينه انتخاب راه همكاری آگاهانه كامل و امكان تاثير گذاری و كسب امكانات و موقعيت بهتر در نوسازی اروپای تازه است. به عبارت ديگر همه پرسی قبل از آنكه مربوط به آينده باشد، گزينش آگاهانه يك راه و روش است. گفتن آری در رفروندام به معنای مسئوليت پذيری سوئد در برابر اروپای تازه‌ای است. رای آری در رفروندام بويژه به معنای انتخاب يك جامعه بازتر در سوئد و گام بزرگی در راه تضمين آرمان صلح در اروپای تازه و جهان است. اما يكی از مهمترين نتايج اين روند ايجاد يك توازن تازه در معادله قدرت جهانی است. رای آری به معنای پرداخت هزينه‌های كمتر برای نوسازی اروپا و بويژه غلبه بر انزوا گرايی در عرصه‌های پرشتاب سياست و اقتصاد اروپای امروز نيز می‌باشد. برپايی يك اروپای تازه و نيرومند بدون ترديد گام بزرگی در راه تحقق آرمانهای صلح جويانه است. صرفنظر از هر ديدگاهی نسبت به ايالات متحده و نقش آن در جهان ، بايد پذيرفت كه يك اروپای تازه بر پايه ارزشهای دمكراتيك و صلح ، همكاری و حقوق بشر به وزنه بزرگی در توازن قدرت جهانی تبديل خواهد شد و از سوی ديگر همچون فاكتور مهمی در گسترش دمكراسی در پهنه جهان سوم و كشورهای مانند ايران عمل خواهد كرد.

    مخالفان ‌«يورو‌» از طيف‌های مختلف و در زير شعارهای چپ گرايانه اما ناسيوناليستی به منظور حفظ استانداردهای بالای سوئد تنها برای سوئديها تبليغات هراس افكنانه‌ای در باره افزايش قيمتها و تخريب مبانی رفاه همگانی سوئد در صورت رايج شدن ‌«يورو‌» به راه انداخته‌اند. حتی اگر به فرض محال همه اين تبليغات نيز صحت داشته باشد، باز هم من بنا به دلايل فوق بعنوان يك ايرانی _ اروپايی برای دفاع از ارزشهای دمكراتيك در سراسر اروپای تازه و ساختن اروپای بازتر و چند فرهنگی‌تر و فروريختن مرزها و موانع كهن ، و نيز برای تحقق آرمان صلح بشری و برای آينده فرزندان خود رای آری به صندوق خواهم انداخت.

    به باور من شتاب تحولات اروپا و جهان امروز، بر دوران انسانها و كشورهای جزاير گونه نقطه پايان گذاشته است. در دوران كنونی دولتها و كشورهای كوچك حتی اگر بخواهند قادر به پيشبرد سياستهای جهانی كارآمدی نيستند. جهان كنون دوران پايان شعارهای بلندپروازانه و تنگ نظرانه از سوی دولتهای كوچك و پديد آمدن چشم انداز تازه‌ای برای رقابت دمكراتيك است.

    بسوی جامعه‌ای بازتر و مرفه‌تر
    ميتوان پذيرفت كه خطر افزايش قيمتها در صورت جاری شدن يورو در كوتاه مدت ميتواند وجود داشته باشد، اما با از بين رفتن شكاف بزرگ كنونی ميان ميزان بهره‌ها بدون ترديد ميزان بهره‌ها در سوئد در دراز مدت كاهش خواهد يافت كه تاثير بسيار مثبتی در امكان رشد بهتر برای اين كشور و افزايش ميزان اشتغال ، پويايی اقتصادی و رفاه بيشتر شهروندان در پی خواهد داشت.

    رای نه در رفروندام ، سوئد را از روند هم پيوندی كامل با اروپا جدا می‌كند و چشم انداز توسعه و پيشرفت اين كشور كوچك را كه بطور كامل وابسته به تبادل بازرگانی و واردات و صادرات با جهان پيرامونی و بويژه اروپاست ، بشدت آسيب پذير می‌كند. رای منفی به يورو در عرصه اقتصادی به معنای سمت گيری در جهت توزيع عادلانه فقر در اين كشور است و نه ثروت. ارزش كرون سوئد كه تنها از سال ٩٤ به اينسو قريب ٣٥ درصد كاهش داشته در صورت رای منفی به يورو بازهم سقوط بيشتری خواهد كرد و ميدان رقابت آن با يورو و دلار را بشدت تنگ‌تر خواهد نمود. برخلاف تبليغات هراس انگيز مخالفان پذيرش يورو هيچ ربطی به كاهش دمكراسی و از دست دادن موفقيتهای اين كشور در توزيع عادلانه قدرت و ثروت ندارد. تنها كاركرد بانك مركزی اروپا تنظيم نرخ بهره مشترك است. اين نقش برخلاف تبليغات حزب چپ، به هيچ وجه كاركرد سياسی ندارد. درست بر عكس رای آری به يوور به نازلتر شدن بهره در سوئد منجر خواهد شد. اما توزيع ثروت و قدرت در پهنه سوئد از وظايف پارلمان و دولت سوئد است. سياست توزيع عادلانه ثروت در سوئد اما در گرو كسب ماليات از در آمد و رونق يافتن بازارهای داخلی و تبادلات بازرگانی خارجی اين كشور است. واقعيت اين است كه در صورت رای منفی به يورو اين سياست گذاری عادلانه در دراز مدت بطور جدی ميتواند به خطر افتد. روندی كه بويژه موقعيت آسيب پذير حقوق بگيران و مهاجران را به مراتب با دشواريهای بيشتری در دراز مدت روبرو خواهد كرد.

    نقش تعيين كننده رای دهندگان ايرانی
    نظر سنجی‌های كنونی نشان ميدهد كه نسبت موافقان و مخالفان يوور حالتی فوق العاده شكننده دارد. دوران طولانی آرامش و رفاه همگانی نهادی شده در سوئد و روحيه ترس و انتظار و ذهنيت ‌«نظاره گرايانه‌» زمينه ساز حفظ ‌«جزيره سوئد‌» در بخش‌های قابل توجهی از اقشار سنتی سوئديهاست. به احتمال قوی برنده رفروندام ١٤ سپتامبر با اختلاف بسيار ناچيز شايد تنها با تفاوت دو درصد و يا حتی كمتر رای دهندگان تعيين خواهد شد. در چنين تعادل شكننده‌ای رای آری ايرانيان ميتواند تاثير تعيين كننده‌ای در چرخش عظيم و آينده ساز سوئد بسوی يك جامعه بازتر و يك اروپا و سوئد تازه داشته باشد. ايرانيان ساكن سوئد حدود يك درصد و خارجی تباران ساكن اين كشور حدود ١٢ درصد رای دهندگان را تشكيل ميدهند. لذا رای آری در همه پرسی به معنای اثر گذاری مثبت در راه يك سوئد چند فرهنگی و هم پيوند با ارزشهای دمكراتيك و صلح جويانه و مدافع حقوق بشر اروپای تازه است. ايرانيان هيچ منفعتی در كنار ماندن سوئد از همكاريهای گسترده و همه جانبه اين كشور از اروپا ندارند، بلكه درست برعكس منافع آنان در بازتر شدن درهای سوئد در همه زمينه‌های تجاری ، فرهنگی و سياسی و تبديل آن به يك جامعه چند فرهنگی واقعی است. اين تحولی است كه بويژه برای زندگی و رشد نسل دوم ايرانيان ساكن سوئد اهميت سرنوشت ساز خواهد داشت.





  • [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de