| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
سزاواریهای جمهوريخواهان ايران
• برجسته ترين تمايز جمهوری خواهان ايجاد
يك نهاد سياسی مدرن است كه به دوران عوامفريبیهای رايج سياسی ، پوپوليسم و سرهم
بندی كردن منشورهای فاقد ظرفيت استمرار ميتواند پايان دهد
• جمهوريخواهان يك جنبش فكری ــ سياسی نخبگاناند كه عنصر توليد فكر و دانش و عامل «عقل سياسی» در آن نقش مركزی دارد • اگر بخواهيم جای جمهوری خواهان را از نظر انديشه سياسی بر اساس اندازههای سياسی شناخته شده جهانی در نظر آوريم ، بيانيه جمهوريخواهی را ميتوان در مقوله ايده سوسيال دمكراسی جای داد. گوهر سوسيال دمكراسی آميزشی خردمندانه از آموزههای ليبراليسم و سوسياليسم است • عليرغم سزاواريهای فوق اما فقدان اعتماد لازم در ميان مولفههای گسترده اين حركت و نبود يك اتوريته مشروع سياسی بزرگترين كاستی جمهوريخواهان است محسن حيدريان جمعه ٦ تير ١٣٨٢ جمهوريخواهان ايران هنوز مرحله جوانه زدن و شكل گيری را از سر میگذرانند. تنها كنگره موسس اين جنبش است كه به پرسشهای گوناگون درباره روشن تر كردن سيمای آينده و سمت گيريهای راهبردی آن پاسخ خواهد داد. با اينحال پيش زمينهها و تركيب پر تنوع اما گفتمان مشترك پيمان جمهوريخواهی از هم اكنون امكان سنجش گری در باره مهمترين تمايزات اين حركت را بدست ميدهد. تمايزات اصلی جمهوريخواهان را نه تنها در مقايسه با ديگر جريانات سياسی اصلی ايران يعنی سلطنت طلبان ، اصلاح طلبان اسلامی و چپ كمونيستی بلكه از منظر تطبيق با انديشه و رفتار سياسی مدرن نيز ميتوان مد نظر قرار داد. نخستين سزاواری جمهوريخواهان رويكرد همراهی و استمرارجويی است. جمهوريخواهان تنها يك كمّّييت از طيف وسيعی از كادرهای سياسی ايران نيستند، بلكه عصاره و جوهر كيفی تجربيات و تحولات فكری ، سياسی و فرهنگی پنج دهه گذشته بخش بزرگی از نيروهای سياسی ايران را نيز تشكيل ميدهند. نقد عميق و سنجش گرانه انديشه و رفتار سياسی گذشته ، قريب ٢٠ سال زندگی در كشورهای غربی ، بازانديشی و بازسازی فكری و رفتاری و زير سوال بردن تنگ نظری گروهی ، قبيله گرايی و خود محوری (كه از فرديت متمايز است)، هم پيمانان اين جنبش را زير وزش تحولات فكری ، فرهنگی و سياسی ژرفی قرار داده است. اما هيچ نقدی كارآمد تر و باورپذيرتر از كاشتن جوانههای تازه و شاداب بر اساس سرمشقهای دمكراتيك و مدرن نيست. رفتار و رويكرد تازه در عمل بمراتب مهمتر و كارآمد تر از هر فرمول سياسی خشك و بيروح است. با چنين معياری است كه بجای سخت گيریهای كليشهای و يا بسنده كردن به ارائه يك سند كامل _كه معمولا پس از چندی نياز به نوسازی پيدا میكند _ رفتار بازيگران اين حركت است كه بايد در مركز توجه بايد قرار گيرد. بنابراين نخستين سزاواری جمهوريخواهان ايران پايان دادن به رفتار گروهگرايانه و آغاز رويكرد همراهی consensual است. رويكردی كه به مهمترين شاخص جدی بودن بازيگران سياسی ايران تبديل شده است و بدون وفاداری عميق به آن گشودن چشم انداز تازه برای غلبه بر بی اعتمادی و نا كارايی حركت دمكراتيك تنها يك خواب و خيال است. رويكرد همراهی به معنای نهادی كردن ، استمرار و كوشش در راه آفرينش يك ساختار كارآمد سياسی است. اين بدان معناست كه بخش بزرگی از نيروهای سياسی متنوع ايران برای نخستين بار موفق به دستيابی به يك اجماع عمومی گرديدهاند كه از مهمترين نشانههای فرهنگ سياسی مدرن است. در حقيقت برجسته ترين تمايز جمهوری خواهان ايجاد يك نهاد سياسی مدرن است كه به دوران عوامفريبیهای رايج سياسی ، پوپوليسم و سرهم بندی كردن منشورهای فاقد ظرفيت استمرار ميتواند پايان دهد. اين رويكرد پاسخ به نياز مبرم سازماندهی اجتماعی همچون يك ساختار كار آمد سياسی مدرن و دارای توان كار دراز مدت پاسخ ميدهد و سياست ورزی را از جنبش پراكنده فرهنگی ، مبارزه برای حقوق بشر و نيز برخی عوامفريبیهای لحظهای و قارچ گونه كه در سياست ايران سابقهای طولانی دارد، متمايز میكند. جمهوريخواهان در رفتار خود نشان ميدهند كه بطور جدی و آگاهانه در راه بنيان گذاری سنگ بنای يك مرجع و نهاد معتبر و وزين در سياست ايران همچون سخنگوی نيروهای دمكراتيك ، لائيك و ملی در صحنه سياسی ايران میكوشند. لذا تمايز اساسی رويكرد همراهی جمهوريخواهان ايران نسبت به ديگر خانوادههای سياسی ايران تلاش آگاهانه برای فاصله گرفتن از شرايط يك جامعه توده وار و سمت گيری در راه تمايز يابی سياسی و ايجاد يك بلوك دارای هويت و شناسنامه فكری و سياسی است. در هيچ كجای دنيا دمكراسی بدون تحكيم نظام چند حزبی بر اساس شكل گيری بلوكهای سياسی نيرومند و دارای مخاطبين اجتماعی خود و نيز قوانين اساسی سكولار و تفكيك عرصه سياست از فلسفه ، ايدئولوژی و آرمانگرايی و رمانتيسم سياسی به پيروزی پايدار دست نيافته است. درباره سمت گيری سازمانی جمهوريخواهان شايد بتوان گفت تا هنگامی كه در زير فشار رقابتهای فشرده سياسی در پيكارهای داخل كشور قرار نگرفته است ، اراده واحدی برای تبديل اين حركت به يك حزب سياسی نتواند شكل بگيرد. بنابراين در شرايط خارج از كشور اين حركت احتمالا در جايی ميان حزب و جنبش فكری و سياسی گسترده و شبكهای اما با هويت و شناسنامه سياسی متمايز قرار خواهد گرفت. دومين سزاواری جمهوريخواهان ايران «توازن» balance است كه نتيجه طبيعی و پاداش آگاهانه رويكرد همراهی است. قانونمندی سياست ايران امروز چنان است كه تنگ نظری را از طريق به حاشيه راندن به مجازات ميرساند، اما رويكرد همراهی كه گزينشی بسيار دشوارتر است ، به پاداش میرسد. پاداش رويكرد همراهی دستيابی به توازن از طريق تعادل حاصل از تعامل تجربيات ، پيش زمينهها و تلقیهای متنوع است. اين همان گنجينهای است كه در تاريخ سياست ايران تقريبا ناياب بوده است. دستيابی به توازن خود يك ارزش و نيز يك الگوی تازه در صحنه سياست ايران است. هم پيمانان جنبش جمهوريخواهی از تنوعی بی سابقه فكری و تجربی در سياست ايران برخوردارند. اين حركت صدها كادر تحول يافته احزاب و سازمانهای سياسی سنتی ، سوسيال دمكراتها، چپها، ملی گرايان و آزاديخواهان از طيفهای گوناگون اعم از فعال سياسی ، دانشگاهی ، پژوهشگر، منفرد و متشكل را در بر میگيرد. چنين تنوعی گرچه كار سازمان يابی و دست يابی به اراده واحد سياسی در اين حركت را بسيار دشوار میكند، اما اين تنوع كم نظير اگر آگاهانه و مداراجويانه مورد عنايت قرار گيرد بدون ترديد بنا به سرشت طبيعی خود به يك نوآوری مدرن در صحنه سياست ايران میانجامد كه هيچ يك از احزاب و جنبشهای سياسی ايران هرگز در گذشته از آن برخوردار نبودهاند. سزاواری كم نظير «توازن» اهميت بزرگی در تكميل گرايشهای گوناگون و پرهيز از يكسونگری و حذف در حركت جمهوريخواهان دارد. نتيجه قانونمند «توازن» جايگزين شدن رقابت و همسبتگی بجای حذف و ستيزه جويی است. توازن در حركت جمهوريخواهان احتمالا با شكل گيری دو گرايش نيرومند مدرن و سنتی تجلی خواهد كرد كه با ميانجی گری يك گرايش ميانه همچون عقربه ترازو به حفظ توازن اين حركت در سربزنگاههای سياسی و فكری ياری خواهد رساند. اما فضايل توازن بسيار بيشتر از چنين ساز و كاری است. توازن راز پايداری و استمرار در چالش ميان دمكراسی و كارآمدی است. آميزش روحيه انرژيك و جسورانه جوانترها و كاربرد تكنولوژی اطلاعات با تجربه غنی پيش كسوتان و بويژه تلفيق بديع رويكرد فعالين سياسی با رويكرد دانشگاهيان و پژوهشگران كه اهميت شايانی در پيدايش يك نهاد سياسی عقلايی وهارمونيك و در عين حال پويا و كار آمد دارد، از ديگر نتايج مثبت توازن در حركت جمهوريخواهان است. سومين سزاواری جمهوريخواهان كه پيامد طبيعی امتيازات فوق و بويژه ناشی از رويكرد مسالمت جويانه اين حركت است ، توانايیهای آن در توليد انديشه و سياست است. جمهوريخواهان نه يك جنبش توده ایاند و نه يك حركت موقتی و نه يك حركت سياسی برای دست يابی به يك هدف لحظه ای. جمهوريخواهان بلكه يك جنبش فكری _ سياسی نخبگاناند كه عنصر توليد فكر و دانش و عامل «عقل سياسی» در آن نقش مركزی دارد. همكاری صاحب نظران ، متخصصان ، انديشمندان ، دانشگاهيان و كارشناسان رشتههای مختلف اين سرمايه اجتماعی بزرگ را به جمهوری خواهان ميدهد كه از طريق كار تخصصی فكری و ارائه الگوها و راه حلهای كارشناسانه و علمی برای چيرگی بر دشواريها و تنگناهها گوناگون كشور به توليد دانش و انديشه بپردازد. در دنيای مدرن كنونی هيچ حركتی بدون ظرفيت توليد و بازتوليد دانش و انديشه در سياست و جامعه نه تنها شانس پيروزی ندارد، بلكه مشروعيت آن نيز در افكار عمومی بسرعت زير سوال میرود. بنابراين يك تمايز مهم ديگر جمهوريخواهان نسبت به ديگر خانوادهها و منشور نويسیهای سنتی ، ظرفيت جدی آن در توليد دانش و ارائه راه حل برای پاسخ به مسايل ايران در عرصههای گوناگون است. اگر بخواهيم جای جمهوری خواهان را از نظر انديشه سياسی بر اساس اندازههای سياسيdemension شناخته شده جهانی در نظر آوريم ، بيانيه جمهوريخواهی را ميتوان در مقوله ايده سوسيال دمكراسی جای داد. گوهر سوسيال دمكراسی آميزشی خردمندانه از آموزههای ليبراليسم و سوسياليسم است. اين ايده در شرايط ايران دارای چهار پايه اساسی است. يك پای آن مبارزه برای دمكراسی و مردم سالاری از راه مسالمت آميز است. پای دوم آن بر برنامه سياسی دمكراتيكی استوار است كه تقسيم قدرت و ثروت و بازتوزيع ثروت همگانی در جامعه ايرانی بر مبنای رفاه همگانی را مدنظر قرار دهد. پای سوم آن تكثر و باز بودن اين حركت و حضور بازيگران با پيش زمينههای گوناگون فكری در آن است. پايه چهارم آن كوشش در راه برقراری يك تعادل عادلانه ميان حاكميت ، بازار (بخش خصوصی) و جامعه مدنی در ايران است. عليرغم سزاواريهای فوق اما فقدان اعتماد لازم در ميان مولفههای گسترده اين حركت و نبود يك اتوريته مشروع سياسی بزرگترين كاستی جمهوريخواهان است. سزاواريهای فوق در يك پيوند ارگانيك با هم قرار دارند و تحقق هر يك به ديگری وابسته است. اين سزاواريها در هيچ كجای دنيا بدون حداقلی از انسجام درونی كه اعتماد و اتوريته مشروع دو شرط لازم آن است ، نتوانسته از مرحله جوانه زدن به مرحله ميوه دهی تحول يابد. اما كنگره موسس جمهوريخواهان با تصميم گيری در دو موضوع مركزی كارپايه سياسی و سازمانی ميتواند در غلبه بر اين دو دشواری اساسی كمك جدی كند. جمهوريخواهان ايران برای تغيير و تحول بنيادی سياسی در ايران و گسترش پايههای نفوذ خود در ميان طبقه متوسط و مزد بگيران ، دانشجويان ، جوانان و زنان ايران و تبديل شدن به يك فاكتور جدی سياسی در صحنه سياست ايران هنوز با آزمونهای دشواری روبرواند. اما اقبال وسيع نخبگان و افكار عمومی ايران از ارزشها و سزاواريهای جمهوريخواهان ، شانس اين حركت را، در صورت غلبه بر كاستیهای آن ، بطور چشمگيری افزايش داده است. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |