| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
معرفی کتاب مردم سالاری؛ چالش سرنوشت ساز ايران
پنجشنبه ١١ مهر ١٣٨١
مقصود اصلی کتاب کوشش برای
بازشناخت نظری و مفهومی دموکراسی يا مردم سالاری است. اما مردم سالاری تنها در
مفهوم آن خلاصه نميشود، بلکه يک روند و «شيوه زيستن» نيز است. از اينرو کوشش شده
است که جوانب مفهومی، ديناميسمی و انطباقی مردم سالاری در اين کتاب تواما مد نظر
قرار گيرد. کتاب شامل ۱۳ فصل جداگانه است. فصل نخست آن با مروری بر انديشه های
سياسی و معماران آن از دوران باستان تا به دوران مدرن آغاز ميشود. در فصل بعد مبانی
و تاريخ مردم سالاری و سپس تا فصل ۵ کتاب مفاهيمی مانند تمايز حکومت قانون با حکومت
استبدادی و نيز مفاهيمی نظير حقوق شهروندی و سپس انسان شناسی از منظر جامعه مدنی
مورد بحث قرار گرفته است.
نويسنده در ۸ فصل بعدی کتاب کوشيده است که مفهوم عام دمکراسی را با توجه به شرايط ويژه ايران و پيش زمينه های انقلابی و اسلامی حکومت ايران و نيز فرهنگ سياسی کشور انطباق دهد. در اين فصول مسايلی مانند علل ناکامی تا کنونی ايران در دستيابی به مردم سالاری و مدل توضيح گذار ايران به مردم سالاری و وضعيت حاکميت دوگانه در قدرت سياسی ايران و نيز مسايلی نظير فرهنگ سياسی ايران، خشونت در جامعه و سياست ايران مورد کنکاش قرار گرفته است. نويسنده در همان مقدمه کتاب تاکيد کرده است که: «در نظر گرفتن انقلاب و پيش زمينه های انقلابی نظام سياسی ايران اهميت بسزايی در شناخت روند مردم سالاری در ايران امروز دارد. در نظر گرفتن اين پيش زمينه ها به معنای آن است که برخی از شاخص های روند مردم سالاری در ايران تنها از طريق يک مطالعه صرفا ساختاری و يا مفهومی ممکن نيست. علاوه بر آن تحليلی ساختاری و ايستا در بررسی مفاهيمی مانند ساختار قدرت، توسعه سياسی و جامعه مدنی در ايران امروز نه از جهت کافی بودن داده ها و نه از جهت مدل سازی امکان پذير استـ. زيرا يکی از ويژگيهای اصلی مدلهای بررسی ايستا تاکيد اساسی آنها بر نهادها، ارگانها و فراکسيونهای موجود يعنی مطالعات ساختاری است و استنتاجات اينگونه بررسيها خواه نا خواه به حالت حکم گونه در ميايدـ ...ـ آنچه که در تحليل سياست ايران در اين زمينه بايد مورد توجه قرار گيرد همه قواعد بازی سياسی است که در آن نهادها و ساختارهای موجود تنها يکی از عوامل موثراند که در يک مجموعه بسيار گسترده شامل قوانين نوشته و نانوشته، سنتهای سياسی ، آکتورها و ذهنيت عمومی جامعه عمل می کنندـ درست برخلاف سيستم های سياسی غرب، در ايران هر سياستی اساسا بيشتر در مرحله اجرائئ است که با واکنش جامعه روبرو ميشود، نه در مرحله ای که ارگانهای صاحب قدرت به تصميم گيری سياسی می پردازند.» دو فصل آخر کتاب نيز به جايگاه اهميت گفتگو و اجماع عمومی همچون پنجره ای بسوی دموکراسی در ايران و چشم انداز دور خيز ايران بسوی مردم سالاری در آغاز قرن تازه اختصاص يافته است. در بطن چنين منظری است که چالشهای ميان تجدد، مدرنيته و سنت در شکل گيری هويت مدرن ايرانی در فصل پايانی کتاب مورد بحث قرار گرفته است. |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |