[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




آقای خاتمی ، آيا كنفرانس سران بی‌خاصيت اسلامی مهم است؟!

حسن‌ هاشميان – روزنامه‌نگار مستقل
جمعه ۲۵ مهر ۱۳۸۲
يك روز بعد از اينكه محمد خاتمی رئيس جمهور منتخب ما با بيان اين جمله كه جائزه صلح نوبل مهم نيست، به سوی «پوتراجايا» محل برگزاری نهمين دوره كنفرانس سران كشورهای اسلامی عزيمت نمود. اينكه او همانند هر شهروند ديگر ايرانی حق اظهارنظر درباره اهميت يا عدم اهميت جائزه صلح نوبل را دارد نبايد كسی مناقشه‌ای كند. اما اينكه او بعنوان رئيس جمهور به چه كارهای مهم و يا غير مهم می‌پردازد، به نظر من ، اين حق هر شهروند ايرانی است كه درباره آن پرس و جو كند. يادم می‌آيد كه مدتی قبل مجمع عمومی سازمان ملل با حضور سران بيشتر كشورهای قدرتمند و صاحب نفوذ جهان برگزار شد. كشورهای فرانسه ، آلمان و روسيه در اين گردهمائی حاضر بودند و فرصت خوبی بود كه رئيس جمهور ما در زمانی كه كشور به بهانه‌های توليد سلاح‌های كشتار جمعی تحت فشار قرار گرفته است ، می‌توانست در آن شركت كرده با بسياری از اين سران به تبادل ديدگاه‌های خود پرداخته و شايد هم به تفاهم برسد. اما همانطور كه جائزه صلح نوبل از نظر آقای خاتمی اهميتی نداشت، حضور در چنين جمعی نيز مهم نبود. او به اين گردهمائی نرفت و به جای وی كمال خرازی رهبری هيئت اعزامی ايران را به عهده گرفت.
اكنون به نظر می‌رسد كه كنفرانس سران كشورهای اسلامی از نظر آقای خاتمی خيلی مهم است ، زيرا كه نه فقط با يك هيئت بلند و عريضی در اين كنفرانس شركت كرده است، بلكه برای چند روز وقت خود را صرف يك سخنرانی غرائی كرده تا آنرا به قول تلويزيون ايران به سمع «.. شش پادشاه ، 16 رئيس جمهور ، چندين نخست‌وزير و نماينده‌های معظم چند كشور اسلامی ديگر» برساند. بگذريم از اين مسأله كه همين شاهان و رؤسا در سال‌های دور گذشته از نظر همين تلويزيون ايران «.. حكام مرتجع منطقه و دست‌نشانده امريكا» بودند. اما واقعاً در ميان اين سران كسانی هستند كه بطور واقعی به سخنان خاتمی گوش می‌دهند يا اينكه «هر كه از ظن خود شد يار من» را در پيش گرفته‌اند. بد نيست بدانيد، يكی از وزرای خارجه كشورهای اسلامی در چند روز گذشته در مالزی پيشنهاد كرده بود كه كشورهای اين سازمان ثروت‌های كلان توديع شده خود را در بانك‌های خارجی به بانك‌های كشورهای اسلامی منتقل كنند. يكی از نمايندگان هيئت عربستانی درباره اين پيشنهاد بسيار چه‌چه و به‌به كرده بود. اما وقتی كه فرد پيشنهاد دهنده از عربستان خواسته بود بعنوان پيشاهنگ همه به چنين اقدامی مبادرت كند، به حالت تمسخر پاسخ شنيد كه: می‌گوئيد به كجا بفرستيم ، به بانك‌های عراق يا افغانستان؟! يكی ديگر به او گفته بود: مرد حسابی! تو يك چيزی گفتی ما خوشمان آمد، ما هم گفتيم به‌به و چه‌چه كنيم تو خوشت بياد، دعوی كه با هم نداريم!
يكی از نكات جالب اين كنفرانس اين است كه متن بيانيه نهائی فقط در طی روزهای اخير چندين بار زير و رو شده است. قرار بود سران كشورهای اسلامی طی بيانيه‌ای از امريكا بخواهند ، يك جدول زمان‌بندی شده برای پايان اشغال عراق و خروج از اين كشور ارائه كند. اما «سياست تلفنی» پاول وزير خارجه امريكا اين موضوع را برای چندين بار بالا و پائين برد و در نهايت منجر به حذف اين درخواست شد.
اينجا كنفرانسی است كه سران آن چيزی می‌گويند و چيز ديگری عمل می‌كنند. همه در جمع مسلمانند و در انفراد مجسمه زنده نفاق و دوروئی و عمله‌گی برای اين قدرت و آن قدرت هستند. در كنفرانس گذشته سران اسلامی در قطر و با فعاليت و وساطت امير آن كشور، قرار بر اين شد كه همه كشورهای اسلامی حتی كويت! با حمله امريكا به عراق مخالفت كنند و اولين بند قطعنامه پايانی اجلاس گذشته به اين موضوع اختصاص يافت. اما هنوز مركب قطعنامه پايانی هشتمين اجلاس سران كشورهای اسلامی خشك نشده بود كه رئيس اين كنفرانس پايگاه نظامی «العديد» را در اختيار امريكا قرار داد و كشور خود را بصورت مركز اطلاع‌رسانی و مطبوعاتی نيروهای امريكائی درآورد. كويت ديگر كشور اسلامی محور مركزی عمليات «آزادسازی عراق» درآمد. بقيه كشورها يا بصورت جسته و گريخته در اين عمليات شركت كردند يا در سطح يك تماشاگر بی‌طرف نظاره‌گر سقوط پايتخت يكی از امپراطوری‌های گذشته اسلامی شدند. البته آنچه بر سر صدام آمد شادی‌بخش دل‌های همه انسان‌های آزاده دنيا بود اما سقوط اين جانی‌ترين و كثيف‌ترين مخلوق روی زمين يك مسأله است و دوروئی و سياست‌بازی سران كشورهای اسلامی يك مسأله ديگر است. و بيچاره خاتمی اين‌ها را مهم می‌داند و دستاورد خانمی از هموطنان خود كه چيزی جزء صداقت و نيكوكاری در وجود خود ندارد را نامهم.
اجازه بدهيد به درون كشورهای اسلامی كه بوسيله اين سران «مهم» اداره می‌شوند، نظری بياندازيم. از نظر نسبت بی‌سوادی، كشورهای اسلامی مرتبه اول را به خود اختصاص داده‌اند. از افغانستان با نسبت 83 درصدی بی‌سوادی تا مصر وزنه مهم سياسی و علمی جهان عرب با 42 درصد بی‌سواد، ننگ بزرگی برای جهان اسلام رقم زده‌اند. وضعيت زنان از اين لحاظ بسيار اسفناك‌تر است. كشور عربستان بزرگترين توليد كننده نفت در منطقه و با داشتن ثروت‌های افسانه‌ای ، دارای 53 درصد نسبت بی‌سوادی برای زنان است. از نظر حقوق سياسی و رعايت حقوق شهروندی ، تعداد كشورهای اسلامی كه چنين مسائلی را در نظر می‌گيرند، شايد به تعداد انگشتان يك دست نرسند. وجود يك پارلمان همگانی، مطبوعات آزاد و دولت‌های منتخب در اين كشورها به صورت يك معما درآمده است. در حال حاضر مدل جديدی از حكومت تحت عنوان «جمهوری وراثتی» در اين كشورها رايج شده است. بشار اسد و الهام علی‌اف با اندكی تفاوت به اين مدل پيوسته‌اند و جمال حسنی مبارك و سيف‌الاسلام قذافی در نوبت به سر می‌برند. از نظر رشوه‌خواری و فساد اداری ، براساس سازمان‌های بررسی‌كننده اين پديده ، كشورهای اسلامی در نوسان ميان نمره صفر و ده ، پائين‌ترين و بالاترين نمره ، بطور متوسط در رقم 3. 5 مانده‌اند. اين بدان معنا است كه فساد اداری در سطح بالائی در اين كشورها شيوع دارد. همچنين برطبق آمار سازمان‌های مهاجرت در اروپا ، كشورهای اسلامی مشكل‌سازترين مناطق برای جوانان خود هستند بطوری كه 68 درصد مهاجرين به اروپا از تبعه اين كشورها بوده‌اند كه با رسيدن به سن جوانی از كشور خود می‌گريزند.
مسائل فوق قطره‌ای از اقيانوس مشكلات است كه حكومت‌های اسلامی برای شهروندان خود درست كرده‌اند. حكومت‌هائی كه با ملت‌های خود مشكل دارند و به زور بر گردن آنها سوار شدند. نه آنها به ملت‌های خود حق مشاركت در امور را می‌دهند و نه ملت‌های آنها كوچكترين اعتمادی برای حل مشكلات خود به آنان دارند. و اين قضيه مركزی ضعف آنها به شمار می‌آيد و بيچاره رئيس جمهور ما به اميد كسب همبستگی اين حكومت‌ها در برابر فشار امريكا و تهديدهای احتمالی برخاسته از موضوع اتهام داشتن سلاح‌های اتمی به مالزی رفته است.
در دو روز گذشته خبر جالبی به من رسيد. دانش‌آموزانی از مردم عرب خوزستان در يكی از مناطق دور افتاده شهرستان آبادان ، پول‌های اندك خود را بر روی هم گذاشته بودند تا برای خانم معلم خود كه از هواداران خانم شيرين عبادی است ، به پاس احترام به او و دو چندان كردن شادی‌های اخير وی كه در ميان همه شاگردان او متبادل شده بود، هديه‌ای بخرند. هم اين كودكان از عمل خود خرسند و شاد بودند و هم معلم آنها. و اين حالتی است كه فكر می‌كنم در سراسر ايران اتفاق افتاده باشد. شيرين عبادی فراتر از يك جائزه و بالاتر از اهميتی كه برخی ممكن است آنرا «مهم» يا نامهم تعبير كنند، يك «حس عمومی» بود كه ملت ايران را همانند قطرات دريا به هم پيوستگی داد و قدرت و حمايتی كه آقای خاتمی در مالزی به دنبال آن می‌گردد، در همين جا نهفته است.





‍[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de