‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




وداع با ويلفرد تسيجر
نام آشنای مردم عرب خوزستان
  • يكشنبه 31 اوت 2003، ويلفرد تسيجر انسان‌شناس و پژوهشگر انگليسی در سن 93 سالگی جهان را بدرود گفت. اگرچه اين نام ممكن است در مناطق ديگر كشور ما معروف نباشد، اما برای مردم عرب خوزستان و آنهائی كه با مطالعه و خواندن كتاب سروكار دارند، شخصيت شناخته شده‌ای است. ويلفرد تسيجر هرگز به خوزستان گام ننهاده بود اما از طريق كتاب معروف خود «عرب‌های هور» به قلب مردم عرب آن سامان راه يافت
     
     
    حسن هاشميان – روزنامه‌نگار مستقل
    جمعه ۲۱ شهريور ۱۳۸۲

  • يكشنبه گذشته 31 اوت 2003، ويلفرد تسيجر انسان‌شناس و پژوهشگر انگليسی در سن 93 سالگی جهان را بدرود گفت. اگرچه اين نام ممكن است در مناطق ديگر كشور ما معروف نباشد، اما برای مردم عرب خوزستان و آنهائی كه با مطالعه و خواندن كتاب سروكار دارند، شخصيت شناخته شده‌ای است. ويلفرد تسيجر هرگز به خوزستان گام ننهاده بود اما از طريق كتاب معروف خود «عرب‌های هور» كه بوسيله دو تن از روشنفكران و اهل قلم مردم عرب خوزستان ، آقايان محمد جواهر‌كلام و عبدالحسين جواهری به فارسی ترجمه شد و از همان روزهای توزيع خود در شهرهای خوزستان ناياب گشت، به قلب مردم عرب آن سامان راه يافت. عرب‌های هور داستان واقعی مردمی است كه در تالاب‌های عراق، از شمال شرق شهر العماره تا جنوب بصره و كرانه‌های غربی دو رود دجله و فرات ، زندگی مستقلی را در پناه طبيعت زيبا برای خود مهيا كرده بودند. آنها در مقايسه با ارزش‌های مردم متمدن امروز فقيرانه می‌زيستند ، برخی نام آنها را ‌«معدان‌» (دوره افتاده از تمدن امروز) كه تسميه قبيله‌ای در مركز مرداب‌ها بود، گذاشته بودند. در چادرهای بافته شده از پشم سياه بُز مسكن می‌گزيدند و با «بلم» در نهرها و رودهای پُر آب باتلاق‌ها به اين سو و آن سو می‌رفتند. با اين وجود برای صداقت خود ، وفاداری و تعهد به قول خويش تا سر حد مرگ و جنون پيش می‌تاختند. بسيار راحت بود كه غريبه‌ای را بعنوان مهمان در جمع خود پذيرا می‌شدند، اطعام و اكرامش می‌كردند و او را فردی از خود می‌دانستند، اما هرگز در برابر تخلف از قوانين اجتماعی خود كوتاه نمی‌آمدند و خيانت را هرگز نمی‌بخشيدند و در اين موارد بسيار سخت‌گير بودند. ويلفرد تسيجر از طريق صداقت خود، برادری آنها را بدست آورده بود و اين برای روح حقيقت‌ياب وی با ارزش‌ترين چيزها بود. او در تمام مدت هفت سالی كه در ميان آنها زندگی كرد (از اواخر 1951 تا ژوئن 1958) در همه حال مورد احترام كوچك و بزرگ بود و ساختاری از زندگی كشف كرده بود كه در آن منزلت واقعی و حقيقی داشت و بر اساس معنويت شخصيت وی ارزشگذاری می‌شد. اين نوع زندگی را سابقاً (و شايد تا همين امروز) در هور حويزه ، تالاب‌های غرب سوسنگرد (خفاجيه) و يا در كنار كرانه‌های شط‌العرب و بهمنشير ايران می‌توانستيم ببينيم. از اينرو هيچ تعجبی ندارد كه جوانان فرهنگ‌دوست مردم عرب خوزستان به نوشته‌های وی علاقمند شده‌اند زيرا كه آنچه تسيجر در كتاب خود وصف كرده است، در نوع خود می‌تواند توصيف سابقه شيوه زيست عشاير عرب خوزستان نيز باشد كه برای جستجوگران شناخت سازمان اجتماعی اين مردم ، كتاب وی به منزله يكی از بهترين‌ها می‌تواند باشد.
    ويلفرد تسيجر در سال 1910 در شهر آديس ابابا پايتخت اتيوپی متولد شد. پدر وی لُرد چيلمز فورد سفير بريتانيای كبير در پادشاهی حبشه بود. ويلفرد تا هفت سالگی در اين سرزمين ماند و دشت‌های اطراف محل سكونت خانواده خويش را با پای كودكانه خود در می‌نورديد، عادتی كه تا پايان عمر همراه وی بود و آنرا مهمترين لذت و عشق زندگی خود می‌دانست. ديگر سال‌های كودكی و نوجوانی خود را با سفر در طبيعت زيبای افريقا، هند، كشمير، كردستان ، شبه‌جزيره عربی و افغانستان به همان سان كه خانواده وی بر حسب شرايط شغلی خود در اين سرزمين‌ها جابجا می‌شد، گذراند. در همه اين نقل و انتقال‌ها ، ويلفرد نوجوان دنيای جديدی را در برابر چشمان خود كشف می‌كرد كه با وجود اختلاف مردمان ، سنت‌ها و آداب و رسوم آنها ، در يك چيز مشترك بودند، «.. غروب همه اين سرزمين‌ها دلگير و غم‌انگيز بود‌».
    جوانی تسيجر در دبيرستان ‌«ايتون‌» (همان دبيرستانی كه چرچيل در آن درس خوانده بود) و دانشگاه آكسفورد سپری گشت. با پايان تحصيلات وی، اگرچه در سلك ديپلماسی و نظامی دولت بريتانيا درآمد، اما در كنار آن ، به چيزی كه هميشه به آن عشق می‌ورزيد، يعنی سفر و كشف سرزمين‌ها و مردمان جديد ، همت گماشت. از سال 1935 تا 1940 در دستگاه سياسی كشور خود در سودان خدمت كرد، سپس در آستانه جنگ جهانی دوم به نيروی نظامی پيوست و در نبرد با آلمان نازی در صحراهای افريقا تا سقوط رايش سوم فعاليت نمود. با پايان جنگ يك بار ديگر به فعاليت سياسی بازگشت و مدتی را بعنوان مشاور عالی وليعهد اتيوپی گذراند. بعد از آن به شبه‌جزيره عربی رفت و آخرين فعاليت خود بعنوان كارمند اداره سياست خارجه بريتانيا قبل از بازنشستگی را در شرق كنيا به پايان رساند. تسيجر بسياری از مشاهدات خود را در سرزمين‌های مختلف به رشته تحرير درآورد كه مجموعه بی‌نظير و ذی‌قيمتی از كتاب‌های «شن‌های عربی» (1959)، «عرب‌های هور» (1962)، «زندگی با انتخاب من» (1987)، «روزهای زندگی من در كنيا» (1994) ، «در ميان كوه‌ها: سفرنامه آسيا» (1998) و ‌«جهانی در حال محو‌» (2001) را به دوستداران فرهنگ‌های مختلف و پژهشگران علم ‌«انسان شناسی‌» anthropology عرضه كرد. با اين وجود او متواضعانه اظهار می‌دارد كه من ‌«انسان شناس‌» نيستم. اما واقعيت اين است كه او در پی چيزهائی رفت، كشف نمود، جمع‌آوری كرد و آنها را به گنجينه علم بشريت اضافه نمود كه هيچيك از دانشمندان علم انسان‌شناسی امروز در دانشگاه‌های مختلف جهان چنين كاری انجام ندادند. او لياقت آنرا داشت كه كرسی انسان‌شناسی يكی از دانشگاه‌های معتبر دنيا را تصاحب كند، اما در حق او توهين‌آميز خواهد بود كه بگوئيم برای رسيدن به چنين منصبی به گرد جهان رفته بود. هدف او چيزی فراتر از اينها بود. زمانی ژان ژاك روسو فيلسوف فرانسوی گفته بود روابط انسان‌ها در جوامع پيشرفته، بشر را در منجلاب منفعت پرستی ، دروغ ، سياست‌كاری و كشتن معنويت غوطه‌ور می‌سازد. بنابراين برای رهائی از اين وضع تنها راه برگشت به طبيعت است. روسو چنين سخنی را بيان كرد اما او هرگز به آن عمل ننمود، ولی اين تسيجر است كه برای كشف معنويت به هرگونه روابط تصنعی انسانی پشت پا زد و به عمق طبيعت راه يافت، آنجا كه ‌«عرب‌های هور‌» و مردمان باديه نشين جزيره عربی صداقت ، وفاداری و ‌«گذشتن از خودخواهی‌» را ارزش می‌ناميدند. او در آنجا مدت‌های مديدی را باقی ماند و هرگاه به كشور خود می‌آمد، هوای بازگشت به باديه و تالاب‌ها او را رها نمی‌كرد و اين دليلی است كه او ‌«معنويت‌» را در ميان ابتدائی‌ترين انسان‌ها كشف كرده بود. معنويتی كه به اعتقاد تسيجر در روابط ماشينی دنيای امروز گم گشته است و ديگر تالاب‌ها و باديه‌هائی را نمی‌توان يافت كه در پنجه ماشين اسير نشده باشد. انسان باديه نيز تغير كرده است، او ياد گرفته است كه پپسی‌كولا بنوشد و سر برادر خويش كلاه بگذارد. منافع شخصی خود را مقدم برهر چيزی بدارد و لذت‌های آنی را هدف خود قرار دهد. ديگر كسی همانند ‌«بن غبيشة‌»(1) عشق را «.. گذر از مرز خودخواهی‌» تعريف نمی‌كند يا همانند ‌«دعير‌» در تالاب‌ها، تنها گوسفند خود را برای مهمان قربانی نمی‌كند..
     و اين چيزی بود كه تسيجر برای تمام عمر از آن فرار می‌كرد و به سوی صداقت و معنويت انسان‌های دورترين جوامع بشری می‌شتافت.
     -------------------------
    1) عرب باديه‌نشينی كه تسيجر در كتاب ‌«شن‌های عربی‌» حال او را توصيف كرده است. صداقت و معنويتی كه در نزد اين انسان ساده يافت شده بود او را بعنوان بهترين دوست تسيجر ساخته بود. در پرسشی كه ويلفرد درباره معنی عشق از وی كرده بود، او عبارت فوق را گفته بود، عبارتی كه به اعتراف تسيجر «.. آنرا در هيچ كتاب و دانشگاهی نخوانده بودم‌».
     





    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de