| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
مقتدا صدر در مصاحبه با روزنامه الاهرام
مصر:
اختلاف ما با محمدباقر حكيم از زمان پدرم بوده
است
س- چه تصوري از صحنه سياسي امروز عراق و تركيب گروههاي سياسي در آن داريد؟ ج- صحنه سياسي عراق ميتواند يكي از اين دو باشد: نخست در سايه نيروهاي اشغالگر كه گروههاي سياسي تحت امر آنها فعاليت ميكنند و نميتوانيم در كار آنها دخالت كنيم و دوم در حالت خروج اشغالگران از كشور ما ميباشد كه در آن صورت ملت است كه مقرر ميدارد چه نظامي و چه نوع مجلسي بر آن حكومت خواهدكرد و شكل صحنه سياسي خويش را ، خود ترسيم خواهد كرد. س- با چنين بينشي شوراي
حكومت موقت عراق را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
ج- شوراي حكومتي چند نكته منفي دارد، نخست اينكه با رأي ملت شكل نگرفته است، بلكه دقيقاً برخلاف خواسته ملت گزينش شده است. دوم در آن گروهگرائي و اختلافانگيزي ميان شيعه و سني وجود دارد، در حالي كه ضرورت داشت چنين اختلافاتي به اين شكل نمايان نشوند ، بنابراين شوراي حكومتي به شعلهور شدن چنين چيزي دامن ميزند. سوم ، احزاب تشكيل دهنده شوراي حكومتي همه از خارج آمدهاند و بيشتر افكار آنها غربي است و برخي از رهبران آنان داراي شناسنامههاي غير عراقي (امريكائي ، انگليسي ، ايراني و غيره ..) هستند ، اين در حالي است كه احزاب زيادي در داخل بودند اما هيچكدام نمايندهاي در شوراي حكومتي ندارند. بنابراين هركس در زمان رژيم گذشته خارج از عراق بود وارد اين شورا شد و هركس در داخل بود تقريباً نصيبي از مشاركت در اين شورا نيافت. س- اما كُردها در داخل
كشور بودند؟
ج- كُردها زير سلطه حكومت صدام نبودند (اشاره به وضعيتي كه بعد از سال 1991 در شمال عراق بوجود آمد و براساس آن حكومت مركزي حق دخالت در امور كُردها را نداشت و آنها زير چتر حمايتي كشورهاي غربي تقريباً از يك نوع استقلال برخوردار شدند ) اين در حالي است كه شيعيان در جنوب و مركز عراق تحت سلطه مستقيم رژيم صدام قرار داشتند. بيشتر مردم اين شورا را غيرقابل قبول ميدانند و اين تنها نظر من نيست. س- كداميك از سازمانهاي
حزبي كنوني را تأييد ميكنيد؟
ج- من حزبگرائي را دوست ندارم. يكي از افراد براي من نقل كرد كه تلاش نموده است در يكي از ادارات امروز كاري بيابد. از او خواسته بودند برگه تأييدي (سفارش) از حزبالدعوه بگيرد، او در جواب به آنها گفته است كه حزب بعث همين روش را به كار ميگرفت! بنابراين اگر احزاب وجود نداشته باشد ، چنين تمايلي به حزبگرائي و رقابت با احزاب ديگر نيز شكل نخواهد گرفت. س- اين يعني اينكه
حزبالدعوه به رهبري ابراهيم جعفري شما را نمايندگي
نميكند؟
ج- خود حزب ، حوزه علميه (منظور مقتدا صدر حوزهاي كه تحت رهبري وي قرار دارد) را رهبري نميكند چه رسد به شخص ابراهيم جعفري.. او يك جنتلمن است (به دليل كراوات زدن) و هيچ رابطه اي با حوزه ندارد، تاكنون نزد من نيامده است و حتي به اين مسئله هم فكر نكرده است. س- برخي افراد تحليل
ميكنند كه امريكا ميخواهد ميان شيعيان به دليل اينكه بزرگترين تركيب جمعيتي در
عراق هستند گروهگرائي كند، نظر شما در اين باره چيست؟
ج- برخي از گروهها يك جبهه نظامي با استفاده از انواع سلاح در برابر امريكا گشودهاند، و امريكا نيز با اسلحه به آنها پاسخ ميدهد، اما شيعيان براي مواجه با امريكا دست به اسلحه نبردهاند ، بنابراين روش امريكا براي پاسخ دادن به آنان با استفاده از ابزار شايعه ، فتنهانگيزي و دروغپراكني و ايجاد تفرقه ميان رهبران آنها و مراجع صورت ميگيرد. با وجود اينكه در حال حاضر يك موضعگيري مشخص از سوي شيعيان وجود ندارد، امريكا تلاش ميكند از طريق همين شايعات ، دروغپراكنيها و ايجاد تفرقه ، از شكلگيري يك موضعگيري واحد در ميان آنها جلوگيري كند. س- راهكاري كه براي
روياروئي با چنين حالتي اتخاذ ميكنيد، چيست؟
ج- من از طريق خطبه نماز جمعه همه را به وحدت و يك پارچهگي، ايجاد گردهمائيها و تشكيل شوراي مردمي (در برابر شوراي حكومتي) دعوت كردم. همچنين به مناسبت روز تولد فاطمه زهرا (ع) همه رهبران گروه ها و احزاب و مراجع دين را به وحدت دعوت كردم، اما آنها چنين دعوتي را اجابت نكردند. به نظر ميآيد كه ما (شيعيان) در هدف خود وحدت نظر داريم اما در شيوه عمل اختلاف وجود دارد. س- درباره عدم پاسخگوئي
اين رهبران به شما .. اين بدان معني است كه آنها تكبر ميكنند يا اختلافاتي در اين
زمينه وجود دارد؟
ج- به شما گفتم كه ما در هدف خود وحدت نظر داريم اما وحدت در روش وجود ندارد. س- آيا رويكردي براي
برگزاري يك گردهمائي گسترده با وجود همه گروهها وجود دارد؟
ج- آرزوي چنين چيزي را دارم. اما دستاندازي در اين راه زياد است مخصوصاً نيروهاي امريكائي در اين باره موانع زيادي ايجاد ميكنند. آنها مانع شكل گرفتن يك حكومت اسلامي ميشوند بنابراين دستاندازي ميكنند. اما گامهائي وجود دارد كه بايد در اين زمينه برداريم. اگر توانستيم چنين گامهائي را برداريم و موانع را پشت سر بگذاريم ، ميتوانيم حكومت اسلامي را برپا كنيم ، اما اگر نتوانستيم اين موانع را رد كنيم اين حكومت تشكيل نخواهد شد. يك نيروي خارجي مخصوصاً نيروهاي امريكائي كه در اقصي نقاط عالم پراكنده شدهاند، تلاش ميكنند مانع اين كار شوند. در صورت برپائي چنين حكومتي نيز دست از سر آن برنخواهند داشت و آنرا به بهانه مبارزه با تروريسم و غيره تحت فشار قرار خواهند داد. لازم است به ايران نگاه كنيم كه در حال حاضر تلاش ميكند در برابر چنين فشارهائي انعطاف نشان دهد. اين كشور پاسخ مثبتي به فشارها داده است و اجازه داده كه آزاديهائي به سبك امريكا در آن كشور گسترش يابد و نه آن چيزهائي كه با دموكراسي اسلامي تطبيق ميكند. س- ميتوانيم اين نتيجه
را بگيريم كه شما طرفدار حكومت اسلامي چندحزبي هستيد كه مايل است حقوق همه را تضمين
كند؟
ج- من نه با حكومت اسلامي هستم و نه غير آن.. من طرفدار اين هستم كه فرآيند امور سياسي در دست ملت قرار گيرد و آنچه كه ملت انتخاب كند همان اجرا گردد. س- در رابطه با موضوع
شيعه و سني ، كارهائي صورت گرفته تا بين اين دو فتنه ايجاد كنند. آيا در حال حاضر
تماسهائي با سنيها براي بياثر ساختن اين فتنه ها داريد؟
ج- هماهنگيهائي در امور سياسي با اهل سنت ندارم ، زيرا كه كارهاي سياسي اولويت من نيست. اما فعاليتهائي در زمينه آنچه كه نام آنرا «تقريب بين المذاهب» ميناميم در يك چارچوب شرعي و نه سياسي در حال انجام است. در اين ميان كميتهاي تشكيل يافته كه در آن سه نفر كار نزديكي ميان مذاهب مختلف را به عهده گرفتند. س- برخي درباره وجود يك
رابطه بين شما و احمد الكبيسي از شخصيتهاي بارز اهل سنت صحبت ميكنند. برخي هم
ميگويند كه امريكائيها نگران وجود چنين رابطهاي هستند، نظر شما در اين باره
چيست؟
ج- اين مرد نزد من آمد و اگر درست گفته باشم او تنها كسي از رجال بزرگ اهل سنت است كه براي يك ديدار دوستانه نزد من ميآيد، كبيسي به من گفت كه او صرفاً براي ديدار آمده است. ما هيچ موضوع سياسي يا شرعي را مطرح نكرديم، فقط يكي از حاضرين موضوعي را مطرح ساخت كه او در جواب گفت: «من فقط براي زيارت آمدم». بعد از اين ديدار تبليغات عليه ما شروع شد. آنها شايع ميكردند كه من با وهابيها ديدار كردم و سخن از دشمني آنان با شيعه پراكندند. در اين تبليغات سوء شايع كردند كه من از وي پول ميگيرم و براي او فعاليت سياسي ميكنم. ولي او به من پولي نداده است و فكر نميكنم او چندان پولي در بساط داشته باشد كه بتواند به شيعيان بدهد يا به هواداران خود كمك كند. س- مقصود شما اين است
كه فقط در مسئله وطن خود شريك هستيد؟
ج- بله ، دين ما يكي است
و به هر مسلماني خواهيم گفت: خوش آمدي.
س- سرور من .. شما يك
رداي بسيار كهنه ميپوشيد (به نظر ميرسد از نوع بالي باشد) راز اين مسئله چيست؟
ضمن اينكه همه ميدانند ماهيانه 65 هزار دلار از طريق پيروانتان به شما
ميرسد.
ج- نخست درباره 65 هزار دلار به اين شكلي كه شما ميگوئيد نيست. من اين مقدار پول را در تمام زندگي خود و تا به امروز نديدم. آنقدر به ما ميرسد كه بتوانيم امور حوزه و حقوق كاركنان آنرا بپردازيم. آنچه كه باقي ميماند بسيار اندك است. اما درباره موضوع دوم پوشيدن چنين عبائي از سوي من بدان معنا نيست كه من پول ندارم عباي جديدي براي خود بخرم، بلكه من اين را ميپوشم زيرا پدرم او را بر دوش من انداخت و دليل ديگري ندارد. س- در افكار جهان عرب و
اسلام اين پرسش وجود دارد كه با وجود اينكه شيعيان در قرن گذشته بر عليه اشغالگران
انگليسي قيام كردند و حماسه معروف به «انقلاب 1920» را در تاريخ ثبت كردند اما در
حال حاضر در برابر امريكائيها سكوت كردهاند. دليل عدم خيزش شيعيان در برابر
اشغالگران امريكائي چيست و فكر ميكنيد آنها كي به چنين كاري مبادرت خواهند
كرد؟
ج- مقاومت در برابر اشغالگر فقط به موضوع «جهاد» منحصر نميشود. وسايل ديگري وجود دارد كه قبل از اعلام جهاد اتخاذ مي شود. نخستين آنها مقاومت مسالمتآميز است، آثار چنين مقاومتي اگرچه در ابتداي خود اندك است اما در حال آشكار شدن است. شكست امريكا در حفظ امنيت مردم در عراق آنرا مجبور ساخته دست كمك به سوي نيروهاي خارجي ديگر دراز كند. مسئله ديگر اينكه موضوع اعلام جهاد در دست حاكم شرع و مرجع شيعه ميباشد. او هرگاه احساس كند ضرورت جهاد شكل گرفته و شيعيان توانائي انجام اين كار را دارند ، آنرا اعلام ميكند. جهاد ميتواند به شكل دفاعي و يا هجومي باشد، اگر امروز اعلان جهاد دهيم ، به ضرر ما تمام خواهد شد زيرا از لحاظ نيروي مبارزه با دشمن خود در يك شرايط برابر به سر نميبريم و ممكن است چنين مسئلهاي به نابودي همه شيعيان بيانجامد و ديگر هيچ مسلماني بر خاك عراق باقي نماند. س- اما ضرر اعلام جهاد
كمتر از اعلام نكردن آن است ، شما چه فكر ميكنيد؟
ج- اعلام جهاد در حال حاضر پيروان ما را به هلاكت ميرساند، اما درباره آينده الله اعلم.(فقط خدا آگاهي دارد – اين اشاره به اين مسئله است كه در ذهن مقتدا صدر فرجام جهاد خواهد رسيد) س- انتظار داريد كه چه
زماني اعلام جهاد شود؟
ج- اين موضوع در دست حاكم شرع است، و خداوند از روز مقرر خود آگاه است. س- حاكم شرع فعلي عراق
كيست؟
ج- در داخل عراق مراجع متعدد و متنوعي وجود دارد و هركسي از مرجع خود تبعيت ميكند و در ميان همه اينها يكي بيش از ديگران شاخص ميباشد كه ما او را مرجع ميناميم. س- با توجه به موضوع
مرجعيت، رابطه شما با آقاي سيستاني چطور است؟
ج- من رابطه شخصي با آقاي سيستاني ندارم ولي او يكي از بزرگترين شخصيتهاي عراق ميباشد. دو يا سه بار تلاش كردم با وي تماس گرفته و احوالي از وي بپرسم يا درباره برخي امور هماهنگيهائي انجام دهم. اما وي استقبال نكرد، به من گفتند كه او بر خود حجاب كشيده و تمايلي به ديدار هيچ كس ندارد. س- دليل اين كار وي
چيست؟
ج- خدا ميداند از خود او بپرسيد! س- رابطه شما با محمد
باقر حكيم چگونه است؟ (اين سؤال يك روز قبل از شهادت محمدباقر حكيم با مقتدا صدر
مطرح شده بود)
ج- من رابطه خصوصي با حكيم ندارم. اما مشكلات ما با او از زمان پدرم وجود داشت و اين مشكلات از سوي او دامن زده شده بود و نه از جانب پدر من. يك بار شنيدم كه پدرم از بالاي منبر ميگفت: دست دوستي به سوي او دراز ميكنم اما وي دستم را رد ميكرد،.. و من شخصاً از داشتن رابطه با وي اجتناب ميكنم. س- اين بدان معني است كه
اختلافات شديدي ميان رهبران شيعه وجود دارد، و آيا شما آمادگي آنرا داريد كه يك
برنامه آشتي را با توجه به دگرگوني شرايط ، در پيش گيريد؟
ج- من مانعي براي رفتن نزد مراجع و تماس با آنها نميبينم. در اين باره درخواستهائي به آقايان سيستاني و اسحاق فياض دادم ولي آنها درخواست مرا رد كردند. س- چنين دست ردي از سوي
آنها را چگونه تفسير ميكنيد؟
ج- اصل را بر صداقت آنها ميگذارم (در اينجا مقتدا صدر از يك حكايت معروف عربي استفاده ميكند – « آنچه كه برادر مؤمن شما ميگويد را 70 بار بر پايه صداقت قرار دهيد») بيش از اين چيزي نميدانم ، ممكن است گرفتاريهاي شخصي داشته باشند،.. چيز ديگري نميدانم. س- ميدانم كه شهرك صدر
در بغداد محل نفوذ و پيروان شما ميباشد، آيا به غير از آنجا مراكز نفوذ ديگري
داريد؟
ج- پيروان ما فقط به آنجا منحصر نميشوند. ميتوان آنجا را به شكلي مركز هواداران خود تلقي كنيم زيرا وفادارترين افراد به پدرم از زمان رژيم گذشته در آن شهرك وجود دارند. حتي در آن عهد بطور مخفيانه نام شهرك را «الصدر» ميخواندند كه اكنون تسميه آن به اين نام علني شده است. چنين دوستداران و علاقهمنداني نيز در سراسر عراق داريم كه با همين شيوه ، وفاداري خود را به ما نشان ميدهند. س- با توجه به اينكه خود
شما جوان هستيد، نقش جوانان را در جنبشي كه دين و سياست را يكي ميبيند، چگونه
ارزيابي ميكنيد؟
ج- بيشتر افراد جنبش ما جوان هستند، و اگر خدا بخواهد گروهي كه جوانان را در خود جذب كرده است بيش از ساير جريانات ديگر در زمينه امر به معروف و نهي از منكر فعال خواهد بود. زيرا كه قلب جوان پر از گرمي و حرارت براي هدايت و اصلاح جامعه خود ميباشد. س- آيا با نيروهاي
امريكائي ارتباطي داريد و اگر هست شكل و محتوي آن به چه صورت
است؟
ج- امريكائيها براي ايجاد رابطه با من كارهائي را انجام دادند، اما من همه آنها را رد كردم. سپس از من درخواستهائي نمودند كه ملاحظاتي درباره شوراي حكومت موقت را رعايت نمايم، من همه اين درخواستها را رد كردم. س- با وجود چنين
پراكندگي در نيروهاي سياسي عراق ، آينده كشور را چگونه
ميبينيد؟
ج- اين پراكندگي بخاطر وجود نيروهاي اشغالگر است و با رفتن آنها از كشور چنين حالتي از بين ميرود. در آن هنگام وحدت به راحتي بدست خواهد آمد. اين نيروها به گسترش اعمال تروريستي ، تجاوز به ديگران و ايجاد تفرقه ميان همه مردم مشغول هستند. شايد برخي از اعمال تروريستي كه در عراق اتفاق ميافتاد كار همين نيروها باشد تا از اين طريق بر گروههاي خاصي فشار وارد سازند كه دست به كارهاي خاصي بزنند. اگر امنيت در عراق حكمفرما شود اولين چيزي كه رخ ميدهد پايان اشغالگري است، بنابراين نخستين كسي كه از عدم امنيت بهره ميگيرد، امريكا ميباشد. به همين دليل ناامني و هرج و مرج را رواج ميدهد تا بيشتر در عراق باقي بماند. س- فتواي الازهر كه
هرگونه همكاري با شوراي حكومت موقت عراق را تحريم كرده است را چگونه
ديدهايد؟
ج- درباره آن چيزهائي شنيديم و اگر چنين چيزي صحت داشته باشد، به آنها ميگوئيم خدا به شما پاداش نيكو عطا كند. س- آيا تماسهائي با
شوراي حكومت موقت عراق داريد؟
ج- هيچگونه تماسي با آنها نداريم. س- از كشور مصر چه
انتظاري داريد؟
ج- از مصر ميخواهيم كه هيچگونه كمكي به اشغالگران چه بصورت مستقيم و چه غير مستقيم ارائه نكند. منظور من اين است كه نيروئي به بهانه حفظ امنيت يا برقراري ثبات به عراق ارسال نكند. چنين كاري به معناي كمك به اشغالگران محسوب ميشود و به امريكا اين امكان را ميدهد كه بيشتر در عراق باقي بماند. از سوي ديگر از مصر ميخواهيم در كنار ملت عراق و آنچه كه اين مردم ميخواهند، بيايستد. اگر كشورهاي عربي و اسلامي به ملت عراق ياري برسانند ، اين بدان معناست كه مردم عراق را در برابر اشغالگران توانمند ميكنند. اما اگر اين كشورها نيروئي به عراق بفرستند، ملت ما را ضعيف كرده و اشغالگران را در برابر ما توانمند ميسازند و اين چيزي است كه نه عقل آنرا ميپذيرد و نه شرع. س- درباره موضوع
فدراليسم كه در حال حاضر براي عراق مطرح ميشود، چه نظري
داريد؟
ج- درباره مسئله فدرال كردن عراق بايد بگويم كه اين اصطلاح را جز عدهاي اندك، بيشتر مردم عادي كه اكثريت جامعه را تشكيل ميدهند، آنرا نميفهمند و اگر آنرا براي آنها توضيح دهيم ، بلافاصله چنين چيزي را رد ميكنند. زيرا ملت عراق گروهگرائي و تقسيمبندي به اين صورت را قبول ندارند، عراق امريكا نيست كه استانهاي آن همانند ايالات متحده از يكديگر مستقل باشند. همه مردم عراق چنين تقسيمي را تحمل نخواهند كرد. از همين جا لازم است تأكيد كنم كه تقسيم عراق امري مردود و غير قابل پذيرش است. س- برخي افراد از ترس
امريكا از شما صحبت ميكنند ، مخصوصاً كه شما و پيروان خود جوان هستيد، در اين باره
چه نظري داريد؟
ج- تهديدات زيادي درباره كشتن يا زنداني كردن من و شايعاتي اين چنيني به ما ميرسد. من از هيچكس جز خداي سبحان ترسي ندارم و افتخار ميكنم كه امريكا از من مي ترسد و از وجود من نگران است. س- ديدگاه هائي وجود
دارد كه ميگويد با وجود چنين بيثباتي در كشور و فقدان امنيت، بهتر بود كه صدام بر
اريكه قدرت باقي ميماند؟
ج- افرادي كه چنين چيزي ميگويند، جمعي نادان هستند. بهتر اين بود كه بعد از رفتن صدام آزادي و دموكراسي حاكم ميشد. درست نبود كه يك شيطان كوچك برود و بعد از آن يك شيطان بزرگ بيايد. رفتن صدام اشتباه نبود، بلكه آنچه كه بعد از وي با اشكال اعمال تروريستي و ستمكاري پديد آمد، اشتباه است. س- با سقوط صدام و ظهور
دگر باره حوزه نجف در صحنه ، در كنار حوزه علميه قم ، برخي افراد را واداشته است تا
چنين تفسير كنند كه حوزه نجف نقش خود را بارزتر نشان خواهد داد و حوزه قم را به
حاشيه خواهد برد و رقابتي ميان اين دو حوزه شكل خواهد گرفت. نظر شما در اين خصوص
چيست و آيا با ايران روابط سياسي داريد؟
ج- من با ايران هيچگونه روابط سياسي ندارم.. به ايران سفر كردم و شايعاتي بروز كرد كه من با ايران روابط سياسي دارم. حقيقت اين است كه من به قصد زيارت امام رضا (ع) و خواندن فاتحهاي براي آقاي خميني به آنجا رفتم ، نه بيشتر و نه كمتر. هيچ مبارزهاي هم ميان دو حوزه در ايران و عراق وجود ندارد ، زيرا هدف هردوي آنها يكي است. آنها فقط در روش كار با يكديگر اختلاف دارند. اگر درست بخواهيم قضاوت كنيم ، در زمان رژيم گذشته ميان دو حوزه فاصلهاي شكل گرفت. اين فاصله از لحاظ مكاني و دوري مسافت بود اما در واقع از نظر معنوي آنها در كنار يكديگر و نزديك به هم بودند. س- برخي افراد از گرايش
شما به ايران نگران هستند؟
ج- من آن چيزي را انجام ميدهم كه منافع عراق اقتضاء كند. سفر من به ايران با برخي شايعات همراه شد، اما آرزو دارم كه به مصر يا سوريه سفر كنم. من تمايل دارم كه ميان ملت عراق و كشورهاي عربي و اسلامي روابط عميق شكل گيرد، در ابتدا اولويت من كشورهاي اسلامي بود، براي من اين مسئله كه ما عرب هستيم و ديگران غير عربند مطرح نميباشد ، اسلامي بودن در درجه اول قرار ميگيرد. اگر دعوتي از سوي مصريها براي من فرستاده شود آنرا استجابت خواهم كرد. درخطبه نماز جمعه آرزو كردم كه ميان ما و الازهر يك روابط گسترده و عميق شكل گيرد، اما جوابي در اين باره به ما نرسيد، زيرا كه وسائل ارتباط جمعي اين پيام ما را منتقل نكردند. س- نظر شما درباره فتح
باب روابط با اسرائيل از سوي شوراي حكومت موقت عراق چيست؟
ج- شنيدم كه نفت عراق به سوي اسرائيل روانه ميگردد. اين كار از نظر ما مردود است و ايجاد روابط با اسرائيل نه فقط مردود است بلكه حرام ميباشد. از اين مسئله هم ترسي ندارم كه تهمت تروريست و امثال آن به ما بزنند ، زيرا بزرگترين تروريست منطقه اسرائيل است. -------------- * قابل توجه نشريات داخل كشور: چاپ هرگونه
مقاله، نوشته يا ترجمه از دكتر حسن هاشميان بدون ذكر منبع ، سرقت محسوب گشته، از
تاريخ امروز نشريه خاطي را به همگان معرفي خواهيم كرد.
|
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |