| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
در ورای قتل محمدباقر حكيم
حسن هاشميان
شنبه ۸ شهريور
۱۳۸۲
بسياري از افراد اپوزسيون عراق تصور ميكردند روز سقوط صدام حسين آخرين ساعات درد و رنج آنها و ملت عراق خواهد بود و روزگار رؤيائي آنان از آن پس آغاز ميشود. هيچكس تصوير درستي از عهد جديد نداشت و كمتر كسي بود كه ميتوانست مشكلات پيشرو را به اين شكلي كه هست ، پيشگوئي كند. با اين وجود يك نفر در داخل عراق مشغول برنامه ريزي براي چنين روزهائي بود، نام او صدام حسين است. وقتي حاكم پيشين عراق مدتي قبل از شروع جنگ، دهها هزار نفر از جانيان و دزدان غارتگر را از زندانهاي خود آزاد كرد ، كمتر كسي به انگيزه واقعي وي پي برد و زماني كه هزاران نفر از مأموران امنيتي و فدائيهاي خود را مأمور ساخت تا در اولين روز بعد از 9 آوريل به وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي يورش برده ، آنجا را تخريب كرده و به آتش كشند، همه چنين اعمالي را به حساب ملت عراق گذاشتند كه «.. حتي اگر به آنها آزادي دهند ، نخستين كاري كه انجام ميدهند بر ضد آزادي است». نبايد فراموش كرد كه قسمت اعظمي از
نيروهاي ارتش، سازمان امنيت و فدائيهاي صدام بدون اينكه متحمل خسارتهاي وسيعي
گردند، پنهان شدند. بيشتر اين نيروها اكنون همان چيزي كه تلويزيون الجزيره در
فرآيند تئوريزه كردن خشونت اسم آنرا «مقاومت ملت عراق» مينامد ، به عهده گرفتند.
انفجار سفارت اردن، تخريب مقر سازمان ملل در بغداد و انفجار نجف عمليات
انتقامي هستند كه براي افرادي مانند صدام حسين، كسي كه تمام عمر خود را بر اساس
درندگي بنا كرده است، ابزار تسلي دهنده روح بيمار خود به شمار ميروند. اينكه صدام
حسين در پي انتقام است ، رفتار طبيعي حيوان انتقامجوئي را جلوهگر است و حال كه
عراق از دست و قبضه وي رفته است، بايد ويران و نابود شود. اما آنچه كه غيرطبيعي است
، ايجاد فضاي رواني لازم و زمينهسازي بسترهاي مناسب براي پياده شدن افكار صدام
حسين است. من مطمئن هستم كه دستان مقتدا صدر در انفجار ديروز نجف آلوده نيست، زيرا
كه او و پيروان وي برخلاف شعارهائي كه سر ميدهند، از چنان توانمنديهاي حرفهاي
براي هدايت و انجام چنين عملياتي برخوردار نيستند و بعنوان يك شيعه معتقد هرگز مايل
نيستند يك آجر از مرقد امام اول شيعيان تخريب گردد، چه رسد به اينكه بخش وسيعي از
آنرا ويران سازد. همچنين معتقد هستم كه هيچيك از كاركنان تلويزيون الجزيره و مراكز
تبليغاتي همسايگان عراق در اين انفجار دست نداشتند و از اين نوع كارها بري
ميباشند. اما.. اما صدام و سازمان اختاپوسي تخريب وي به مرور زمان به دست فراموشي
ميافتاد اگر شبكههائي همانند الجزيره پيامهاي تصويري وي را پخش نميكردند و
تعدادي جوان عراقي كه سر و روي خود را پوشانده و معلوم نيست چه سوابقي را در كار
خويش دارند را بعنوان «گروههاي مقاومت ملت عراق» معرفي نميكردند. از زمان شكست
صدام به اين سو تمام هم و غم اين دستگاههاي تبليغاتي بر اين مسئله تأكيد كرده است
كه سقوط وي شكست حس ناسيوناليستي اعراب و مسلمين بوده است، اشغالگران براي غارت
ثروتهاي ملت مسلمان به عراق آمدند (و در عين حال فراموش ميكنند كه ملت ليبي و
بسياري از ملل ديگر به دست مدعيان حفظ ثروتهاي اعراب و مسلمين غارت شده است) و
اپوزسيون عراق چيزي جزء مشتي خائن و وطنفروش نيستند. يكي از سازمانهاي بررسي
افكار عمومي در مصر برآورد كرده است كه 63 درصد برنامههاي تلويزيون الجزيره با
وسائل مختلف تلاش دارد ملتهاي عرب را بر عليه شوراي حكومتي عراق تحريك كند و خشونت
فعلي را موجه جلوه سازد. يكي ديگر از اين تلويزيونها در منطقه در هفتههاي گذشته
تهديد به قتل بر عليه اعضاي شوراي حكومتي توسط عدهاي نقابپوش را بيپروا پخش كرد.
اگرچه اين شبكهها هرنوع مخالفت با جريان فعلي را در عراق تحت پوشش دوربينهاي خود
ميگيرند (مثلاً تظاهرات 15 نفر بچه و نوجوان احساسي به نفع صدام را بعنوان تظاهرات
ملت عراق قلمداد ميكنند) اما از نشان دادن جريانهاي فكري و سياسي عقلاني در جامعه
عراق طفره ميروند.
محمدباقر حكيم و تحول فكري وي و يارانش از آن جرياناتي است كه در حاشيه اين دستگاه هاي تبليغاتي قرار گرفت. با سقوط صدام يك فرصت تاريخي براي محك انديشه شيعه در ساختن جامعه بعد از طي صدها سال مبارزه و حرمان بوجود آمد. چالشهاي موجود در جامعه امروز عراق و سنگيني مسؤوليت ، محمدباقر حكيم را واداشت تا رهيافتي عقلاني و ميانهرو را براي پيشبرد امور در پيش گيرد. اين درحالي است كه يك جناح ديگر شيعه رهيافتي تندرو و احساسي – عاطفي اختيار كرده بود. هرچه زمان ميگذشت و هر چه كارها پيچيدگي خود را در عراق امروز بيشتر نشان ميداد ، تمسك به گزينه عقلانيت و ميانهروي در باقر حكيم بيشتر ميشد. اين عقلانيت در ايجاد روابط منطقي و پذيرا ميان مرجعيت شيعه و شوراي حكومتي عراق، ميان احزاب مختلف موجود در اپوزسيون (مخصوصاً ميان حزب كمونيست عراق و احزاب ديني) آماده كردن و قانع ساختن مراجع ديني براي پذيرش قانون اساسي قبل از انتخابات و شكل دادن به يك وحدت در ميان آنها بر سر اين موضوع و همچنين آرام كردن مناطق جنوب عراق و دور كردن آنها از شورش و غارت نقش بسزائي ايفا نمود. چنين عقلانيتي از سوي محمدباقر حكيم حتي براي خوشبينترين افراد به وي قابل پيشبيبني نبود. بسياري از نويسندگان و روشنفكران ايراني تجربه آشتي سنت و مدرنيته كه بعد از چالشهاي فراوان و گذشت حدود 19 سال از انقلاب ايران در دوم خرداد بروز كرد و اكنون به نظر ميرسد دوباره مسير قهر را در پيش گرفته است، براي عراق زودهنگام دانستند و استدلال كردند براي اينكه چنين چيزي در عراق بوقوع بپيوندد زمان زيادي لازم است. اما باقر حكيم كه به نظر ميآيد از سرنوشت انقلاب ايران اندوختههاي بسياري دارد، توانست اين فرآيند را در مدت كوتاهي بپيمايد و از طريق خطبه هاي نماز جمعه آنرا به شكلي در زندگي مردم مؤثر و نافذ كند. بعنوان نمونه در نماز جمعه يك هفته پيش چنين گفت: «.. فرزندان من ، تخريب كردن اموال عمومي ، ساختمانها و خراب كردن به هر شكل ممكن در مذهب ما گناه بزرگي محسوب ميشود.. كسي كه مرتكب چنين اعمالي ميشود .. بر خود ، بر مذهب خود و بر جامعه خود ظلم ميكند». اما از نظر تلويزيون الجزيره تخريب كردن «مقاومت» نشان دادن در برابر اشغالگران است كه با آب و تاب خبر آن براي دو روز متوالي و در تمام اوقات پخش ميشود. تحول فكري محمدباقر حكيم هم از نظر اين شبكه تبليغاتي چيز مهمي نيست بلكه آنچه كه مهم نمود ميكند انديشه مخالف آن در ميان شيعيان عراق به رهبري مقتدا صدر است. از زماني كه اين جوان 30 ساله افكار افراطي خود را مطرح ساخت تاكنون، تمام هم وغم شبكه الجزيره ساختن يك شخصيت كاريزماتيك از وي است. عبدالباري عطوان يكي از تحليلگران اين شبكه كه سابقاً عادت داشت صدام حسين را تمجيد و مدح كند، بدون اينكه شناخت درستي از مقتدا صدر داشته باشد و صرفاً بخاطر تندرويهاي وي او را «امام مقتدا صدر» ميخواند. درست است كه عدهاي با دلي كور ، مغزي ابلهانه و مأموريتي كينهتوزانه بر سر راه محمدباقر حكيم ماشيني پر از مواد منفجره كاشتند تا از اين طريق او را از دنياي فاني بگيرند، اما قبل از آنها ، آناني كه خشونت را تئوريزه ميكنند، آنهائي كه براي صدام حسين در شبكههاي تبليغاتي خود جفتك ميزنند و در قاموس خود جزء منفعت خويش چيز ديگري نميبينند، آنها قاتلين اصلي محمدباقر حكيم هستند و اكنون زمان آن فرا رسيده است كه اين كسان را مورد پرسش قرار دهيم. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |