‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز






مارتين انديك:
احتمال تكرار تجربه عراق در بعضی از كشورهای منطقه وجود دارد
• اگر امريكا نتواند به نتايج ملموسی از رويدادهای عراق برسد و در ايجاد يك حكومت با دوام كه همه عراقی‌ها را نمايندگی كند شكست بخورد يك فاجعه تمامی منافع امريكا درخاورميانه را فرا خواهد گرفت
• تعدادی از نزديكان رئيس جمهور اعلام كردند كه به دقت در حال طراحی سياست امريكا در منطقه و به خصوص درباره ايران می‌باشند. آنها مايل هستند كه به كمك مردم ايران كه خواهان تغيتر دموكراتيك در كشور خود هستند، وارد عمل شوند و بيشتر آنها اعتقاد دارند كه تغيرات احتمالی در ايران از اين طريق ميسر است
• اگر سوريه و ايران به كمك‌های خود به سازمان‌های تروريستی به شكلی كه به منافع ما ضرر برسانند، ادامه دادند، ما روش‌های ديگری را اتخاذ خواهيم كرد


برگران: حسن‌هاشميان
hassan_hashemian@yahoo.com
يكشنبه ١٨ خرداد ١٣٨٢

اشاره: «مارتين انديك يك شخصيت شناخته شده در خاورميانه است. او راهبر ديدگاه دولت كلينتون درباره صلح خاورميانه و طراح سياست «مهار دوگانه» امريكا در قبال ‌كشورهای ايران و عراق بود. آخرين پست رسمی وی قبل از اينكه وزارت خارجه امريكا را در سبتامبر ٢٠٠١ ترك كند ، نماينده آن كشور در «سابان» بود. او در حال حاضر مدير مركز مطالعات «سابان» وابسته به مؤسسه تحقيقاتی بروكينگز كه به جناح محافظه‌كار امريكا نزديك است، می‌باشد. مارتين استراليائی الاصل است و در جهان عرب به عنوان طرفدار اسرائيل طبقه‌بندی می‌شود. او در زمان مادلين اولبرايت يكی از سرسخت‌ترين معاونان وی نسبت به اعطای امتياز به فلسطينی‌ها محسوب می‌شد.
روزنامه الاهرام مصر در شماره روز جمعه خود ٧ ژولای (١٦ خرداد) مصاحبه‌ای با وی انجام داده است كه اهم محورهای آن رويدادهای عراق ، صلح خاورميانه و تحولات اخير آن و ميزان جدی بودن تهديدهای دولت بوش بر عليه ايران می‌باشد. توجه شما را به مشروح اين مصاحبه جلب می‌كنم.»
هاشميان

الاهرام: چگونه به موضوع اشغال عراق بوسيله امريكا نگاه می‌كنيد و ارزيابی شما از نتايج و آثار آن بر منطقه چيست؟
انديك: لازم است اهميت مرحله فعلی را درك كنيم ، اگر امريكا نتواند به نتايج ملموسی از رويدادهای عراق برسد و در ايجاد يك حكومت با دوام كه همه عراقی‌ها را نمايندگی كند شكست بخورد يك فاجعه سرتاسر منافع امريكا درخاورميانه را فرا خواهد گرفت، اما اگر ايالات متحده موفق شود يك حكومت با ثبات به كمك عراقی‌ها ايجاد كند ، آنرا يك الگو برای ديگر كشورها مطرح خواهد كرد. چنين حكومتی به طرفداران نوگرائی در منطقه كمك وافر خواهد كرد كه در سال‌های اخير به حاشيه رانده شدند. بايد اقرار كنم كه پيروزی امريكا در عراق تنها به منافع كشور ما سود نمی‌رساند ، بلكه منافع كل جهان عرب و منطقه ايجاب می‌كند در راهی كه در عراق گام نهاده‌ايم، موفق شويم. تنها راه ممكن برای رسيدن به چنين هدفی التزام امريكا به آنچه كه وعده آن داده است، می‌باشد. ما نمی‌خواهيم مُدل افغانستان و رهبری حامد كرزای را در عراق تكرار كنيم ، زيرا در افغانستان هنوز القاعده در اينجا و آنجا فعاليت می‌كند ، اين چنين شكلی از برخورد با قضيه يك فاجعه خواهد بود. مديريت فعلی در عراق به درخواست‌هائی كه درباره پايان اشغال از سوی جهان عرب مطرح می‌شود توجه اساسی می‌كند اما ما نمی‌توانيم عراق را قبل از اينكه يك حكومت پايدار ، قانونی و مشروع در آن شكل گيرد ، ترك كنيم. وجود ما حداقل در مراحل اوليه شكل‌گيری چنين نظامی لازم است.

الاهرام: ولی در زمانی كه امريكا صحبت از الگو ساختن عراق در منطقه می‌كند، بسياری از حكومت‌های همسايه اين كشور مانند ايران و سوريه نگرانی خود را نشان می‌دهند. اين نگرانی از اين ناشی می‌شود كه ممكن است آنها هدف بعدی اقدام نظامی امريكا باشند.
انديك: اين نگرانی قابل درك است. زيرا بسياری از افراد حكومت فعلی امريكا موضعگيری‌های تندی (همراه با تهديد بر عليه ايران و سوريه) اتخاذ كردند. علاوه بر اين شكی وجود ندارد كه امريكا قادر است آنچه كه در عراق انجام داد، در اين كشورها تكرار كند. در نتيجه كشورهای كه از تروريسم حمايت می‌كنند و تلاش دارند سلاح كشتار جمعی توليد كنند بايد هم از اين وضعيت بترسند. به نظر من آنچه كه اكنون بوش رئيس جمهور امريكا می‌خواهد انجام دهد اين است كه كشورهای حامی تروريسم را وادار سازد موضع دفاعی بگيرند و علی الخصوص اين سياست را در مورد ايران و سوريه به كار گرفته است. با وجود اينكه اكنون ديدگاه‌هائی در حكومت امريكا يافت می‌شود كه می‌گويد به چپ ببپچيم و سوريه را تسخير كنيم يا به راست برانيم و ايران را بگيريم، ولی من معتقد هستم كه اين ديدگاه حاكم بر كاخ سفيد نيست و تعدادی از نزديكان رئيس جمهور اعلام كردند كه به دقت در حال طراحی سياست امريكا در منطقه و به خصوص درباره ايران می‌باشند. آنها مايل هستند كه به كمك مردم ايران كه خواهان تغيتر دموكراتيك در كشور خود هستند، وارد عمل شوند و بيشتر آنها اعتقاد دارند كه تغيرات احتمالی در ايران از اين طريق ميسر است. اقدام نظامی انتخاب آنها نخواهد بود زيرا هزينه زيادی را در بر دارد و شكست ناگهانی يك نظام سياسی ، هرج و مرج عراق بعد از سقوط صدام را در پی خواهد داشت.

الاهرام: آنچه كه همه می‌دانند، شما به مدت ٨ سال نزديك‌ترين فرد به كلينتون درباره تدوين سياست امريكا در خاورميانه و كشور عراق بوديد. همچنين شما بعنوان طراح سياست مهار دوگانه درباره ايران و عراق عمل می‌كرديد. با اين وجود در آن دوران طرحی برای حمله به عراق ارائه نشد، چه چيزی موجب شد كه اين عمل در دستوركار دولت امريكا قرار گيرد؟
انديك: حادثه ١١ سبتامبر.

الاهرام: فكر می‌كنيد فقط حادثه ١١ سبتامبر علت اين مسئله است و چيز ديگری نمی‌باشد؟
انديك: حادثه ١١ سبتامبر علت اصلی آن است. در حكومت امريكا افرادی چون من وجود داشتند كه معتقد بودند، صدام حسين حاكم شروری است و بايستی با وی برخورد شود، ولی هيچگونه آمادگی برای اقدام نظامی در سطحی كه شاهد بوديد وجود نداشت. اين رويكرد نه در حكومت بود و نه در ملت امريكا. اما حادثه ١١ سبتامبر همه چيز را دگرگون كرد. ما در خانه خود مورد هجوم قرار گرفته‌ايم. بيگناهان زيادی جان خود را ازدست دادند و احساس عدم امنيت سراسر كشور را در بر گرفت. افكار عمومی امريكا همه منتظر اقدام بودند و ضرورت برخورد با كشورهای حامی تروريسم شدت يافت. در آن زمان اسنادی دال بر ارتباط القاعده با صدام اندك بود و امكان اثبات اين مسئله ضعيف نشان می‌داد. اين حادثه باعث شكل‌‌‌‌‌‌‌گيری جانبداری از كسانی شد كه خواهان تغيير در عراق بودند. آنها مورد حمايت شديد افكار عمومی قرار گرفتند و شخصی مانند پل ولفويتز بوش را قانع ساخت كه چنين حمايتی از جانب امريكائيان برای حمله به عراق در هيچ زمان ديگری نه در گذشته و نه در آينده بوجود نخواهد آمد.

الاهرام: تأثير اشغال عراق بوسيله امريكا را بر منطقه عربی چگونه پيش‌بينی می‌كنيد؟
انديك: آنچه كه در عراق اتفاق افتاد يك تغيير مهم و بنيادی بود بطوری كه امريكا هرگز چنين تجربه‌ای را از سابق در منطقه آزمايش نكرده بود. در گذشته كويت را آزاد كرديم اما دست به مرزهای كشورهای عربی نزديم. اين بار نيز همين سياست را پيش خواهيم گرفت و حتی درباره ايران به آنها گفتيم كه در پی تغيير نظام سياسی آنان نيستيم. درباره سوريه همين سياست را اتخاذ كرديم. اما اقدامات بعدی ما در منطقه متأثر از شرايطی خواهد بود كه در آن قرار داريم. اگر سوريه و ايران به كمك‌های خود به سازمان‌های تروريستی به شكلی كه به منافع ما ضرر برسانند، ادامه دادند، ما روش‌های ديگری را اتخاذ خواهيم كرد. از سوی ديگر ورود ما به عراق عملاً ما را درگير مسائل منطقه كرده است. اين درگيری ممكن است سال‌ها طول بكشد، مسئله‌ای كه بوش هيچ علاقه‌ای به آن ندارد. بنابراين او مجبور شد سياست كلينتون مبنی بر دخالت مستقيم در امر صلح خاورميانه را دنبال كند و از گروه‌های درگير دعوت كند در شرم الشيخ و عقبه گردهم آيند و تروريسم را محكوم كنند. ما بطوركلی درگير چهار مسئله در منطقه شديم: نخست قضيه عراق، دوم موضوع صلح در خاورميانه ، سوم اصلاحات اقتصادی براساس ايجاد زمينه‌های لازم برای تأسيس منطقه آزاد تجاری – مسئله‌ای كه بوش قول آنرا داد و چهارم اصلاحات سياسی كه به تأكيد می‌توان گفت بعنوان جزء لاينفك سياست ايالات متحده در خاورميانه درآمده است، سياستی كه در دو سال و نيم گذشته شاهد آن نبوديم.

الاهرام: آيا به نظر شما ناتوانی امريكا در تأمين امنيت برای مردم عراق، اين انديشه را در جهان عرب بروز نمی‌دهد كه الگوی عراق مناسب نبوده و مردم كم‌كم متوجه می‌شوند كه ايالات متحده برای جنگ برنامه‌ريزی می‌كند اما برای بعد از جنگ برنامه‌ای ندارد؟
انديك: اين درست نيست كه امريكا برای بعد از جنگ برنامه‌ای نداشته است. بلكه حقيقت امر اين است كه ما برنامه‌ريزی كرده بوديم اما اين برنامه‌ها با واقعيت عراق بعد از جنگ سازگار نبود. اين برای ما شگفت‌آور نبود زيرا بيشتر اطلاعات ما از عراقی‌هائی اخذ شده بود كه در خارج از عراق می‌زيستند و برای ساليان دراز با وطن خود ارتباط نداشتند. آنها اهداف خاصی را دنبال می‌كردند. ما را قانع ساختند كه عمليات بسيار آسان خواهد بود و مردم به استقبال ما خواهند آمد. همچنين ما تصور می‌كرديم كه امور خدمات‌رسانی در عراق متوقف نخواهد شد. اما با سقوط صدام حقيقتی ديگر را شاهد شديم. مديريت اوليه ما در عراق دچار پراكندگی بر سر روش اداره آن كشور شده بود. بيشترين آراء در اين زمينه از سوی احمد چلبی به ما می‌رسيد كه مايل بود اعضای حزب بعث را قلع و قمع كرده و برای هميشه آنها را تصفيه نمايد. ديگرانی هم وجود داشتند كه معتقد بودند با اعضای حزب بعث كه در سطح فرماندهی نبوده ، بايد به شكل ديگری برخورد كرد.

الاهرام: برخی معتقد هستند كه رامسفلد وزير دفاع خود مسئول ناامنی اوليه در عراق است. او بعد از سقوط صدام اظهار داشت كه آنچه اكنون می‌بينيد شكلی از نمودهای آزادی است. او بيان كرد: شهروندان آزاد ، آزاد هستند كه جرم مرتكب شوند. Free people free to commit crimes آيا اين چراغ سبز به غارتگران برای انجام سرقت در زير سايه حمايت ارتش امريكا نيست؟
انديك: اين اظهار نظر به صورت بسيار بد اداء شد. او قصد داشت بگويد كه همه چيز بر وفق مراد است. آنها ( وزارت دفاع ) درك درستی از اوضاع نداشتند. هفته‌ها گذشته تا آنها دقيقاً متوجه شدند كه در عراق چه خبر است. بعد از آن تغيرات را آغاز كرديم و پل بريمر را به جای گارنر وارد كارزار نموديم. بريمر تشكيل حكومت موقت عراقی را به تأخير انداخت سپس تعداد نيروهای امريكائی در بغداد را بدون اطلاع ديگران افزايش داد. اين دال بر اين است كه ما تازه فهميدم مشكل كجاست و بايد برای حفظ ثبات در پايتخت، نيروهای خود را افزايش دهيم.

الاهرام: شما انتظار داريد كه ارتش امريكا برای چند سال در عراق باقی بماند. دو سال يا سه سال؟
انديك: از نظر من برای اينكه كار با موفقيت كامل همراه شود لازم است يك دوره طولانی در عراق باقی بمانيم. اين مدت می‌تواند بين ٥ تا ١٠ سال باشد. ضرورت دارد واقع‌بين باشيم ، وقتی كه ما با مسئولان در جهان عرب صحبت می‌كنيم، آنها به ما می‌گويند كه خواهش می‌كنيم از عراق بيرون نرويد. به بيانيه‌های رسمی ما توجه نكنيد. در اين بيانيه‌ها از شما خواسته‌ايم بالفور خاك عراق را ترك كنيد. در حالی كه وضعيت خطرناك فعلی را خوب می‌دانيم. خروج شما و خلاء نظام سياسی در حال حاضر فرصت مناسبی برای مداخله حكام ايران ايجاد می‌‌‌‌‌‌كند تا به تأسيس يك حكومت شيعه در عراق بپردازند. همچنين دخالت كشورهای تركيه و سوريه را نبايد فراموش كرد. بهتر است شعارها را كنار بگذاريم و به منافع عراق و منطقه به شكل دقيقی نگاه كنيم. بهترين چيز ايجاد يك پيمان به رهبری امريكا برای حفظ وحدت عراق و كمك به مردم آن كشور برای اداره امور خود است. امريكا در نظر ندارد رژيمی آهنين در عراق حاكم كند اما حمايت از مردم در برابر تجاوزات و بنيادی كردن امنيت از ضرورت‌های مهم است.






[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de