‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





سفر خاورميانه‌ای بوش
• شرم الشيخ اكنون به نام «شهر صلح» توصيف شده است كه اگر صلح واقعی از اجلاس فعلی آن بيرون بيايد ، می‌تواند اين صفت را برای ابد به همراه خود داشت باشد
• آنچه كه اجلاس شرم الشيخ را مهم ساخته است وضعيتی است كه جهان و خاورميانه بعد از سقوط صدام حسين شاهد آن است... جورج بوش ، برای اولين بار به منطقه خاورميانه گام می‌گذارد تا همراه با عمده‌ترين رهبران جهان عرب اعلام دارد كه يك اراده واقعی برای تحقق صلح پايدار در منطقه وجود دارد
• در گذشته نه چندان دور سياست سازمان‌هائی چون حماس و جهاد اسلامی درباره چنين جلساتی تهاجمی بود. آنها هرگونه مذاكره در اين باره را نمی‌پذيرفتند اكنون به نظر می‌آيد اين گروه‌ها وضعيت جديد پيش آمده را درك كرده و مجبور به تغيير لحن شده‌اند
  

حسن ‌هاشميان
hassan_hashemian@yahoo.com
چهارشنبه ١٤ خرداد ١٣٨٢
 
«تفريحگاه شرم الشيخ (به معنای خليج شيخ) در جنوبی‌ترين نقطه شبه جزيره سينا با آرامش بی‌نظيری كه دارد يك مكان ايده‌آل برای سياستمدارانی محسوب می‌گردد كه مايل هستند از هر نوع تظاهرات مردم جوامع دموكراتيك گريخته و بدون دغدغه اعتراضات آنها، به گفتگو و تصميم‌گيری مشغول شوند. شهر شرم الشيخ مدت ده سال است كه بوجود آمده اما شهرت وی از بيشتر شهرهای تاريخی جهان فراتر رفته است. اكنون اين مكان به نام «شهر صلح» توصيف شده است كه اگر صلح واقعی از اجلاس فعلی آن بيرون بيايد ، می‌تواند اين صفت را برای ابد به همراه خود داشت باشد.»
 
با شروع بحران عراق فضائی از نااميدی و دودلی در ميان حكومت‌های جهان عرب گسترش يافت. قارئان آيه‌های يأس بر اين طبل كوبيدند كه امريكا بعد از تصرف عراق يك يك حكومت‌های منطقه را تغيير داده و همراه با متحد ديرينه منطقه‌ای خود اسرائيل ، رؤيای شكل‌گيری حكومت از نيل تا فرات يهود را تحقق خواهد بخشيد. در اين ميان جنگ مفاهيم مابين تروريسم و دفاع مشروع ، جنگ و صلح ، استقلال ملی و سلطه خارجی و تخم افشانی كينه‌ورزانه يا همكاری مشترك ، غالب انديشه‌ها و محتوی مقالات روشنفكران عرب در طول يك سال گذشته را شامل می‌شد. دو سال و نيم بعد از روی كار آمدن جورج بوش ، او اكنون برای اولين بار به منطقه خاورميانه گام می‌گذارد تا بگويد تمام پيش‌فرض‌های سابق درست نيست و همراه با عمده‌ترين رهبران جهان عرب اعلام دارد كه يك اراده واقعی برای تحقق صلح پايدار در منطقه وجود دارد. در اين ميان بوش يك تمايز اساسی با سلف خود كلينتون دارد و آن اينكه رئيس جمهور سابق امريكا ديگران را دعوت به صلح می‌كرد اما چيزی غير از موعظه كردن در اختيار وی نبود، ولی رئيس جمهور فعلی ايالات متحده با درهم شكستن صدام حسين و تحت فشار قرار دادن كشورهای حامی گروه‌های خشونت‌طلب در خاورميانه، می‌تواند همه اطراف درگير در منطقه را با اهرم‌های ملموس و عملی به سوی ميز مذاكره بكشاند ، حتی اگر اين طرف فردی مثل شارون باشد كه در همه احوال گذشته مذاكره با فلسطينی‌ها را رد كرده بود. بوش قبل از سفر خود تعهدات لازم درباره كوتاه آمدن دو طرف درگير در قضيه خاورميانه را به دست آورده بود. تغييرات در ساختار حكومت فلسطينی‌ها اجرای چنين تعهداتی را ميسر ساخت و از طرف ديگر فرصت موجود برای كوتاه آمدن شارون بوجود آمد. دور كردن ياسر عرفات از مجرای اصلی روند صلح، توقف عمليات انتحاری سازمان‌هائی چون حماس ، جهاد اسلامی و تشكيلات عملياتی سازمان فتح از جمله خواسته‌های شارون بود. در مقابل اسرائيل می‌بايست به اشغال سرزمين فلسطين در كرانه غربی پايان داده، از شهرك ساختن در مناطق فلسطينی‌ها دست برداشته و اسرای دربند آنها را آزاد كند. به نظر می‌رسد اين كار از سوی دولت شارون آغاز شده ، اما به كندی پيش می‌رود.

سه موضوع انفجاری:
دو موضوع قدس و بازگشت آوارگان فلسطينی كه قبلاً وجود داشته و موضوع جديد عادی سازی روابط كشورهای عربی با اسرائيل كه جديداً به آنها اضافه شده به عنوان مسائل انفجاری كه می‌تواند دوباره اختلاف‌ها را برانگيزد، مطرح می‌شوند. ناظران مسائل خاورميانه به ياد می‌آورند كه مسائل قدس و آوارگان از جمله موضوعاتی بودند كه تندروهای دو طرف درگير آنها را به ميان كشاندند و در نهايت به سقوط ايهود باراك ، شكل‌گيری انتفاضه و بر سر كار آمدن شارون منجر شد. در آن زمان امريكا هيچ گونه كنترلی بر طرف‌های درگير نداشت و تا قبل از حادثه ١١ سبتامبر اوضاع خاورميانه دلمشغولی اول سياستمداران كاخ سفيد محسوب نمی‌شد. اكنون «طرح نقشه راه» اذعان می‌دارد كه چنين مسائل اختلاف برانگيزی را بايد در مباحثات نهائی وارد كرد و ديگران را دعوت می‌كند از مطرح ساختن آنها در حال حاضر پرهيز نمايند. مسئله عادی‌سازی روابط كشورهای عربی با اسرائيل امتيازی است كه در حال حاضر شارون به دنبال آن است. انديشه چنين موضوعی از طرح امير عبدالله ولی عهد عربستان برمی‌خيزد كه در كنفرانس مارس ٢٠٠٢ سران عرب تعهد نمود، در صورت پايبندی اسرائيل به صلح با فلسطينی‌ها و پايان دادن به اشغال سرزمين آنها ، او همراه با ديگر رهبران عرب برای عادی ساختن روابط خود با اسرائيل تلاش خواهد كرد. به نظر می‌رسد طرح اين مسئله قبل از عقب نشينی اسرائيل مشكل‌آفرين باشد. جورج بوش رئيس جمهور فعلی امريكا بعنوان نخستين حاكم امريكائی كه صحبت از شكل‌گيری دولت مستقل فلسطين كرده و بعنوان كسی كه اكنون اهرم‌های لازم و عملی را بعد از ساقط كردن صدام حسين در دست خود دارد ، می‌تواند بر اين مشكل به صورت همزمان كردن عادی‌سازی روابط و پايان دادن به اشغال ، فايق‌ آيد.

تغيير لحن حماس و سكوت جهاد اسلامی:
در گذشته نه چندان دور سياست سازمان‌هائی چون حماس و جهاد اسلامی درباره چنين جلساتی تهاجمی بود. آنها هرگونه مذاكره در اين باره را نمی‌پذيرفتند يا به كشورهای عربی برگزاركننده به شدت حمله كرده ، آنها را به انواع صفت‌های پست توصيف می‌كردند. شعارهای قدس پايتخت ابدی فلسطين و عدم كوتاه آمدن درباره حق بازگشت آوارگان فلسطينی را مقدمه هرگونه مذاكره می‌پنداشتند. اكنون به نظر می‌آيد اين گروه‌ها وضعيت جديد پيش آمده را درك كرده و مجبور به تغيير لحن شده‌اند. در حال حاضر حماس صحبت از همكاری خوب خود با كشورهای عربی می‌كند و با صدای رسا اعلام می‌دارد تحت هيچگونه فشاری برای تغيير سياست خود قرار نگرفته است. جهاد اسلامی نيز سكوت كرده است. اين سكوت از آن نوعی می‌باشد كه «رضايت» ، پيام و تفسير آن است. اما نبايد پنداشت چنين رضايتی خودخواسته است ، بلكه فشارهای تغيير در منطقه ، چنين امری را الزامی ساخته است.

غايبان بزرگ:
كشورهای سوريه و لبنان و شخصيت‌هائی چون عرفات و عمرو موسی غايبان بزرگ اجلاس شرم الشيخ می‌باشند. سوريه به دليل موضعگيری‌های خود در جنگ عراق در حال حاضر مورد غضب امريكا قرار گرفته است. در واكنش به عدم دعوت سوری‌ها به شرم الشيخ، آنها گفته‌اند كه مسئله صلح فلسطين و اسرائيل به آنها ارتباط ندارد. لبنان به دليل تبعيت خود از سوريه و عدم پذيرفتن طرح امريكا درباره خلع سلاح حزب الله وضعيتی بهتر از سوريه در نظر امريكا ندارد. عدم حضور ياسر عرفات رهبر فلسطينی‌ها به شرط‌های شارون برای حضور خود در اين جلسات برمی‌گردد. نخست وزير اسرائيل شرط كرده است در صورتی حاضر به مشاركت در اين مذاكرات خواهد شد كه رهبری جديدی غير از ياسر عرفات دولت فلسطين را هدايت كند. اما درباره عمرو موسی دبير كل اتحاديه عرب بايد گفت كه حمايت وی از بازگشت صدام حسين به جهان عرب و تلاش بی‌وقفه او در اين زمينه خودبخود او را از مشاركت در اجلاس شرم الشيخ حذف كرده است.

اهرم‌های عملی برای تضمين صلح:
آنچه كه اجلاس شرم الشيخ را مهم ساخته است وضعيتی است كه جهان و خاورميانه بعد از سقوط صدام حسين شاهد آن است. وضعيتی كه می‌توان به مظهری از شكل‌گيری اهرم‌های جديد صلح در آن صحبت كرد. اين اهرم‌ها در نظم جديد منطقه نهفته است كه امريكائی‌ها به هر ترتيب ممكن مايل هستند آنها را عملی سازند. رئيس جمهور امريكا مايل است سازمان‌های منطقه‌ای مانند شورای همكاری خليج فارس توسعه يابند. اين شورا در وهله اول عراق را به مجموعه خود اضافه می‌كند و در مرحله بعد مصر و اردن بعنوان كشورهای تضمين كننده امنيت به آن خواهند پيوست. در مرحله سوم كشورهای تركيه و اسرائيل عضو شورای همكاری خليج فارس خواهند شد كه در نهايت يك شبكه وسيع اقتصادی و امنيتی را بوجود می‌آورند كه هم با گروه‌های تروريستی مبارزه خواهند كرد و هم زمينه همكاری اقتصادی با ايالات متحده را توسعه خواهند داد. چنين مجموعه اقتصادی – امنيتی همه طرف‌های درگير در خاورميانه را صاحب منافع مشترك و تعهدات متقابل می‌سازد، بنابراين شكل جديدی از همكاری منطقه‌ای بوجود خواهد آمد كه صلح دائمی را تضمين خواهد كرد. در همه احوال امريكا يك شريك بسيار جدی برای اين مجموعه خواهد بود كه تلاش خواهد كرد دامنه چنين شورائی را به كشورهای مغرب عربی برساند. همچنين امريكا بر موضوع دموكراسی و رشد آزادی‌های فردی و اجتماعی در منطقه تأكيد خواهد كرد. از هم اكنون بسياری از اين كشورها آماده می‌شوند كه به آرامی تغييرات سياسی در داخل كشورهای خود را توسعه دهند. كشورهائی مانند قطر ، كويت ، بحرين و امارات وارد اين تغييرات شدند و عربستان سعودی و عمان در حال فراهم كردن زمينه‌های لازم برای اين موضوع هستند. چشم‌انداز صلح خاورميانه در ديد اكثر صاحب نظران بر مبنای توسعه اقتصادی – سياسی ساخته می‌شود ، توسعه‌ای كه با حل موضوعات عدالت اجتماعی و عمومی ساختن مفاهيم دموكراسی و جامعه مدنی می‌تواند به تداوم صلح در منطقه اميدوار شود.





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de