‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





عدنان پاچه‌چی و ديگر گروه‌های سياسی عراق
(قسمت چهارم)
 
 
حسن ‌هاشميان
hassan_hashemian@yahoo.com
شنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۲
 
7) گروه‌های كُرد: گروه‌های كُرد عراق اگرچه قبل از حمله امريكا شكلی از تشكيلات اسلامی به خود گرفت و دو مجموعه «جماعت اسلامی» و « انصار اسلام » بر روی صحنه سياسی كردستان ظاهر شدند، اما تاريخ سياسی كردستان عراق فقط به دو حزب دموكرات و اتحاديه ميهنی كردستان عراق تعلق دارد. ريشه‌های شكل‌گيری حزب دموكرات كردستان عراق به اواخر قرن نوزدهم برمی‌گردد. در سال 1880 م فردی بنام عبيدالله از رؤسای قبايل كُرد تحت سلطه عثمانی به همراه ديگر رؤسای عشاير و با حمايت « باب عالی » تلاش كرد يك حكومت كُردی در كردستان ايران ايجاد كند. اين كوشش اولين تلاش كُردها برای اقامه حكومتی بنام مليت خود می‌باشند. در سال 1920 معاهده‌ای تحت عنوان «سيفر» ميان انگليس ، تركيه و عراق شكل گرفت كه در آن خودمختاری كُردها در مناطق زيست آنها به رسميت شناخته می‌شود. اين معاهده مناطق شرق فرات از جنوب مرز ارمنستان تا شمال تركيه و سوريه را بعنوان مناطق كُردی درنظر می‌گيرد. در سال 1926 ماده‌ای به اين معاهده اضافه گشت كه بطور واضح شهر موصل را از محدوده كُردها جدا كرده و به كشور عراق ضميمه كرد. اين كار بر اثر پی‌گيريهای انگليسی‌ها شكل گرفت كه مايل بودند منابع نفتی حكومت دست نشانده آنها در عراق افزايش يابد. چنين عملی موجب بروز يك نفرت تاريخی در ميان كُردها نسبت به انگليس شده است. دهه بيست قرن گذشته در عراق را بايد دهه شورش و قيام كُردها بر عليه انگليس و حكومت دست نشانده آن در عراق ناميد. اين مبارزات تا پايان جنگ جهانی دوم استمرار پيدا كرد. ابتدا شيخ محمود از قبيله بارزيجه و سپس شيخ احمد بارزانی رهبری اين قيام‌ها را به عهده گرفتند. آنها موفق شدند يك ارتش معين از مردان قبايل كُرد شكل داده و شهر سليمانيه را بعنوان پايتخت كشور خودخوانده كردستان قلمداد كنند. از اين دوران بود كه ما شاهد ورود مردانی از خاندان بارزانی در صحنه سياست كردستان عراق می‌شويم.
در سال 1946 و با پايان يافتن جنگ جهانی دوم يك جمهوری مستقل كردستان در شهر مهاباد ايران بوجود آمد. رهبری اين جمهوری جديد را يك شخصيت سياسی ـ دينی بنام قاضی محمد به عهده داشت. حكومت مهاباد تا شعاع هشتاد كيلومتری شهر گسترش يافته بود. در اين ميان قاضی محمد اعلام كرد كه حكومت مهاباد نطفه اول شكل‌گيری كردستان بزرگ است و همه كُردها در اقصی نقاط جهان می‌توانند در آن شركت كنند. از جمله كسانی كه به قاضی محمد در مهاباد پيوستند ، می‌توان به ملامصطفی بارزانی اشاره كرد كه در آن زمان رياست حزب آزادی را به عهده داشت و نيروهای زيادی از قبايل مختلف را دور خود جمع كرده بود. هم قاضی محمد و هم بارزانی مايل بودند كه كردها تحت لوای يك حزب واحد فعاليت كنند و بدين صورت بود كه با انحلال احزاب گذشته خود حزب دموكرات كردستان pdk  را در مهاباد ايران بنيان نهادند.
با شكست جمهوری مهاباد ملامصطفی بارزانی به خاك عراق گريخت و بطور مخفيانه به ايجاد رابطه با رؤسای عشاير كُرد روی آورد. سازمان دهی به شكل قبيله‌ای برای جنبش ناسيوناليسم كُرد، آنها را با نيروهای متجدد و مخالف قبيله‌گرائی كه بعد از جنگ جهانی دوم و قدرت يافتن اتحاد جماهير شوروی ، جان تازه‌ای يافته بودند، مواجه ساخت. اين مواجهه در سال 1948 به جنگ داخلی ميان نيروهای مختلف كُرد منجر شد كه رقابت آنها بر سر بدست آوردن رهبری كُردها چهارده سال ادامه يافت و فراز و نشيب زيادی را طی كرد. در سال 1954 نوری سعيد نخست وزير معروف عراق كه خود كردی الاصل می‌باشد، جنبش كُردها را بشدت سركوب كرد. نتيجه اين سركوب به اضمحلال رفتن بيشتر نيروهای كرد متخاصم با يكديگر منجر شد، بطوری كه بعدها متوجه شدند كه با سازمان دادن به تنها حزب خود می‌توانند به صحنه مبارزه برگردند. حزب دموكرات عراق يك بار ديگر سازماندهی شد، اما اين بار نيروهای چپی مانند ابراهيم احمد كه افكار كمونيستی داشته و در شهر سليمانيه به وكالت مشغول بود، وارد حزب شدند. او خود را دبير حزب ناميد و بدون اينكه با ملامصطفی بارزانی مشورت كند او را رئيس حزب معرفی كرد. از اين زمان به بعد حزب دموكرات كردستان مسئله استقلال را كنار نهاد و مبارزات خود را بسوی خودمختاری سوق داد. با وقوع كودتا در عراق و بر سر كار آمدن عبدالكريم قاسم ، كُردها می‌توانستند از دو طريق به وی نزديك شوند. نخست اينكه حاكم جديد از طرف مادر خود به قوم كرد وصل می‌شد و دوم اينكه او انديشه‌های چپی داشته و از اين روزنه با بخش كمونيست و چپ حزب دموكرات هم‌انديشه بود. قاسم كردهای زندانی را آزاد كرد، چند نفر از حزب دموكرات را بعنوان عضو حكومت جديد مورد پذيرش قرارداد و مسأله تبعيد ملامصطفی بارزانی را ملغی كرد. اين اعمال با استقبال حتی تندروترين كُردها مواجه گشت و انتظار می‌رفت دوران نوينی از قضيه كردستان در عراق شكل گيرد. اما ماه عسل حكومت جديد و كُردها زياد دوام نيافت. زيرا از يك طرف ملامصطفی بارزانی و طی بيانيه‌ای از طرف حزب دموكرات ، خودگردانی كردستان را اعلام كرد و از سوی ديگر عبدالكريم قاسم كردستان عراق را بخشی از امت عرب خواند و با هر گونه خودگردانی مخالفت كرد. چنين وضعی تا سال 1968 و به قدرت رسيدن حسن البكر و صدام حسين ادامه يافت. حكومت جديد بعث برای حل مسئله كردستان در پی آن برآمد تا جايگزينی برای رهبری ملامصطفی بارزانی بسازد. از اينرو جلال طالبانی را برای چنين منظوری كشف نمود. كار حزب بعث اين بود كه ميان كردها فتنه ايجاد كرده و آنها را به جان يكديگر بياندازد و بدين شكل بود كه اولين نطفه شكل گيری دومين حزب مهم كردستان عراق يعنی اتحاديه ميهنی كردستان بوجود آمد. طالبانی اگرچه با ملامصطفی چندين بار درگير شد ، اما هيچوقت نتوانست كفه قدرت را به طرف خود تغير دهد و در نهايت رژيم بعث مجبور شد پيمان متاركه جنگ را با همه آنها منعقد كند كه بر 15 ماده مبتنی شده بود. در اين پيمان كُردها خودمختاری سياسی و فرهنگی بدست آوردند و توانستند اصل برابری قومی را در مواد توافق‌نامه بگنجانند.
شاه سابق ايران يكی از تكيه‌گاه‌های مبارزه احزاب كُرد بر عليه حكومت‌های مختلف عراق از سال 1961 تا سال 1975 بود. از عبدالكريم قاسم تا صدام حسين ، كسانی در عراق حكومت كردند كه داعيه وحدت امت عرب و مبارزه با صهيونيزم و امريكا داشتند كه شاه در بلوك آنها قرار داشت. چه تضاد ايدئولوژيك و چه مشكلات مرزی همه مسائلی بودند كه شاه ايران را واداشت تا از كُردهای عراق بعنوان يك اهرم فشار بر عليه حكومت‌های مختلف عراق و بخصوص بعثی‌ها استفاده نمايد. در سال 1975 به واسطه هواری بومدين رئيس جمهور وقت الجزائر قرارداد معروف الجزيره بسته شد كه در خلال آن دو طرف تعهد دادند نيروهای مخالف خود را مورد حمايت قرار ندهند. در اين ميان كُردها ضرب بزرگی خوردند، آنها از يك طرف تجهيزات نظامی از ايران وارد می‌كردند و از طرف ديگر خود را هم پيمان امريكا در صحنه‌های بين‌المللی می‌دانستند كه به حمايت آن كشور نياز داشتند. در اين اثناء ملامصطفی با عفو عمومی حكومت بعث برای كُردها مواجه شد كه دو راه را در پيش پای او می‌گذاشت، يا عفو را قبول می‌كرد و به عراق برمی‌گشت ، يا در ايران می‌ماند و از مبارزه دست می‌‌كشيد. او راه دوم را انتخاب كرد و تا زمان مرگ خود در مارس سال 1979 در خارج از عراق باقی ماند. بارزانی در تمام اين مدت امريكائی‌ها و علی الخصوص هنری كسينجر وزير خارجه وقت امريكا را بعنوان خائن به آرمان كُردها می‌دانست و دائماً آنها را نفرين می‌كرد. تجربه‌ای كه درحال حاضر كُردها و به خصوص مسعود بارزانی فرزند ملامصطفی بيم آن دارند كه يك بار ديگر تكرار شود.
نخستين نتيجه خانه‌نشينی ملامصطفی در خارج از وطن، شتاب بخشيدن به تولد حزب جديدی است كه جلال طالبانی آنرا رهبری می‌كرد. حزب جديد كه با نام اتحاديه ميهنی كردستان شناخته می‌شود از دو خصوصيت منفی حزب دموكرات در آن زمان يعنی اتكاء بر نيروهای سنتی و قبيله‌گرا و وابستگی به امريكا دور شد و دو شاخص جديد يعنی اتكاء بر نيروهای تحصيل‌كرده و روشنفكر كُرد و تمايل به جنبش چپی و اتحاد جماهير شوروی روی آورد. در فاصله جنگ هشت ساله ايران و عراق به دليل ايدئولوژی ضد امريكائی حكومت ايران و نزديكی آن به شوروی ، جلال طالبانی به ايران نزديك شد و توانست كمك‌های زيادی را به نفع حزب خود دريافت كند. يكی ديگر از نتايج تلخ شكل‌گيری حزب جديد درگيری‌های مسلحانه آن با نيروهای حزب دموكرات است. اين درگيری موجب نارضايتی امريكا از آنها و در نهايت هجوم حكومت عراق به شهر اربيل در سال 1986 و تصرف مقر فرماندهی حزب دموكرات شد. در اين هنگام و تا پايان جنگ ايران و عراق تصور بر اين رفت كه مسئله كُردهای عراق برای مدت نامعلومی خاموش شده است.
شكست صدام در جنگ كويت يك بار ديگر كُردها را به صحنه مبارزه كشاند كه با سركوب پراكنده حكومت صدام مواجه شدند. در سال 1991 امريكا ، فرانسه و انگليس طرحی را به شورای امنيت بردند كه نتيجه آن صدور قطعنامه شماره 688 بود كه بر مشخص كردن مناطق امن در شمال و جنوب عراق دلالت می‌كرد. ارتش عراق از ورود به اين مناطق يا به كارگيری هواپيماهای جنگی خود در آنها منع شده بود. اگرچه بعد از آن بازهم درگيری‌هائی ميان دو حزب كُرد در شمال عراق صورت گرفت اما با پايان يافتن اين درگيری‌ها ، كردستان عراق به سوی آرامش حركت كرد. پارلمان در آن تأسيس شد و نمايندگانی از دو حزب وارد آن شدند و اولين شكل دموكراسی در شمال عراق تجربه شد.
در پايان نبايد از نظر دوركردكه جلال طالبانی يك شخصيت ممتاز سياسی در تاريخ كردستان به شمار می‌آيد. او شخصيتی قوی‌تر از رقيب خود در حزب دموكرات دارد و انسانی روشنفكر و ليبرال است. طالبانی از مدافعان اصلی نظام فدرال در عراق است و در حالی كه مسعود بارزانی بيشتر با نيروهای سنتی كشور مانند اسلام‌گرايان سنی در درون عراق تمايل دارد، اكثر گروه‌های سياسی در داخل و خارج عراق جلال را يار خود می‌دانند. با وجود اينكه هنوز انديشه استقلال در ميان برخی متفكران حزب دموكرات وجود دارد و آنرا مرحله‌ای بعد از فدرال به شكل رفراندم جستجو می‌كنند، طالبانی زندگی مسالمت‌آميز و دور از ظلم و سركوب برای سعادت كُردها در نظام فدرال را كافی می‌داند و مطرح شدن مسئله استقلال را برانگيزنده جنگ‌های جديد تلقی می‌‌‌كند.





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de