‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





 
عدنان پاچه‌چی و ديگر گروه‌های سياسی عراق
(قسمت سوّم)
 
 
حسن‌هاشميان
hassan_hashemian@yahoo.com
سه‌شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۲
 
 
٥) گروه‌های سياسی – نظامی (ژنرال‌های ارتش):
ارتش عراق قديمترين سازمان و مؤسسه در عراق است. از سال ١٩٢٠ تاكنون نقش تعين كننده‌ای در جزر و مدّ حكومت‌های مختلف آن كشور داشته است و در واقع ارتشی سياسی بوده كه كودتاهای زيادی به شكل موفق و ناموفق در آن نشأت گرفت. صدام حسين برای حفظ حكومت خود دائم ارتش را پالايش می‌كرد و هر از چند گاهی تصفيه خونين در آن رخ می‌داد. اين امر موجب گشت كه تعداد زيادی از افراد آن در سلك معارضين عراقی درآيند و بر عليه صدام به مخالفت برخيزند. در زير به چند نفر از آنها اشاره می‌كنم:
ژنرال نزار خزرجی: نزار خزرجی رئيس ستاد ارتش عراق از سال ١٩٨٠ تا سال ١٩٩١ بوده است. او رهبری هجوم عراق به كويت را برعهده داشته كه گفته می‌شود با آن موافق نبوده است. خزرجی در سال ١٩٣٩ در شهر موصل به دنيا آمد. پدر وی سرهنگ ارتش بوده كه در زمان حكومت عبدالرحمن عارف بر عراق، به فرماندهی ستاد ارتش منصوب شد. در انتفاضه مردم جنوب عراق در مارس (اسفند- فروردين) ١٩٩١ نزار خزرجی مأمور سركوب مردم شهر ناصريه شد. در درگيری‌های آن منطقه از ناحيه شكم به شدت زخمی گشت و برای مدت طولانی از صحنه نزاع‌ها كنار رفت. در سال ١٩٩٦ مورد غضب صدام قرار گرفت و قبل از اينكه توسط سازمان استخبارات دستگير شود، توانست به اردن بگريزد و سه سال بعد از آن به كشور دانمارك پناهنده شد. دانماركی‌ها او را تحت اقامت اجباری قرار دادند تا نسبت به اتهاماتی كه بر عليه او درباره دست داشتن در جنايت عليه بشريت اقامه شده بود، تحقيق نمايند. در مارس ٢٠٠٣ ناگهان نزار خزرجی از ديد عموم در دانمارك ناپديد گشت و به سوی مكان نامعلومی برده شد. سازمان سيا نقش مهمی در اين انتقال مخفيانه داشته است. گفته می‌شود نزار خزرجی يكی از شخصيت‌های سايه‌ای است كه در هجوم امريكا به عراق نقش ارتباطی با افسران ارتش عراق داشته است. او سنی مذهب است و تعدادی از شيعيان جنوب ، خزرجی را به دليل قتل نزديكان آنها در نشانه‌ و هدف انتقام خود قرار داده‌اند.
ژنرال توفيق يسيری: توفيق از جمله افسران ارتش عراق می‌باشد كه در قيام ١٩٩١ مردم آن كشور بر عليه صدام با آنها همراهی كرد و با افراد خود به انتفاضه پيوست. با سركوب انتفاضه و زخمی شدن وی از ناحيه زانو ، مجبور گشت از عراق خارج شده و به انگلستان برود. او تشكيلاتی را تحت عنوان « ائتلاف ملی عراق » راه اندازی كرد و بدنبال آن تعداد زيادی از افسران فراری به او پيوستند. يسيری يكی از فعالين مهم در برگزاری كنفرانس معارضين عراقی در سال ٢٠٠٢ در لندن بود. او معتقد بود كه روحيه افراد ارتش در عراق بسيار پائين بوده و در كمترين فشار گسيخته خواهد شد. مسئله‌ای كه اكنون به حقيقت پيوسته است. در روزهای جنگ «عبدالباری عطوان» مدير روزنامه «القدس العربی» و يكی از نزديكان رژيم صدام حسين از يسيری تشكر كرد كه اطلاعات نادرست در اختيار امريكائی‌ها قرار داده و موجب ورود آنها به عراق شده است! بعد از شكست صدام حسين، عطوان تاكنون هيچ مصاحبه‌ای با هيچكدام از شبكه‌های تلويزيونی انجام نداده است تا توضيح دهد چه كسی به دنيا و مردم عرب اطلاعات غلط می‌داد.
ژنرال نجيب الصالحی: نجيب الصالحی تا سال ١٩٩٥ فرمانده يك گردان مكانيزه از گارد رياست جمهوری عراق بود. از آن هنگام به بعد از كشور خود خارج شد و به امريكا پناهنده گرديد. در سال ١٩٩٦« سازمان افسران آزاد » را تشكيل داد. نظريه الصالحی قبل از جنگ مبتنی بر عدم مداخله امريكا به شكل زمينی و كافی بودن نيروهای عراقی برای اسقاط رژيم صدام حسين بود. او معتقد بود كه با حركت دادن سی هزار جنگجو و حمايت هوائی امريكا از آنها می‌تواند بغداد را فتح كند. شروع جنگ می‌تواند از كويت، شمال عراق و يا حتی اردن باشد، اما هدف بايد فقط بغداد گزيده شود. نجيب الصالحی در حال حاضر در بغداد به سر می‌برد و به همراه تعداد ديگری از افسران عراقی در حال تجديد سازمان ارتش عراق است. الصالحی فردی روشنفكر و دموكرات است و علاوه برداشتن مدارج نظامی در رشته جامعه‌شناسی نيز تحصيل كرده است.
ژنرال فوزی شمری: شمری در سال ١٩٤٦ در يك خانواده شيعه بدنيا آمده است. او به بزرگترين و قديميترين قبيله عرب يعنی «شُمّر» تعلق دارد. شمری تنها كسی در ميان افسران ارتش عراق است كه اعتراف كرده بر عليه نيروهای كشورمان ايران از سلاح شيميائی استفاده كرده است، اما اضافه كرده كه اين كار را به دستور صدام انجام داده است. او اكنون عضو سازمان افسران آزاد است و در طول زمان جنگ عراق با ايران هشت گردان مهم آن كشور را فرماندهی كرده است. شمری طرفدار نظريه كاهش تعداد نيروهای ارتش و بالا بردن كيفيت آن است، او معتقد است رقم ١٥٠٠٠٠ نفر بسيار ايده‌آل می‌باشد.
ژنرال مهدی الدليمی: الدليمی فرمانده سپاه سوم عراق در زمان جنگ هشت ساله بود. او بر سر اختلافات درونی در ارتش به كشور آلمان گريخت و در آنجا سكنی گزيد. الدليمی عضو « شورای نظاميان عراق » است كه در سال ٢٠٠٢ تأسيس شده است. اين شورا وزنه گروه‌های نظامی فوق‌الذكر را ندارد و در حاشيه قرار گرفته است. با توجه به اينكه محدوده عملياتی سپاه سوم عراق در زمان جنگ با ايران در جنوب و شهر بصره بوده است، الدليمی متهم است كه بر عليه نيروهای ايران از سلاح شيميائی استفاده كرده است، ولی وی اين اتهام‌ها را رد می‌كند و آنها را به گردن سپاه چهارم می‌اندازد. لازم به توضيح است كه سپاه چهارم قبل از آغاز جنگ امريكا عليه عراق در ديگر واحدها ادغام شد و در حال حاضر وجود خارجی ندارد.
 
٦) جبهه نجات ملی عراق:
اين جبهه در سال‌های اخير بوجود آمد. دبير كل آن شخصيت معروف معارضين عراقی وفيق سامرائی مدير سابق استخبارات ارتش عراق می‌باشد. اگرچه وفيق عضو «كميته هماهنگی و پی‌گيری » است اما تشكل سياسی وی جزو سازمان‌های اصلی معارضين عراقی به حساب نمی‌آيد. وفيق سامرائی اهل شهر سامراء در شمال بغداد می‌باشد و تا سال ١٩٩٢ در خدمت رژيم صدام فعاليت می‌كرد. پس از آن زمان از عراق گريخت و به سوريه رفت. با ورود وی به دمشق ، حافظ اسد استقبال گرمی از وی به عمل آورد و او را در شمار مردان بزرگ عرب مورد ستايش قرار داد. دليل اين توجه موضوعی بود كه گفته می‌شود ايران از وفيق سامرائی خواسته بود به آن كشور بيايد ، ولی او موافقت نكرده بود. مسئوولين ايرانی مايل بودند با در اختيار گرفتن او ، اطلاعات بسيار با ارزشی درباره شبكه‌های جاسوسی عراق در ايران بدست آورند كه زمانی وفيق سامرائی آنها را اداره می‌كرد.
در حال حاضر وی بعد از اينكه ساليان زيادی را در شهر لندن سپری كرد ، به عراق بازگشته و مشغول سازمان دادن به هدايت امور مدنی در شهر سامراء است منطقه‌ای كه جزو مناطق بسيار آرام عراق فعلی به حساب می‌آيد. دو كشور عربستان سعودی و كويت شديداً از به قدرت رسيدن وفيق سامرائی در عراق امروز حمايت می‌كنند و انواع كمك‌های تبليغاتی و مالی خود را در اختيار او قرار داده‌اند.





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de