[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





امريكا به سوريه حمله نخواهد كرد
* امريكا با فتح بغداد مايل است به نوعي از حاشيه امنيتي براي باقي ماندن در عراق برسد. اين فضاي امن در جهان عربي كه در حال انفجار است فقط از طريق به حركت درآوردن صلح خاورميانه بدست مي‌آيد
* بطور كلي امريكائي‌ها بر سه محور صلح خاورميانه ، مبارزه با تروريسم و اصلاحات سياسي با سوري‌ها دست و پنجه نرم خواهند كرد
 
حسن هاشميان
hassan_hashemian@yahoo.com
شنبه ٣٠ فروردين ١٣٨٢ 
 
اگر صدام حسين خشونت حجاج بن يوسف ثقفي را به ارث برده باشد، برعكس وي سوري‌ها زيركي معاويه را ميراث خود مي دانند. حكومت سوريه از بدو پيدايش آن خود را وامدار جنبش‌هاي ملي‌گرايانه عربي مي‌دانست كه تحت تعاليم «زكي ارسوزي» ، حزب بعث از نوع سوريه را تنها وسيله ره‌ بردن به رهائي ملت‌هاي عربي تلقي مي‌كرد، اما حداقل از زمان فروپاشي اتحاد جماهير شوروي به اين طرف ايدئولوژي و اعتقادات حزبي در حكومت سوريه جاي خود را به پراگماتيسم سياسي (سياست عملگرائي) داده و ارزيابي جهان سياست در چشمان دولتمردان سوري تنها با عناصر ملموس سياسي قابل اندازه‌گيري است. سوري‌ها بر طبق سياست عملگراي مصلحتي ، در جنگ ايران و عراق ، خود را متحد ايران نشان دادند و بر اساس پيمان طائف با وجود اختلاف عميق ايدئولوژيك با امريكا، دوشادوش آن كشور سياست‌هاي آنرا در لبنان همراهي كردند. حافظ اسد بعد از سقوط بلوك شرق با وجود اينكه امريكائي‌ها به دليل قرار گرفتن نام سوريه در ليست سياه كشورهاي حامي تروريسم مايل نبودند او را در واشنگتن ديدار كنند، حاضر شد براي دو بار پي‌درپي امريكائي‌ها را در ژنو ملاقات كند. فرزند او بشار اسد به گمان اينكه عراق در جنگ اخير مي‌تواند براي مدت مديدي در برابر نيروهاي امريكائي مقاومت از خود نشان دهد، تلاش كرد تمام ابزارهاي سياسي عملگرا را به كار بندد. او اجازه داد نيروهاي مردمي از خاك سوريه وارد عراق شوند، ادوات و مواد جنگي به آن كشور ارسال كرد و با سفر به ايران در پي اين بود كه يك جبهه ضد امريكائي در منطقه ايجاد كند. با اين وجود امريكائي‌ها كاملاً مي‌دانند كه سوريه فقط با ورق‌هائي كه در دست دارد بازي مي‌كند و هرگز مانند صدام دست به جنون نخواهد زد. آنها فراموش نمي‌كنند كه رئيس جمهور فعلي سرزمين شام نزديك به نيمي از سال‌هاي زندگي خود را در غرب گذرانده است. او مشرب غربي را دوست دارد و ترانه «آزادي» سروده خواننده مشهور انگليسي «جورج مايكل» از معدود شنيده‌هاي وي در لحظات تنهائي بود. همچنين امريكائي‌ها حتماً از همكلاسي‌هاي بشار اسد در دانشكده چشم‌پزشكي لندن كسب اطلاع كرده‌اند كه وي به يكي از تيم‌هاي فوتبال انگليسي علاقه وافر نشان مي‌داد و بنابراين ساختار فكري او همانند يك جوان غربي بود كه با ارزش‌هاي آن ديار كاملاً دمخور مي‌باشد.
فشارهاي اخير امريكا بر سوريه بخشي از يك صحنه ملموس سياست با عناصري به اندازه وزن خود كه دو طرف مبارزه براي حركت دادن آنها كاملاً با قواعد بازي آشنا هستند، مي‌باشد. امريكا با فتح بغداد مايل است به نوعي از حاشيه امنيتي براي باقي ماندن در عراق برسد. اين فضاي امن در جهان عربي كه در حال انفجار است فقط از طريق به حركت درآوردن صلح خاورميانه بدست مي‌آيد. اصرار ايالات متحده بر شارون براي پذيرش طرح موسوم به «نقشه راه» كه فلسطيني ها با آوردن محمود عباس (ابومازن) بعنوان نخست‌وزير آينده آنها، نشان دادند كه آماده پيمودن راه آن هستند، نتيجه مشخصي نداده است. شارون تأكيد مي‌كند كه هرگونه تحول بايستي از دمشق آغاز شود. كوندليزا رايس اخيراً از حكومت اسرائيل خواسته بود به اشغال سرزمين‌هاي فلسطينييان پايان داده، ايستگاه‌هاي بازرسي حائل ميان شهرهاي فلسطيني را كاهش داده و پول‌هائي كه از طريق عوارض از فلسطيني‌ها گرفته را به حساب دولت خودگردان واريز كند. جواب شارون كاملاً مشخص بود ، او به اطلاع امريكائي‌ها رسانده است كه با اين خواسته‌ها موافق است به شرطي كه دولتمردان امريكا چهارده ملاحظه اسرائيل در اين باره را در نظر بگيرند. عمده نقاط اين ملاحظات به سوريه مربوط مي‌شود. شارون در واقع از طريق اليوت ابرامز مشاور كاخ سفيد در امور خاورميانه، لوئيس ليلبي رئيس دفتر ديك چيني و دگلاس فيث معاون سياسي رامسفيلد در وزارت دفاع كه هر سه يهودي متعصب هستند ، ملاحظات اسرائيل را بر دولت امريكا تحميل كرده و راه هرگونه فشار وارد كردن بر شارون را بسته‌اند.
اكنون با وجود بهانه‌هائي كه جنگ عراق براي امريكا عليه سوريه فراهم آورده است ، به نظر مي‌آيد كه حكام كاخ سفيد مايل نيستند اين فرصت را از دست بدهند. آنها بيشترين فشار خود را خواهند آورد تا اولين گام‌ها درباره ملاحظات اسرائيل را سوريه به پيش ببرد. در اين راستا آنها مصر هستند كه دولت سوريه دفاتر گروه‌هاي حماس و جهاد اسلامي در دمشق را تعطيل كند و بر حزب‌الله در جنوب لبنان فشار آورد تا مسئله خلع سلاح و جايگزيني آنها بوسيله ارتش لبنان را بپذيرند. تغيير در كابينه لبنان چراغ سبزي بود كه سوريه براي اعلام آمادگي و پذيرش شرايط جديد منطقه به امريكا نشان داد، مسئله‌اي كه موجب شد كولين پاول بازديد از سوريه را در برنامه سفر خود به خاورميانه بگنجاند. اين تغيير براي امريكا بسيار ملموس و معنادار بود زيرا با آوردن دو وزير مسيحي (جان عبيد براي وزارت خارجه و ميشل سرحان براي وزارت اطلاع‌رساني و مطبوعات) و انتصاب محمود حمود به وزارت دفاع كه از گروه نبيه بري و حزب امل وابسته به سوريه مي‌باشد ، گام اول بسوي تغييرات بعدي برداشته شده است.
در اين ميان يك نقطه بسيار پيچيده در روابط امريكا با سوريه از يك طرف و روابط آن كشور با اسرائيل از طرف ديگر وجود دارد كه از ظرافت خاصي برخوردار بوده و نياز هست به دقت به آن توجه شود. ممكن است و شايد امريكائي‌ها بدانند كه بخشي از سلاح‌هاي شيميائي عراق به سوريه منتقل شده باشد اما مايل نيستند آنرا در علن پيگيري كنند. به همين دليل مايرز رئيس ستاد ارتش امريكا چندين بار اين مسئله را منكر شد. سياست‌مداران امريكائي خوب مي‌دانند كه اين مسئله چقدر براي اسرائيليها حائز اهميت است و اصولاً اولين كساني كه انتقال سلاح شيميائي به خاك سوريه را مطرح كردند اسرائيلي‌ها و در رأس آنها بنيامين نتانياهو وزير خارجه آن كشور بود. به نظر مي‌رسد يكي از راه‌هاي فشار بر شارون در آينده اين مسئله باشد كه در صورت مطرح شدن پاكسازي كلي خاورميانه از سلاح‌هاي كشتارجمعي كه سوريه هم‌اكنون پي‌گير آن است ، نخست‌وزير اسرائيل متقاعد شود براي حفظ سلاح‌هاي اتمي خود مجبور است گام‌هائي در راه صلح با فلسطيني‌ها بردارد.
بطور كلي امريكائي‌ها بر سه محور صلح خاورميانه ، مبارزه با تروريسم و اصلاحات سياسي با سوري‌ها دست و پنجه نرم خواهند كرد. با وجود همه پيچيدگي در اين سه محور ، دولت سوريه به طبيعت مردان سياسي آن و شرايط بغرنج منطقه بعد از سقوط صدام با امريكا همكاري كامل خواهد كرد، ضمن اينكه در پي آن خواهد بود كه منافع دوجانبه آنها با ايالات متحده را در نظر دولتمردان امريكا مهمتر از ساير كشورها جلوه دهد. سوريه خواسته‌هاي امريكا را اجابت خواهد كرد حتي اگر به حداقل امتيازها دست يازد. بنابراين چنين روندي ضرورت حمله به آن كشور را عملاً منتفي مي‌سازد.
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de