[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





تغيرات آغاز شد
* هفته دوم بعد از فروپاشي رژيم صدام را در حالي آغاز مي‌كنيم كه «رفيق حريري» نخست وزير لبنان استعفاء داده ، امير قطر كشور خود را آماده انتخابات قانون اساسي كرده ، سوريه تعهدات نامحدود به گروه ائتلاف ارائه داده ، تركيه با موانع اساسي براي دخالت در شمال عراق مواجه شده و هاشمي رفسنجاني در ايران صحبت از برگزاري رفراندم براي ايجاد رابطه با امريكا مي‌كند
 
حسن هاشميان
hassan_hashemian@yahoo.com
پنجشنبه ٢٨ فروردين ١٣٨٢
 
امواج انفجار تغييري كه در مقر حكومت صدام رخ‌ داد، اكنون به اطراف آن رسيده و كل خاورميانه را در بر گرفته است. خاورميانه‌اي كه به طبيعت حكام آن ، شكل و شيوه تغير خاص خود را خواهد پذيرفت. سرنوشت صدام از معدود فرجام‌هائي است كه به دليل كله شقي وي در برابر خواست ملت عراق و تحولات جهاني ، اين چنين رقم خورد و بار سنگيني را از دوش منطقه برداشت. با وجود صدام هيچكس نمي‌توانست دموكراسي نيم بند كويت را تضمين كند و يا به تحولات دموكراتيك قطر اميدوار گردد. علاوه بر آن همكاري منطقه اي تحت سايه حكومت صدام نتيجه‌اي جز ره بردن به عبث نداشت.
در حال حاضر هفته دوم بعد از فروپاشي رژيم صدام را در حالي آغاز مي‌كنيم كه «رفيق حريري» نخست وزير لبنان استعفاء داده ، امير قطر كشور خود را آماده انتخابات قانون اساسي كرده ، سوريه تعهدات نامحدود به گروه ائتلاف ارائه داده ، تركيه با موانع اساسي براي دخالت در شمال عراق مواجه شده و هاشمي رفسنجاني در ايران صحبت از برگزاري رفراندم براي ايجاد رابطه با امريكا مي‌كند. اين‌ها موضوعاتي هستند كه هركدام به شكلي « مفهوم تغير» را در متن خود گنجانده‌اند.
در لبنان رفيق حريري شخصيت «تودار» و راز نگه‌دار همه جريان‌هاي سياسي روز چهارشنبه استعفاي خود را از نخست وزيري تقديم رئيس جمهور آن كشور كرد تا سومين كابينه‌اي كه بوسيله اين شخصيت سياسي سني تشكيل شده است منحل گردد. اخباري كه در محافل سياسي لبنان نقل قول مي‌گردد مبين اين مسئله است كه اين استعفاء به معناي كنار رفتن حريري از صحنه سياست لبنان نيست بلكه انجام تغييراتي در كابينه است كه از يك طرف سهم مسيحيان لبنان را در دولت آينده افزايش داده و از طرف ديگر نفوذ سوريه در آن كشور را كاهش دهد. به نظر مي‌آيد فروپاشي حكومت صدام چنين تغيراتي را بر اوضاع سياسي لبنان تحميل كرده است. فشارهاي اخير امريكا سوريه را در حالت دفاعي قرار داده ، موقعيت آنرا در توازن قواي خاورميانه ضعيف كرده است. سوريه همچنين متهم است كه در امور داخلي لبنان دخالت مي‌كند ، اين اتهام حتي از سوي شيعياني كه به نظر مي‌رسد مورد حمايت سوريه قرار دارند نيز مطرح مي‌شود. بسياري از تجار شيعه از اينكه بيشتر شبكه تجارت آنها در اختيار سوري‌ها است گله‌مند مي باشند. مسيحيان لبنان نيز وجود نيروهاي ارتش سوريه در خاك خود را اشغال نظامي مي‌دانند و بر اين اعتقاد هستند كه زمان آن فرارسيده تا سوريه از خاك آنها خارج شود. تغيرات كابينه لبنان در آينده نزديك اين امر را محتمل ساخته است. اگرچه تغيرات كابينه احتمالي لبنان با هماهنگي سوريه انجام مي‌گيرد، اما اوضاع جديد منطقه بعد از سقوط صدام حسين حالتي را بوجود آورده است كه دولتمردان سوري را وامي‌دارد تا فضائي را خلق كنند كه در آن مخالفين كمتري در لبنان داشته باشند.
كشور قطر با امير نسبتاً جوان خود چند سالي است كه اصلاحات سياسي و اجتماعي را به آرامي دنبال مي‌كند و از معدود كشورهاي منطقه است كه در سال 1378 در آن انتخابات شوراهاي شهر برگزار گرديد. همچنين سياست مطبوعاتي و رسانه‌اي اين كشور كوچك حاشيه جنوبي خليج فارس مبتني بر گردش آزاد اطلاعات مي‌باشد. علاوه بر آن شيخ حمد بن خليفه آل ثاني تنها حاكم عربي در منطقه است كه در برخي مراسم يا ديدارها به همسرش اجازه همراه شدن با خود داده است. اكنون با در نظر گرفتن تحولات عراق و شرايط جديدي كه در منطقه ظهور كرده‌ است ، اين كشور تلاش دارد يك گام مهم به سوي دموكراسي بردارد ، گامي كه در آن اولين بنيان‌هاي شكل گيري يك قانون اساسي تمام عيار و همه جانبه پي‌ريزي مي‌شود. اين عمل به جنبش دموكراسي منطقه‌اي كمك وافر خواهد كرد، علي الخصوص اينكه رقيب ديرينه قطر در منطقه يعني كشور پادشاهي سعودي مجبور خواهد شد چنين تغيراتي را در ساختار نظام حكومتي خود وارد سازد. اين تحولات در جهت همساني با حكومت آينده عراق در نظر گرفته شده است.
اما از همه مهمتر تغير در رفتار حكومت تركيه است كه ديگر قادر نيست همانند گذشته وارد خاك عراق گردد و به بهانه وجود حكومت خارج از قانون و سركوب كردهاي شورشي ، در مناطق شمال عراق مانور دهد. شكل‌گيري حكومت مردمي در كشور عراق و حمايت بين‌المللي از آن دولت تركيه را مجبور خواهد ساخت در محدوده مرزهاي خود باقي بماند. اين امتياز حكومت‌هاي برخاسته از اراده مردم خود است كه ديگران را مجبور مي‌سازد به آن احترام بگذارند و سازمان هاي بين‌المللي حقانيت آنها را تصديق نمايند.
در ايران علائم تغير حداقل در سياست خارجي در مصاحبه‌اي كه هاشمي رفسنجاني با نشريه راهبرد داشته ، خود را نشان داده است. در اين مصاحبه رفسنجاني موضوعي را مطرح مي‌كند كه اگرچه برخاسته از نوعي «رئاليسم سياسي» است اما با اصول سياست گذاري در طي دو دهه اخير مبتني بر « مبارزه با امپرياليسم امريكا » و « استكبار جهاني » منافات داشته ، به همين دليل حسين شريعتمداري مدير مسئول كيهان به آن تاخته و چنين اظهارنظري را بيانگر سياست رسمي كشور ندانسته است. اين اختلاف به هر صورتي كه هست و به هر شكلي كه مي‌تواند باشد ، نمي‌تواند حقيقت موجود درباره شكاف ميان ايدئولوژي سياسي و عناصر عملي سياست امروز جهان را ناديده بگيرد. سياست خارجي كشور در گذشته واقعيت‌ها و عناصر عملي روابط بين‌الملل كه مبتني بر رئاليسم سياسي است را ناديده گرفته ، بيشتر از دريچه ايدئولوژي وارد ميدان مي‌شد. در افغانستان از گروه هاي هشتگانه شيعه حمايت شد و حتي يك طبقه از ساختمان وزارت خارجه را به امور افغانستان اختصاص دادند. اما همين گروه‌ها زماني كه مجبور شدند ميان ايران و امريكا ، يكي را انتخاب كنند، امريكا را انتخاب كرده و كمك‌هاي جمهوري اسلامي را به دست فراموشي سپردند. در بوسني و هرزگوئين اين تجربه به شكل ديگري رقم خورد ولي در نهايت بازيگر اصلي صحنه امريكا شد و همه چيز را براساس خواست خود هدايت كرد. علي عزت بگويچ هم در سال 1376 در كنفرانس اسلامي تهران شركت كرد و آب سردي بر همه ريخت. او در سخنراني خود گفت: درست است كه اسلام دين برتر است ، ولي ما برترين‌ها نيستيم. اين سخن در پاسخ به انتقاداتي بود كه او و كشورش چرا از ميان كشورهاي اسلامي و غرب ، غرب را برگزيده است.
….
تغيرات اكنون در عراق و لبنان در حال شكل‌گيري است و در نهايت به ايران خواهد رسيد. شايد پيش‌دستي رفسنجاني از فهم وي به اين مسئله ناشي مي‌شود كه ديگر ممكن نيست بتوان جلوي تغيرات را گرفت و شايد مايل نيست اشتباهات گذشته سياست خارجي را تكرار كند اما اگر او فكر مي‌كند مردم ايران رابطه با امريكا را صرفاً براي رابطه يا سفر مي‌خواهند، اين يك ديد اشتباه خواهد بود. مردم ايران هرگز عاشق امريكا نيستند ، همانطور كه عراقي‌ها نشان دادند چنين علاقه اي ندارند ، اما مايل نيستند هم با آن كشور دشمن باشند. مردم ايران مايل هستند از طريق تحولات اجتماعي ، اقتصادي و سياسي آثار اين تغير را در زندگي خود ببينند. آنها مايلند ببينند چگونه قدرت خريد آنها كه صد برابر نسبت به سال 1356 تنزل كرده است ، دوباره قوت مي‌گيرد. اگر به ديگر كشورهاي جهان بروند به چشم يك تروريست به آنها نگاه نكنند و به داشتن پول ايران افتخار كرده ارزي را به همراه مي‌برند كه مورد احترام ديگر كشورهاي جهان است. همچنين براي مردم ايران در گسترش روابط با ديگر كشورها و از جمله امريكا اين معنا وجود دارد كه انبوه بيكاران را نمي‌توان از طريق اقتصاد بسته ، انحصارگرائي تجارت و مديريت فاميلي به سر كار فرستاد… و هزاران مسئله ديگر كه تنها با درك منطقي شرايط و واقعيت‌هاي پيرامون ما قابل حل است.





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de