| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
سه نكته درباره عراق
چرا نظام صدام به اين سرعت از بين رفت؟ * هيچ كس در عراق حاضر نبود از رژيم بعث
دفاع كند. اين مسئله حتی در سطوح بالای ارتش و علی الاخصوص در ميان افسران گارد
رياست جمهوری ديده شده است
* صدام خود را برای بمباران وسيع آماده كرده بود و به كشتار غير نظاميان برای پايان جنگ دل بسته بود اما آمريكايیها نبرد خود را با حمله زمينی آغاز كردند حسنهاشميان hassan_hashemian@yahoo.com يكشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۲ نكته اوّل: چرا نظام صدام به اين سرعت از بين رفت؟ برای همه كسانی كه رويدادهای عراق را دنبال میكنند، سرعت فروپاشی نظام صدام موضوعی حيرتبرانگيز شده است. در حالی كه «ملاعمر» در افغانستان ۹ هفته و ميلوسوويچ در يوگسلاوی ۱۱ هفته مقاومت كردند، حكومت صدام حسين در آخرين روز هفته سوم جنگ، سقوط كرد. اين زمان برای رژيمی كه شعارهای كلان میداد و در ميان احساسات و عواطف ملتهای عربی و اسلامی بارقه اميد به مقاومت دميده بود، بسيار كوتاه است. صدام كه در طول عمر خود اجازه نداده بود كسی اظهارنظر مخالف در برابر وی كند، اين بار نيز چنان دچار اشتباه شد كه طومار نظام وی درهم پيچيد و بازماندگان نظام او بايد برای همه عمر در خفا زندگی كنند. اولين دهشت صدام زمانی بروز كرد كه امريكائيها برخلاف جنگهای سابق ، نبرد خود را با حمله زمينی آغاز كردند. سخنان اخير پريماكف وزير خارجه اسبق روسيه نشان میدهد كه صدام هرگز انتظار حمله زمينی به اين شكل را نداشت. او خود را برای بمباران وسيع آماده كرده بود و به كشتار غير نظاميان برای پايان جنگ دل بسته بود. همچنين كسانی كه در طی شش ماه گذشت تصاوير صدام را در تلويزيون ديدهاند حتماً متوجه شدهاند كه وی دائماً سيگار میكشيد و عمق اضطراب خود را نشان میداد. بسياری از نيروهای صدام كه اخيراً از عراق فرار كردهاند ، بيان نمودند كه صدام اعتماد خود را به همه از دست داده و دچار سؤظن شديد شده بود. نتيجه چنين سؤظنی شكلگيری نظامی از ارتباطات گرديد كه كوچكترين نقل و انتقال در ارتش و گارد رياست جمهوری مورد كنترل شخص صدام واقع میشد و بدون اجازه او امرای ارتش حتی يك سرباز را نمیتوانستند جابجا كنند. بمبارانهای وسيع امريكا صدام را از رهبری نيروهای خود دور كرده و تقسيم عراق به چهار نقطه فرماندهی نيز قادر نشد چنين خلائی را پر كند. ضمن اينكه حركت نيروهای امريكا در عمق خاك عراق ، اين دودلی و دوگانگی را در ميان فرماندهان چهار نقطه ايجاد كرد كه مسئوليت دفاع و برخورد با مهاجمين را از خود سلب كرده به عهده ديگری واگذار نمايند. اشتباه دوم صدام موضوع ملّت عراق است كه به شكل دراماتيكی به آن مینگريست و از پذيرش واقعيتهای مربوط به آن فرار میكرد. ملّت عراق در طی ساليان دراز اگرچه بر زمينهای حاصلخيز و دومين منابع بزرگ نفتی جهان گام برميداشتند، اما از ابتدائيترين حقوق انسانی محروم بودند. از سال ۱۹۷۳ صدام حسين با تصرف مراكز مهم تبليغاتی ، تعطيل كردن مطبوعات مستقل ، اعدام رهبران احزاب دگرانديش و بستن فضای سياسی كشور و گسترش شكنجه گاهها و زندانها، هرگونه اظهار نظر را از ملت عراق ستانده بود و تلاش برای نظارت بركارهای حكومت به معنای نابودی تلقی میشد. «دفاع ملي» مهمترين مسئله برای مواجه با دشمن خارجی ، موضوع دفاع از حكومت صدام حسين را قضيه خود نمیدانست. هيچ كس در عراق حاضر نبود از رژيم بعث دفاع كند. اين مسئله حتی در سطوح بالای ارتش و علی الاخصوص در ميان افسران گارد رياست جمهوری ديده شده است. دستگاه تبليغاتی صدام بسيار تلاش كرد كه ميان او و سرزمين عراق و مقدسات آن پيوند زده آنها را يكی تلقی كند. اما آگاهيهای روزافزون كه از طريق وسايل ارتباط جمعی خارج از عراق هدايت میشد ، ماهيت و درون نظام صدام را برای مردم عراق نشان داده ، پردههای مخفيكاری و دسيسه بازی را كنار زدند. ديگر روابط شخصی ، غارتها و جنايتهای دارودسته صدام امری ناپيدا تلقی نمیشد ، ضمن اينكه آثار منفی حكومت بعث از طريق كشتههای جنگ، اعداميها، زندانيها ، تبعيديها و فقر و بدبختی كه بر مردم حاكم شده بود به تك تك خانههای عراقيها وارد شده و كمتر خانوادهای را میتوان يافت كه چنين آثاری به آنها نرسيده است. فقط با شناخت حجم فشارهای وارده بر ملت عراق میتوان رفتار سلبی اهالی عراق را لحظاتی پس از سقوط صدام حسين معنی كرد. يكی از آنها فرياد میزد «ما امريكائی امريكائی امريكائی هستيم!» ديگران رقص عربی راه انداخته شعار میدادند «اوكی اوكی مستر بوش». اينان همان كسانی هستند كه دستگاه سرتاسر دروغ تبليغی صدام ادعا كرده بود «صد در صد» به او رأی دادهاند. تنها دروغ، فساد و جنايت حكام است كه میتواند ملتی را خلق كند كه به يك باره تصميم بگيرند با تمام ريشههای تاريخی خود قطع ارتباط كرده ، خود را به دامان نيروهای مهاجم بياندازند. شايعه مرگ صدام عامل سومی بود كه نظام بعث را به يك باره درهم تنيد بطوری كه اعضای ريز و درشت حكومت به جای اينكه خود را در برابر نيروهای امريكائی سازماندهی كنند، هر كدام از آنها در فكر فرار و يافتن مخفيگاهی برای خود برآمدند. ساعت ۱۲ روز چهارشنبه گزارشگر تلويزيون كويت كه از ابتدای جنگ نيروهای امريكا را همراهی میكرد، گزارشی ارسال كرد كه نيروهای امريكائی در حال پيشروی در مناطق مختلف بغداد هستند بدون اينكه با مقاومتی روبرو گردند. روز بعد بر همگان معلوم شد كه ديگر هيچ مقاومت سازمان يافته در برابر آنها وجود ندارد. تصاويری كه از غارت منازل وزراء و مسئولين عراقی به نمايش درآمد بوضوح نشان میدهد كه آنها انتظار چنين شكستی ر ا به اين شكل نداشتند. آرايش وسايل زندگی در خانه طارق عزيز حكايت از آگاهی مسبوق آنها به ترك ناگهانی منزل خود نداشت. فقط مرگ يا فرار صدام بود كه اين چنين آنها راهاج و واج میكرد. حاكمی كه همه بندهای اداره زمام امور عراق را به خود بسته بود و با نابودی وی همه چيز نابود شد. من بعيد میدانم آنطوركه بعضيها ادعا كردهاند صدام فرار كرده باشد، بلكه سرعت عمل امريكائيها و از بين بردن اوست كه اين چنين نظام وی را از هم پاشانده است. نكته دوم: اپوزسيون عراق ، مجموعههای پراكنده و ناكارآمد. انتظار میرفت كه با سقوط حكومت صدام ، اپوزيسيون با تمام اشكال متفاوت خود وارد كار شده و امنيت شهرها را به عهده بگيرد. اما آنچه كه در روزهای اخير ديديم عكس آن بود. در واقع آنچه كه تحت عنوان مخالفان صدام مطرح شدهاند بيشتر افرادی هستند كه بعد از قيام ۱۹۹۱ به خارج عراق فرار كرده و در بدترين شرايط زندگی در خارج به سر برده بودند. آنها به جزء تعداد بسيار اندك بقيه ارتباط مؤثری با مردم عراق نداشتند. تنها شبكههای تلويزيونی مختلف تصاوير و افكار آنها را مطرح كرده بودند كه به دليل عدم وجود گيرندههای ماهوارهای در اكثر مناطق عراق ، بيشتر مردم عراق اين برنامهها را نديده بودند. البته نبايد فراموش كرد كه گروههای سازمان يافته مخالفان صدام آن گروههائی هستند كه مورد تأييد امريكا قرار نگرفتهاند. در سال ۱۹۹۱ برخلاف آنچه كه در شمال عراق صورت گرفت (حمايت امريكا از كردها) دولت امريكا حاكميت صدام بر جنوب عراق را بر حاكميت مذهبيون شيعه مرجح دانست. بسياری از آشوبهای خيابانی فعلی در شهرهای عراق ريشه در رويدادهای ۱۹۹۱ دارد و از اين انديشه نشأت میگيرد كه فاتحان جنگ میخواهند گروههای خاصی را بر عراق مسلط كنند. در ميان كسانی كه به ادارات و منازل مسئولين سابق عراق هجوم میبرند ، علاوه بر دزدان و سارقينی كه به يمن اين جنگ آزادی پيدا كردهاند، وابستگان رژيم سابق و گروههای متعددی از تشكيلات سياسی مخالف صدام در آنها ديده میشوند. آنها نه برای كسب مال بلكه برای تضعيف نيروهای فاتح دست به اين كارها میزنند. بدون شك آشوبهای خيابانی شكلگيری دموكراسی را در عراق با مشكل مواجه خواهد كرد. اكنون گروههای سياسی در عراق وجود دارند كه برای كسب قدرت حاضرند دست به هر كاری بزنند. اشغال سفارتخانههای عراق در لندن و جاهای ديگر نوعی از اين كارها است. برای بسياری از گروههای سياسی عراق برقراری حكومت قانون و اجرای اصول دموكراسی هرگز يك هدف اساسی مطرح نبوده است. ضمن اينكه ابهام در مفاهيم دموكراسی ، حكومت قانون و جامعه مدنی برای ملت عراق بيشتر به اين مشكلات دامن میزند. دوم خرداد در ايران اگرچه به اهداف سياسی خود نرسيد ولی موجب تحول مهمی در فرهنگ سياسی كشور شد. عراقیها در حال حاضر شديداً به چنين تحولی نياز دارند. آنها نياز دارند كه مفاهيمی مانند حكومت خارجی، دولت موقت و بنيادهای لازم جهت شكلگيری يك حكومت دموكراتيك را تجزيه و تحليل كنند. برداشت اشتباه از هر يك از اين مفاهيم يا تفسير غلط آنها به عواقب خطرناكی منتهی میشود. عواقبی كه فرصت طلبان به نام دين ، مليت و امنيت میتوانند يك دوره سياهی ديگر از نظام سياسی را بر مردم عراق تحميل كنند. تاكنون ضعف اپوزسيون عراق اين فرصت را برای دشمنان جامعه مدنی فراهم ساخته است. نكته سوم: جدال ميان طرفداران سازمان ملل و هواداران امريكا صف بندی ميان كشورهای مختلف نسبت به نقش سازمان ملل در بازسازی آينده عراق موجب انشقاق در ميان خود عراقيها بر سر اين موضوع شده است. در حاليكه احمد چلبی رئيس كنگره ملی عراق حمايت امريكا را كافی میداند ، افرادی همانند عدنان پاچهچی نقش سازمان ملل و هدايت تحولات عراق تحت سرپرستی اين سازمان را لازمه مشروعيت و قانونمند كردن عمليات آزادسازی عراق میداند. امريكائیها خود بر اين مسئله واقف هستند كه بدون سازمان ملل نمیتوانند به كارهای خود در عراق مشروعيت بدهدند. اكنون ۵۸ كشور از مجموع كشورهای توسعه يافته و در حال رشد شرط حمايت سازمان ملل را برای مشاركت در بازسازی عراق مطرح كردهاند. بيشتر كشورهای اروپائی و اكثريت كشورهای عربی (به غير از ليبی و سوريه) خواهان اين مسئله هستند. به نظر میآيد در نهايت امريكا مجبور گردد چنين شرطی را بپذيرد، در اين صورت آن گروههای سياسی در عراق كه از اين موضوع حمايت كردند از موقعيت بهتری برخوردار خواهند شد. با اين همه نبايد ناديده گرفت كه نفوذ امريكا در سازمان ملل موجب خواهد شد كه به شكلی خواستههای اين كشور درباره آينده عراق تأمين گردد. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |