‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





«حكومت غير دينی»
اولويت اوّل امريكا برای آينده عراق
* اكنون اين اعتقاد بر امريكائی‌ها مستولی شده است كه برای ايجاد دموكراسی در عراق يا حكومت مورد دلخواه خود چاره‌ای جزء حذف ماهرانه «اسلام‌گرايان» در عراق ندارند. اين حذف به معنای از بين بردن آنها نيست بلكه كوتاه كردن دست آنان از وسايل و اهرم‌هائی است كه با شيوه‌های سنتی بدست آورده‌اند
* اگرچه اسلام‌گرايان عراق مردان مبارزی هستند ، اما رهبران آنها از آن صنف روحانيونی هستند كه مفاهيم دموكراسی و جامعه مدنی در قاموس آنها وجود نداشته و يا در ماه‌های اخير بر زبان آنها جاری شده است
 
حسن‌هاشميان
hassan_hashemian@yahoo.com
سه‌شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۲
 
به موازات جنگی كه امريكا بر عليه نيروهای صدام به پيش می‌برد، پيكار ديگری برای ترسيم ساختار آينده سياسی عراق آغاز شده است كه هدف آن جلوگيری از شكل‌گيری حكومت دينی در عراق است، حكومتی كه به دليل ساختار تشكيلاتی و مذهبی معارضين عراقی ، احتمال آن امكان‌پذير می‌باشد. شيعيان جنوب عراق و مخصوصاً «جبهه ملی اسلامی» ، «حزب الدعوه» ،و «حزب عمل اسلامی» اگرچه در علن چنين چيزی را مطرح نكرده‌اند، اما در عمل برای آن تلاش كردند. در ماه اكتبر سال گذشته (آبان۱۳۸۱) سيد صادق شيرازی رهبر «جبهه ملی اسلامی» و از نوادگان آيت‌الله شيرازی معروف ، به كردستان رفت تا با رهبران گروه‌های اسلامی كُرد (جماعت اسلامی و انصار اسلام) ديدار كند. او همچنين هيئت‌هائی را برای ديدار با رؤسای عشاير عراق ارسال كرد تا بر محور مبارزه با استعمار و اتحاد حول «مرجعيت» آنها را با خود همراه كند. وی اميدوار بود با چنين اقداماتی ديگر گروه‌های اسلامی عراق را گرد خويش جمع‌آوری كند، علی الخصوص آن گروه‌هائی كه كنفرانس ۲۱ نوامبر ۲۰۰۲ مخالفان صدام در بلژيك آنها را ناديده گرفته بود. خليل الخفاجی سخنگوی «جبهه ملی اسلامی» شديداً به اين كنفرانس تاخت و آنها را انحصارگرايانی توصيف كرد كه تلاش می‌كنند قدرت سياسی آينده عراق را در قبضه خود نگه دارند. مخالفت گروه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اسلامی داخل عراق به رهبری سيد صادق شيرازی با نشست‌های معارضين عراقی در اروپا ابعاد وسيع‌تری داشته و به مسائل فوق الذكر محدود نمی‌‌شود. آنها مطرح می‌كنند كه شيوه تقسيم قدرت درميان گروه‌های شيعه نادرست بوده و ضرورت دارد اصلاح گردد. از اين ميان آنها معتقد هستند كه مجلس اعلای شيعيان به رهبری محمدباقر الحكيم و گنگره ملی عراق به رهبری احمد چلبی بيشترين سهم را ازآن خود ساختند. سخنگوی جبهه ملی اسلامی استدلال می‌كند كه دو گروه فوق الذكر با حمايت امريكا و آوردن علی بن الحسين از نوادگان پادشاهان سابق عراق ، تلاش می‌كنند دايره دوستان خود را در داخل مراكز قدرت و تصميم‌گيری آينده عراق توسعه دهند. همچنين يكی از انتقادات ديگر آنها متوجه اياد علاوی رهبر جنبش وفاق ملی عراق است كه او را همدست گروه‌های ديگر برای حذف اسلام‌گرايان قلمداد می‌كنند.
از سوی ديگر ماهيت جبهه ملی اسلامی و شيوه رفتار آنها با ديگر گروه‌های سياسی عراق موجب شده است كه امريكا در صدد تضعيف آنها برآيد. از لحاظ ماهوی آنها به يك ايدئولوژی ضد استعماری كه از انقلاب سال ۱۹۲۰ شيعيان عراق بر عليه انگليسی‌ها مايه می‌گيرد، اعتقاد دارند، زمانی ‌كه در جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۷ انگليسی‌ها با شكست دادن عثمانی ، توانستند بغداد را فتح نمايند. در آن هنگام ژنرال « مود » فرمانده انگليسی‌ها در وسط بغداد قدم پيش نهاده و به عراقی‌ها اعلام كرد: ما برای آزادی شما به اينجا آمده‌ايم و نه برای اشغال كشورتان. اما سه سال بعد عراقی‌ها اين جمله را به معنای اشغال ترجمه كردند، زيرا آيت‌الله شيرازی فتوائی صادر كرد كه پذيرش حكومت اجنبی حرام تلقی می‌شود و بر هرمسلمان (شيعه) حكم جهاد وارد است كه با آن به مخالفت برخيزد. اين مسئله تقريباً حاكميت مستقيم انگليس بر عراق را منتفی كرد بطوری كه آنها مجبور شدند به فرزندان شريف حسين روی بياورند.
اگرچه اسلام‌گرايان عراق مردان مبارزی هستند و اين طور به نظر می‌رسد كه اولين مخالفت خود با حضور امريكائيان را درشهر نجف نشان داده‌اند، اما رهبران آنها از آن صنف روحانيونی هستند كه مفاهيم دموكراسی و جامعه مدنی در قاموس آنها وجود نداشته و يا در ماه‌های اخير بر زبان آنها جاری شده است. در ساليانی كه عليه نظام صدام به مبارزه مشغول بودند به جرأت می‌توان گفت كه بيشترين قربانيان شكنجه و اعدام از ميان آنها بوده است. آيت‌الله قزوينی ركورددار بيشترين سنوات حبس در عراق كه تاكنون ۲۶ سال از عمر خود را درپشت ديوارهای زندان سپری كرده است، از ميان آنها برخاسته است. اما با اين وجود نبايد مبارزه آنها را در جهت برقراری اصول جامعه مدنی توصيف كرد. فشارها و زندان‌های رژيم صدام آنها را بيشتر «شيعه‌گرا» و «دين‌گرا» ساخته است كه با گرد آمدن حول «مرجعيت» شعار مبارزه با استعمار می‌دهند. جهان‌بينی آنها مبتنی بر تقسيم امور جهان به مقدس و نامقدس است. تضرع به امامان شيعه و مخصوصاً حضرت علی (ع) و فرزند او حضرت حسين (ع) مقدس‌ترين چيزها در نزد آنان است كه در برخی مواقع تلاش می‌كنند از آنها بعنوان ابزار سياسی استفاده نمايند. زمان زيادی لازم است كه حقوق زنان، آزادی بيان ومطبوعات ، آزادی فعاليت احزاب سياسی، آزادی فعاليت اقتصادی، تشكيل نهادهای مدنی و پذيرش آزادی ساختاری جزء مقدسات آنها گردد يا ميان منش آزاديخواهی امامان شيعه و زندگی امروز جامعه جديد پلی برقرار كنند. يكی ديگر از خصوصيات آنها داشتن روابط عميق با بخش سنتی جامعه عراق كه در شكل رؤسای عشاير متجلی می‌گردد، است. فتوی و يا هر نوع اوامری كه از اين صنف از روحانيت صادر می‌گردد در چشم طيف وسيعی از سردمداران عشاير حكم وحی الهی داشته و بالفور اجراء می‌گردد. اگرچه بدی معيشت و خرابی اقتصاد موجب شده است كه برخی از شيوخ عشاير رفتار سياسی خود را بر اساس سوددهی مالی تنظيم كنند ولی روحانيت شيعه هنوز نفوذ خود را در ميان اكثريت عشاير دارا می‌باشد.
با وجود چنين قدرتی برای جبهه ملی اسلامی و گروه‌های متمايل به آن امكان اينكه آنها بتوانند تجربه ۱۹۲۰ را تكرار كرده يا مشكلاتی برای امريكا بوجود بياورند، وجود دارد. علاوه بر آن مشكل زمانی ريشه می‌گيرد كه آنها بخواهند حكومت دينی برقرار سازند. اگر در حال حاضر انتخابات برگزار گردد ، بدون شك با داشتن وسايل سنتی و حجم سازمان روحانيت در نجف و كربلاء، پيروزی از آن آنهاست. بی‌‌دليل نيست كه سخنگوی آنها در انتقاد به برگزاری كنفرانس معارضين عراقی در انگلستان گفته بود كه قبل از تقسيم هرگونه سهامی از قدرت، انتخابات برگزار كنيد.
اكنون اين اعتقاد بر امريكائی‌ها مستولی شده است كه برای ايجاد دموكراسی در عراق يا حكومت مورد دلخواه خود چاره‌ای جزء حذف ماهرانه «اسلام‌گرايان» در عراق ندارند. اين حذف به معنای از بين بردن آنها نيست بلكه كوتاه كردن دست آنان از وسايل و اهرم‌هائی است كه با شيوه‌های سنتی بدست آورده‌اند. برای اين منظور گروه‌هائی از سوی امريكا وارد فضای سياسی عراق می‌گردند كه به شكلی به اصول جامعه لائيك پای بند هستند. در ميان شيعيان ، كنگره ملی عراق به رهبری احمد چلبی از اولويت خاص برخوردار است. نيروهای آنها با هزينه‌های زياد در كشور مجارستان آموزش‌هائی ديدند كه برای تصرف و پاكسازی ادارات عراق در آخرين لحظات جنگ به كار می‌آيند. همچنين امريكائی‌ها مايل هستند ادارات تحت مديريت اين افراد قرار گيرند تا اينكه بدست احزابی با ايدئولوژی اسلامی يا مرتبط با سازمان روحانيت بيافتند. هدف امريكا تقويت نيروهای مدرن و لائيك از ميان سازمان اداری در سرتاسر عراق است تا در هنگام انتخابات بتوانند با بخش سنتی جامعه و سازمان روحانيت رقابت كنند.
گروه ديگری كه در محاسبات امريكا جايگاه ويژه‌ای دارند، «سازمان افسران آزاد» به رهبری نجيب الصالحی است. اين شخص فارغ التحصيل دانشكده نظامی با درجه فوق ليسانس و دارای درجه دكتری در رشته جامعه‌شناسی است. نجيب الصالحی در سال ۱۹۹۵ از ارتش عراق جدا گشت و به صف مخالفان صدام درآمد. او اكنون از راه زمينی در مرز كويت وارد عراق شده و به سازمان دهی نيروها و افسران اسير عراقی برای اداره مناطق آزاد شده مشغول است. يكی از اين افسران هم‌اكنون با پشنهاد الصالحی فرماندار ام‌القصر شده است. گروه ديگر مجموعه وسيعی از ملي‌گرايان عراق به رهبری عدنان پاچه‌چی وزير خارجه اسبق عراق می‌باشند. اين گروه كه ۶۰۰ شخصيت سياسی و غير سياسی را در بر می‌گيرد، از هم‌اكنون مقدمه حكومت كوتاه مدت امريكا بر عراق را پذيرفته‌اند و در صدد هستند موادی به قانون اساسی آينده عراق اضافه نمايند كه در آن فعاليت سياسی بر اساس مذهب، نژاد و زبان را در عراق آينده ممنوع كنند. آنها در پی اين هستند كه نگذارند گروه‌های مختلف سياسی از نژاد ، زبان و مذهب استفاده ابزاری كرده يا برای ورود به پارلمان ، از امامان مورد احترام مردم يا قوميت خود بهره‌برداری سياسی كنند. از طرف ديگر امريكائی‌ها تاكنون نشان داده‌اند كه نگاه دوگانه‌ای نسبت به سازمان روحانيت شيعه دارند. با وجود اينكه تاكنون به غير از محسن الحكيم كه اكنون در اربيل به سر می‌برد ، اجازه ندادند هيچ روحانی عراقی مستقر در ايران وارد عراق گردد، برای روحانيون عراقی كه در اروپا ، اردن يا كويت اقامت داشتند، تسهيلات لازم برای ورود به عراق فراهم كردند. از ميان روحانيونی كه تاكنون از اين طريق وارد عراق شده‌اند می‌توان از عبدالمجيد خوئی هوادار امريكا و بحر العلوم ياد كرد. بحرالعلوم همان روحانی است كه در كنفرانس معارضين عراقی در كنار يك خانم جوان و بی‌‌حجاب نشسته بود و اكثر مطبوعات جهان عكس آنها را در صفحات روزنامه‌های خود آوردند. اين تصوير نشانگر شكل‌گيری رفتار مدنی روحانيت و ميزان تحمل شكل و فكر ديگران از سوی آنهاست. از سوی ديگر رهبران مجلس اعلای شيعيان عراق كه مقر آنها در ايران است حكايتی ديگری دارند. آنها در روزهای گذشته تلاش كردند به شكلی نقش خود را در رويدادهای جاری عراق فعال كنند. ابتدا محمد باقر حكيم با سقوط موشك در خاك كويت بلافاصله برای حاكمان آن كشور پيام فرستاد و چنين عملی را محكوم كرد، اما روزها گذشت و جوابی از دلدار نرسيد! اكنون پاپيش نهاده و ابتكار عملی مبنی بر توقف جنگ ارائه داده است. او در اين پيشنهاد خواستار پايان سريع جنگ، خروج صدام ، تحت سرپرستی سازمان ملل قرار گرفتن عراق ، خروج امريكائی‌ها و فراهم كردن مقدمات انتخابات در عراق شده است. آيا كسی به اين ابتكارعمل توجه خواهد كرد؟ جواب: خير.
در پايان بايد گفت كه امريكا برای شكل‌گيری حكومت غير دينی در عراق تمام وسايل را به كار خواهد گرفت. اكنون آنها در حال آرايش نيروهای خود در ساختار قدرت عراق هستند. امروز (17/1/1382) به نيروهای احمد چلبی اجازه دادند كه در شهر بصره وارد عمل شوند و اين سياست را تا پايان ادامه خواهند، تا جائی كه بتوانند ميان عناصر تازه به قدرت رسيده از يك طرف و نيروهای سنتی جامعه عراق از طرف ديگر تعادل برقرار سازند. هدف اين موازنه حفظ تعادل در انتخابات آينده عراق است. تا آن زمان امريكا قطعاً در عراق باقی خواهد ماند.
 
  





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de