‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





استراتژی جنگی امريكا و اهداف صدام حسين
* استراتژی صدام بر سه پايه استوار است: افزايش تلفات در صفوف غير نظاميان عراقی ، رساندن حداكثر ضرر به نيروهای ائتلاف و اتلاف وقت
* با گذشت شش روز از نبرد به نظر می‌رسد استراتژی نيروهای ائتلاف موفق بوده است
* نبرد اصلی بغداد خواهد بود. با توجه به اينكه هدف اين جنگ در وهله اول ساقط كردن نظام صدام حسين است ، بيشترين هزينه برای آن در پايتخت پرداخت خواهد شد
 
حسن هاشميان
hassan_hashemian@yahoo.com
سه‌شنبه ۵ فروردين ۱۳۸۲
 
استراتژی صدام
در حالی كه عراقی‌‌ها منتظر بمباران يك ماهه از سوی نيروهای ائتلاف بودند ، ناگهان و برخلاف انتظار آنها امريكا سپاه چهارم پياده خود را به ميدان فرستاد، مسئله‌ای كه استراتژيست‌های عراقی را اندكی غافلگير كرد. تجربه‌ای كه صدام از جنگ كويت داشت مبتنی بر بمباران چهل روزه‌ای بود كه تمام خطوط ارتباطی ، توانائی‌‌های حركتی و قدرت مانور را از وی گرفته بود، بنابراين مايل بود چنين تلخكامی ديگر اتفاق نيافتد. پريماكف وزير خارجه سابق روسيه و مشاور فعلی پوتين كه زبان عربی را بهتر از صدام صحبت می‌كند ، ماه گذشته ۲۴ ساعت در اقامتگاه صدام باقی ماند تا بطور خصوصی و تا سپيده دم با او درباره استراتژی جنگ جديد صحبت كند. صدام برای ساخت استراتژی جديد خود ، اندك مساعدت روس‌ها را طلبيده بود و آنها موافقت كرده بودند. آنگاه يك هفته بعد از مراجعت پريماكف به كشور خود اخباری در عراق به بيرون درز يافت كه حكايت از مقاومت احتمالی بغداد همانند استالينگراد می‌كرد و اكنون تنها سفارتخانه‌ای كه با وجود بمباران‌های مكرر در پايتخت عراق، هنوز باز است، متعلق به روسيه است كه ۲۵ نفر از كارمندان آن مشغول فعاليت هستند.
آنچه كه صدام را بيشتر ترغيب كرد تا چنين استراتژيی را انتخاب كند ، وضعيت منحصر به فرد اوضاع بين‌المللی ، جهان اسلام و جهان عرب است. او خوب می‌داند كه تهاجم امريكا و همدستان آن به عراق مشروعيت بين‌المللی ندارد و هزاران نفر در اقصی نقاط جهان بر ضد جنگ تظاهرات می‌كنند. علاوه بر آن وضعيت جهان اسلام و كشورهای عربی به خاطر همراهی امريكا با اسرائيل و همچنين مبارزه با اسلام‌گرائی به بهانه «تروريسم» به حالت انفجاری رسيده است. با چنين وضعيتی استراتژی صدام بر سه چيز استوار است:
۱- افزايش تلفات در صفوف غير نظاميان عراقی كه از بمباران شهرها حاصل خواهد شد. تبليغات در خصوص اين مورد نقش كليدی دارد و شعله‌ور ساختن احساسات انسانی مردم جهان هدف آن است. در حال حاضر برخی از شبكه‌های تلويزيونی اين مأموريت را به عهده گرفته‌اند.
۲- رساندن حداكثر ضرر به نيروهای ائتلاف. اين ضرر بايد شامل نيروی انسانی ، ادوات جنگی و مهمات باشد. بودن در حالت دفاعی و وسعت كشور عراق به اين مسئله مدد می‌رساند. تبليغات در اين مورد حائز اهميت است.
۳- اتلاف وقت. صدام معتقد است هر مقدار كه بتواند زمان بيشتری را نابود كند ، مخالفت‌های جهانی با جنگ ابعاد وسيع‌تری می‌يابد. ضمن اينكه عمق مقاومت فزونی می‌گيرد.
با چنين انديشه‌ای به غير از بغداد كه از چهار لايه مدور بهره می‌برد ، نظام دفاعی ديگر شهرهای مهم عراق «سه لايه‌ای مدور» است. در دايره بيرونی و نقطه تماس با دشمن نيروهای عادی ، عشاير و سپاه قدس قرار دارند. در دايره دوم ارتش عراق و در دايره سوم يا مركز، نيروهای گارد رياست جمهوری حضور دارند. شهر بغداد علاوه بر اين نيروها از گارد رياست جمهوری ويژه برخوردار است كه تجهيزات استثنائی در اختيار دارد. نكته بسيار حائز اهميت در همه اين نيروها، وجود «فدائی‌‌های صدام» است كه كاربرد چند منظوره دارند. اعدام فراری‌‌ها و ترسوها! و شنود اطلاعاتی و امنيتی از كارهای آنها است.
 
استراتژی امريكا
امريكا با وجود مخالفان آن در شورای امنيت ، افكار عمومی جهان ، مردم امريكا ، جهان اسلام و كشورهای عربی استراتژی زير را برگزيده است:
۱- حداقل تلافات انسانی در صفوف غير نظاميان عراقي. فرماندهان امريكا تلاش می‌كنند تا آنجائی كه امكان دارد از بمباران مناطق شهری و غير نظامی پرهيز كنند. برای اين منظور استفاده از سلاح‌های قوی با قدرت تخريب بالا فقط در صورت ضرورت ، مجاز می‌‌‌‌‌‌باشد. در شهرهای ام‌قصر و فاو می‌توانستند با بمباران بوسيله جنگنده‌های خود مقاومت عراقي‌ها را از بين ببرند. ولی در عمل سلاح‌های خفيف‌تری به كار گرفتند.
۲- تصرف و امن ساختن مناطق نقتی عراق. اين مسئله دو كاركرد دارد. نخست اينكه آنها را از دست صدام خارج می‌سازد تا اعمال تخريبی بر آنها صورت نگيرد و دوم به منتقدان خود در كشورهايشان بگويند كه در عرض ۵ روز و با تلفاتی در حدود ۲۰ نفر بر مهمترين حوزه‌های نفتی خاورميانه مسلط شده‌اند.
۳- هماهنگی كامل نيروها. با توجه به تكنولوژی برتر نيروهای ائتلاف ، امكان خلل در امر هماهنگی فقط از ناحيه «غفلت» خواهد بود. گروهی كه نتواند با بقيه هماهنگ شود ، مرگ سرنوشت آن خواهد بود. موردی كه برای گروه نُه نفری امدادگران اتفاق افتاد. چهار نفر آنها كشته و پنج نفر از آنان اسير شدند.
۴- نبرد اصلی بغداد خواهد بود. با توجه به اينكه هدف اين جنگ در وهله اول ساقط كردن نظام صدام حسين است ، بيشترين هزينه برای آن در پايتخت پرداخت خواهد شد.
۵- بمباران‌های هوائی و موشكی در شهرهای عراق بر دايره سوم و در بغداد علاوه بر دايره سوم ، بر دايره چهارم متمركز می‌شود. اين مسئله موجب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود نيروهای موجود در دايره‌های اول و دوم از زير سلطه دايره مركزی رهائی يافته آماده «تسليم» شوند.
با گذشت شش روز از نبرد به نظر می‌رسد استراتژی نيروهای ائتلاف موفق بوده است. نيروی هوائی ، موشك‌هائی كه از دريا پرتاب می‌شوند و ماهواره‌های تجسسی نقش اصلی را در اين نبرد دارند. اين عوامل در بيابان‌های عراق برای حفظ نيروها ، نقش بازدارنده دارند و در برخورد با نيروهای عراقی نقش تخريب كننده مهمی ايفاء می‌نمايند. مسئله‌ای كه موجب شده است عراقي‌ها نتوانند از تشكيلات زرهی ، هواپيماهای جنگی و تجهيزات پدافندی خود استفاده نمايند.
تسليم يا همراهی نيروهای عراقی با نيروهای ائتلاف در اين استراتژی حالت شتاب‌دهنده دارد و به پيروزی سرعت می‌بخشد.
 
گروه‌های معارض عراقی
گروه‌‌های معارض شيعه در جنوب به غير از «گنگره عراق» به رهبری احمد چلبی ، ديگران فرماندهی امريكا بر خود را نپذيرفته‌اند. اگرچه گروه‌های شيعه بسيار متنوع و پُرشمار هستند اما در سلك روحانيت آنها سه نوع انشقاق وجود دارد. نوع اول شامل مجلس اعلای شيعيان عراق به رهبری محمد باقر حكيم می‌باشد. اين گروه با وجود تضاد شديد آنها با نظام صدام ، حاضر به پذيرش رهبری امريكا بر خود نشدند. از هم‌اكنون آنها زمزمه اخراج امريكا بعد از صدام از عراق را می‌سرايند. سقوط صدام موجب ورود آنها به عراق خواهد شد. بخشی از نيروهای آنها هم اكنون به جنوب ايران رفتند و مترصد اوضاع هستند.
شكل ديگری از روحانيت شيعه در عراق با شخصيت عبدالمجيد خوئی فرزند جوان آيت الله خوئی مرجع بزرگ شيعه متجلی می‌شود. او در شهر لندن اقامت داشته و مؤسسه خوئی را اداره می‌كند. عبدالمجيد خوئی ماه گذشته به ايران آمد و از عراقی‌های مقيم ايران خواست كه با امريكا همكاری كنند، مسئله‌ای كه خشم حاضرين در سخنرانی وی در شهر قم را برانگيخت و آشوب به پا شد بطوری كه با هزار زحمت خود را به تهران رسانده و بلافاصله عازم لندن شد. اين فرد اگرچه هوادارانی در داخل عراق دارد ولی سازمان يافته نيستند و به درد كارهای عملياتی نمي‌خورند ، از اينرو امريكائي‌ها در محاسبات خود جائی برای آنها در نظر نگرفته‌اند. گروه سوم روحانيت شيعه در عراق شامل كسانی می‌شود كه هم‌اكنون با نظام حاكم بر عراق همراهی می‌كنند. معروف‌ترين آنها آيت‌‌‌‌الله سيستانی است كه اخيراً بر عليه نيروهای امريكائی فتوی جهاد داده است.
چنين اختلافاتی در ميان صفوف شيعه عراق و عدم اعتماد آنها نسبت به امريكا موجب شده است كه قيام مورد انتظار همه همزمان با ورود نيروهای ائتلاف تاكنون شكل نگيرد.
اما گروه‌های معارض كرد در شمال عراق همگی رهبری امريكا را پذيرفته و هم اكنون در حال همكاری هستند. البته در ارتباط با كردهای شمال نبايد دو نكته را ناديده گرفت: نخست وجود گروه‌های اسلامی كُرد موسوم به «انصار اسلام» و «جماعت اسلامی» كه امريكا آنها را به همكاری با القاعده و بن لادن متهم كرده و با موشك‌هائی كه اخيراً بر سر آنها نازل كرد آنان را حذف شده از صحنه سياسی آينده عراق تلقی كنيد، و دوم دخالت تركيه در شمال عراق است. در رابطه با اين موضوع بايد گفت كه بعد از كشمكش‌های زياد و تماس‌های فراوان مقرر شد ۱۵۰۰ نفر از نيروهای ارتش تركيه در مرز مستقر شده تا از يك سو به پناهندگان عراقی در خود خاك عراق كمك كنند و از سوی ديگر حائل و ديواری ميان كردهای عراق و كردهای تركيه ايجاد نمايند.





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de