| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
مأموريتی برای كنفرانس سران عرب * مأموريت كنفرانس شرمالشيخ بركناري صدام
حسين است ، اما آن نوعي از بركناري كه موافقت قبلي صدام حسين و شرايط وي مورد بحث
قرار گرفته باشد
حسن هاشميان hassan_hashemian@yahoo.com شنبه 10 اسفند 1381 امروز سران كشورهاي عربي در «شرم الشيخ »(1) گردهم جمع مي شوند تا درباره موضوع عراق چاره جوئي كنند. شرم الشيخ براي روشنفكران و روزنامه نگاران عرب مفهوم خواري و تحقير به همراه دارد ، زيرا بيشتر آنها معتقد هستند يك دهه «امتياز دهي» به امريكا و اسرائيل در اين محل انجام گرفته است. از اينرو آنها در انتظار از دست دادن يك امتياز ديگر به سر مي برند. يكي از نويسندگان عرب مي گويد ، امريكا در برخورد با ساير كشور ها سياست «در يك دست چوب و در دست ديگر هويج» را دنبال مي كند ، اما زماني كه به اعراب مي رسد ، فقط چوب را به كار مي برد. سران عرب با خفت بي نظير اين چوب خوري را سالياني است پذيرفتهاند ، بدون اينكه امتيازي كسب نمايند. اما به نظر مي رسد اين بار چوب بزرگي برسر اعراب فرود خواهد آمد ، چوبي كه ممكن است رژيم هاي آنها را از ريشه برافكند. به همين خاطر به تكافو و جنب و جوش روي آورده اند تا بلكه بتوانند راه نجاتي از اين مهلكه براي خود بيابند. اگرچه به يقين اكثر حكام عرب قلباً هلاك و سقوط صدام حسين را آرزو مي كنند ، اما حاكم عراق مهره هاي بازي را به شكلي آرايش داده است كه همانند بازي دُمينو سقوط آنها را به دنبال خود مي كشاند. جنگ امريكا بر عليه عراق براي سران عرب قبل از اينكه متوجه صدام باشد ، مي تواند عرش حكومتي آنها را متزلزل نمايد و نهايتاً به ورطه سقوط بكشاند. آنها اكنون نيك مي دانند كه با آتشفشاني از احسات ضد امريكائي و به تبع آن خشم غير قابل مهار ملت هاي خود مواجه هستند كه كوچكترين مقاومت از جانب صدام در جنگ احتمالي آينده با امريكا ، آنرا به نيروي انقلابي مبدل مي كند كه دولت هاي آنها را زير و رو خواهد كرد. بي دليل نيست كه در ماه گذشته حسني مبارك چهارده بار با صدام حسين تماس تلفني برقرار كرد. همچنين اين تماس ها با سران آلمان ، روسيه و فرانسه صورت گرفته و در نهايت رئيس جمهور مصر را متقاعد كرد كه به اروپا رفته و از نزديك با رؤساي آن كشورها به مشورت بپردازد. سئوال اينجاست كه چه مسئله مهمي در اين تماس ها وجود دارد كه حسني مبارك محافظه كار را تشويق كرده است كنفرانس سران برگزار كند؟ از سوي ديگر اين كنفرانس سريع ترين كنفرانس در نوع خود است كه سران عرب را به اجماع دور هم جمع كرده است. درسال 1990 و در زمان اشغال كويت توسط عراق 26 روز طول كشيد تا سران عرب به جلسه جنجالي آن زمان كنفرانس سران روي بياورند ، در حاليكه اكنون، از زمان اعلام دعوت به كنفرانس تا زمان برگزاري آن فقط 12 روز طول كشيده است و اين به طبع خود يك ركورد در جهان عرب محسوب مي شود! قبل از اينكه به نكته مهم اين تماس ها و آنچه كه از گوشه و كنار كنفرانس به بيرون درز مي كند تأكيد كنم ، مايل هستم به اين مسئله اشاره كنم كه شبكه تلويزيوني الجزيره اقدام به نظر سنجي از خوانندگان خود بر روي اينترنت كرده و به اين نتيجه رسيده كه 55 درصد پاسخگويان اعلام كرده اند از سران عرب در كنفرانس شرم الشيخ مي خواهند كه صدام را متقاعد كنند از قدرت كناره گيري كند. اين در حالي است كه گزينه ديگر جواب ها روياروي با امريكا است و فقط 19درصد اين گزينه را انتخاب كرده اند. آنهائي كه روانشناسي ملت عرب را علي الخصوص از زمان 11 سپتامبر به اين سو مطالعه مي كنند حتماً براين مسئله واقف شده اند كه چگونه فرد متحجر و عقب افتاده اي مثل اسامه بن لادن قهرمان آنان شده و هرگونه ستيز ونبرد با امريكا را در اولويت قرار مي دهند. حال چگونه آنها برعكس روند رايج رويدادها نظر مي دهند ، اين سر و رمزي است كه فقط شبكه الجزيره از آن اطلاع دارد. آنچه كه از شايعات برمي آيد و عقل سليم بر آن گواهي مي دهد ، مأموريت اين كنفرانس بركناري صدام حسين است ، اما آن نوعي از بركناري كه موافقت قبلي صدام حسين وشرايط وي مورد بحث قرار گرفته و براساس شخصيت صدام كه براي اينكه به دشمن مستقيم خود امتياز واگذار نكند ، هميشه امتيازها را دراختيار حاشيه دشمنان قرار مي دهد مسائل زير مورد بحث و مناقشه قرار گرفته است: صدام و كادر پير رهبري عراق از قدرت كناره گيري مي كنند. برخلاف تصور همه ، آنها از عراق خارج نمي شوند و در آن كشور باقي مي مانند. اين با گفته صدام كه در عراق خواهد مُرد ، مطابقت دارد. امنيت و حفظ جان آنها تنها از طريق جانشيني فردي مورد وثوق آنها كه همان «قصي» فرزند دوم صدام است تأمين خواهد شد. پيش شرط صدام براي انجام بند فوق خروج نيروهاي امريكائي از منطقه و پايان دادن به محاصره عراق است. اين موضوع مورد مخالفت شديد كويتي ها قرار گرفت. آنان چنين شرطي را به مثابه سنگ بزرگ تلقي كردند كه هرگز قابل عمل نمي باشد. در نشست وزراي خارجه عرب اين موضوع نزديك بود برگزاري كنفرانس سران را به مخاطره بياندازد كه با وساطت شخص حسني مبارك قضيه مسكوت ماند. دولت جديد عراق مي بايست در دو جهت گام اساسي بردارد. نخست بازرسان سازمان ملل را بطور دائم در عراق پذيرا باشد و در زمينه هاي نظامي همكاري كامل داشته باشد. اين موضوع با طرح فرانسه – آلمان همخواني دارد. دوم با نيروهاي اپوزيسيون عراق به توافق برسد و زمينه شكل گيري دموكراسي در عراق و انتقال آرام قدرت را مهيا سازد. وزير امور خارجه عراق براي اين دوره انتقالي يك مدت هفت ساله تعيين كرده است در حالي كه كويت و قطر بر يك دوره سه ساله تاكيد مي كنند. در اين زمينه حسني مبارك تلاش هاي فراواني كرده است تا جورج بوش را متقاعد سازد چنين طرحي را بپذيرد. او معتقد است طبيعتاً روند امور براساس خواسته صدام پيش نخواهد رفت ، اما همين كه وي پذيرفته است كنار برود يك فرصت تاريخي است كه نبايد از دست برود. مشكل ديگر بر سر چنين طرحي نيروهاي مخالف صدام هستند ، آنها بعيد است با جانشينان صدام از همان شكل و قماش كنار بيايند. در اين ميان عمرو موسي دبير كل اتحاديه عرب فرمولي ارائه مي دهد كه در آن وفاق و اراده متحد عربي (مخصوصاً كشور هاي خليج فارس) بر خواست امريكا تأثير مي گذارد و نظر و اراده امريكا بر اپوزسيون غلبه دارد . او معتقد است از اين طريق مي توان به حل مسئله اميدوار شد. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |