| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
متفکران مسلمان
و مدرنيسم
در معرفی و نقد کتاب «آرمان و واقعيت اسلام» نوشته دکتر سيد حسين نصر خسرو
ناقد
www.naghed.com پنجشنبه ۱۹ تير ۱۳۸۲ در دو دههء اخير تعداد بيشماری کتاب به زبانهای مختلف دربارهء اسلام و سرزمينهای اسلامی در کشورهای غربی منتشر شده که از لحاظ وسعت نشر و بخش و تنوع موضوع تاکنون بی سابقه بوده است؛ و احتمال میرود که در سالهای پايانی قرن بيستم نيز گسترش بيشتری يابد و حتی در سدهء آينده هم اين روند ادامه پيدا کند. اما متأسفانه بخش اعظم اين آثار توسط خبرنگاران، روزنامهنگاران و يا نويسندگان دون مايهای نوشته شده است که شناختی اندک و خام از مشرق زمين و به ويژه از اسلام دارند. اينان اغلب پس از سفر يا اقامت نسبتاً کوتاهی در يکی از کشورهای شرقی کتابی به رشتهء تحرير میکشند و از سر تفنن به داوری دربارهء ملتها و سرزمينهايی مینشينند که عمق ريشههای ستبر فرهنگ و تمدنشان به آغاز تاريخ مکتوب انسان میرسد. در اين نوع کتابها غالباً از پی بردن به نهان فرهنگی جوامع شرقی اعراض میشود و بيشتر گزارشی است از مشاهدات نويسنده دربارهء رويدادهای سياسی روز و ظواهر زندگی و آداب مذهبی مردمان اين جوامع که برای جلب خريداران و خوانندگان بيشتر با پيشداویها متعارف و صحنههای ساختگی نيز همراه است. نويسندگان کتابهايی از اين دست حتی با زبان مردمان اين سرزمينها نيز آشنا نيستند؛ ولی با زيرکی خاصی میکوشند تا با به کار گرفتن چند اصطلاح عربی يا فارسی اين توهم را در خوانندگان کتابهايشان بوجود آورند که نويسندهء کتاب دربارهء آنچه نوشته است تبحر و تخصص کافی دارد. مهمتر از همه اينکه حوادث کم اهميت سياسی و وقايع زودگذر تاريخی را بهانه قرار میدهند تا از اين طريق دعویهای بی معنی خود را به اثبات رسانند. البته به اين نکته هم بايد اشاره کرد که نظير چنين گزارشها و کتابها و داوریهای بی پايه و اساس در نزد نويسندگان و رزونامه نگاران کشورهای شرقی نيز يافت میشود. اينان نيز، چشم سر گشوده و چشم جان بسته، به غرب ستيزی گنگ و مبهمی دچار شده و در داوریهای شتابزدهء خود، تنها چشم به ديدن خطاها و زشتیهای جوامع غربی گشوده اند؛ بی آنکه از عواملی که در غرب سبب شکوفايی استعدادها و رشد و گسترش هنرهای گوناگون شده است سخنی به ميان آورند و يا سهمی در يافتن راههای آگاهانه و عادلانهء داد و ستد فرهنگی و فکری ميان شرق و غرب داشته باشند. آثار چنين نويسندگانی، خواه در غرب و خواه در شرق، بنابر خصلت عوامفريبانهای که دارند، برای مدت کوتاهی جار و جنجال به پا میکند؛ ولی پايدار نمیماند و چه زود به دست فراموشی سپرده میشود. خوشبختانه در ميان کتابهايی که اخيراً در مورد مشرق زمين در کشورهای غربی منتشر شده است، آثاری نيز يافت میشود که اگر چه شمارشان اندک است، ولی نويسندگان اين آثار به طور جدی خود را با فرهنگ و تاريخ و تمدن سرزمينهای شرق مشغول داشته و کتابهاشان حاصل پژوهشهای گسترده، مطالعات همه جانبه و فعاليتهای علمی طاقت فرسايی است که چه بسا عمری بر سر آن گذارده شده است. اين گروه از پژوهشگران و دانشمندان غربی بر اساس تحصيلات و مطالعات و تخصصی که دارند، و نيز به سبب وسعت و عمق زمينهء تحقيقاتيشان، به ناچار گسترهء تأليفات و بررسیهای خود را به يکی از جنبههای تاريخ و تمدن مشرق زمين و فرهنگ و معارف اسلامی محدود کردهاند. اينان صادقانه و مخلصانه قدم در راه شناختن و شناساندن فرهنگ و تمدن و تاريخ شرق گذارده و از اين طريق نه تنها چشم مردمان باختر زمين را تا اندازهای بر روی حقيقت فرهنگ خاور زمين گشوده، بلکه به ما نيز در آشنايی بهتر و بيشتر با ميراث فرهنگی نياکانمان ياری رساندهاند. با اين وصف هنوز در اين زمينه کمبودهای اساسی و مهمی احساس میشود که تلاش در رفع آنها در درجهء اول در حيطهء وظايف و مسئوليتهای متفکران سرزمينهای شرقی است. برای مثال در حال حاضر به دشواری میتوان آثاری را به زبانهای اروپايی يافت که از ديدگاه متفکران مسلمان معاصر و بر اساس سنتهای اسلامی، به تحقيق و بررسی دربارهء اسلام و ابعاد گوناگون آن پرداخته و در عين حال در مقام پاسخگويی به مسايل دنيای مدرن نيز برآمده باشد. اين کمبود به ويژه در موقعيت کنونی بيش از پيش احساس میشود و چيزی نخواهد گذشت که به مسألهای حياتی تبديل خواهد شد؛ زيرا جهان اسلام دير زمانی است که با مسايل و پيچيدگیهای يک جامعهء مدرن، و نيز با علوم جديد و تکنولوژی پيشرفته، درگير شده است؛ ولی انديشمندان و روشنفکران اين جوامع تاکنون کمتر توانايی (و يا فرصت و امکان) آنرا داشتهاند که با حفظ هويت و اصالت ملی – اسلامی خود، به مسايل اساسی و حياتی عصر حاضر، به ويژه به مکاتب مدرنی که به هر حال ذهن نسل جوان را به خود مشغول داشته است، بپردازند و راه حلهای مناسبی ارائه دهند. با کمال تأسف بايد اذعان کرد که ما ايرانيان نيز از اين قاعده مستثنی نبودهايم و مدت زمان نسبتاً طولانی است که کمتر از آنچه شايستهء دارندگان گنجينهء گرانبهای فرهنگ و انديشهء ايرانی – اسلامی است، به آن پرداخته و در شناختن و شناساندنش کوشش نمودهايم. اغلب روشنفکران ما، خاصه در يک صد سال اخير، به جای بهره مندی از فرهنگ و تمدن ايرانی و انديشه و معارف اسلامی – به ويژه چشمهء جوشان عرفان و فلسفهء اشراق – راه سهل و بی تکلفِ پذيرش ناآگاهانهء ارزشها و معيارهای فرهنگی بيگانه را در پيش گرفتهاند؛ بدون آنکه از فرهنگ و تمدن غرب شناختِ انتقادی کافی داشته، و يا نيازها و سازگاری جامعهء خود را به خوبی سنجيده باشند. در اين رهگذر از توانايیها و قابليتهای فرهنگ ملی خود نيز غافل ماندهاند و در نتيجه به استمرار و پيوند آن با دانش و تکنولوژی جديد باور ندارند. بديهی است که پيامد دور ماندن از اصل خويش، پيدايش بحران هويت و عدم اعتماد به نفس است که هم اکنون نشانههای بارز آن در ميان جامعهء روشنفکری ايران پديدار شده است. البته کم نيستند انديشه ورزان و دانش پژوهانی که چه در ايران و چه در ديگر سرزمينهای شرقی، علی رغم دشواریها و موانعی که در سر راهشان قرار دارد، سالهاست خود را با مسايل مختلف – و از آنجمله با مسألهء برخورد و تأثيرپذيری فرهنگها – مشغول داشته و در اين زمينه آثار ارزشمندی نيز عرضه کرده اند؛ ولی بازتاب کوششها و تأثير تلاشهای اينان در مرزهای کشورهايشان محدود مانده است. يکی از معدود متفکرانِ ايرانی مسلمان که در آثارش کوشيده است تا در راه رفع اين کمبود گام بردارد و به مسايل مهمی که مسلمانان، به خصوص جوانانِ مسلمانِ کشورهای مختلف، در حال حاضر با آن روبرو هستند، بپردازد و تا اندازهای نيز موفق شده است که نظر انديشمندان و روشنفکران را در شرق و غرب به آرا و افکار خود جلب کند، دکتر سيد حسين نصر، رئيس سابق انجمن فلسفهء ايران و استاد مطالعات اسلامی دانشگاه جورج واشينگتن آمريکاست. از اين فرزانهء ايرانی تا کنون نزديک به پنجاه اثر انتشار يافته است که تقريباً همهء آنها به زبانهای گوناگون ترجمه شده و برخی از آنها چند بار تجديد چاپ شده است. به تازگی و برای نخستين بار دو کتاب از وی به زبان آلمانی نيز ترجمه شده که عنوان اولين کتاب «معرفت و امر قدسی»(1) و دومين اثر «آرمان و واقعيت اسلام»(2) است. معرفی و نقد کتاب اخير که اواسط سال 1993 ميلادی به قطع کتابهای جيبی و در سطح وسيعی در کشورهای آلمانی زبان نشر و پخش شده، مقصود نوشتهء حاضر است. * * *
مجموعه مقالات به هم پيوستهای که در کتاب
«آرمان و واقعيت اسلام» فراهم آمده، حاصل و چکيدهء سلسله سخنرانیهای دکتر سيد حسين
نصر است که در سال تحصيلی 65- 1964 ميلادی در دانشگاه آمريکايی بيروت ايراد گرديد و
نخستين بار در سال 1966 به صورت کتاب به زبان انگليسی به چاپ رسيد(3). کتاب دارای
يک پيشگفتار و شش فصل است:
فصل اول) اسلام: آخرين دين اصيل؛ مشخصات عام و ويژگیهای آن. فصل دوم) قرآن: کلام الله؛ سرچشمهء معرفت و سلوک. فصل سوم) پيامبر و سنت پيامبری: خاتم الانبياء و انسان کامل. فصل چهارم) شريعت: احکام الهي؛ هنجار اجتماعی و انسانی. فصل پنجم) طريقت: عرفان و ريشههای آن در قرآن. فصل ششم) سنی و شيعه: شيعهء اثناعشريه و اسماعيله. نويسنده در آغاز کتاب و پيش از آنکه به موضوع اصلی، يعنی اسلام و مسايل مربوط به آن در عصر جديد بپردازد، اشاراتی دارد به مفهوم کلی دين، رابطهء خدا و انسان و نيازهای معنوی و روانشناختی انسانها. وی با توجه به ريشهء واژهء دين در زبان لاتين (religio) که به معنای «بازپيوند» است، مینويسد: «دين آن چيزی است که انسان را به حقيقت پيوند میزند. هر دينی در نهايت دارای دو جزء اساسی است که بر آنها بنا شده است: آموزش و روش. اين دو بخش مشترکاً امکان بازشناختنِ واقعيت از شبه واقعيت؛ و نيز امکان تشخيص ميان آنچه ارزش مطلق دارد و آنچه ارزش نسبی دارد را فراهم میآورد. تمام اديان توحيدی و راست باور/ حنيف (orthodox) بر اين دو جزء بنيادی استوارند. هيچ دينی، چه اسلام و چه مسيحيت، چه کيش هندويی و يا آيين بودايی، بدون آموزش دربارهء اينکه مطلق چيست و نسبی چيست، نمیتواند توفيق بيابد و پايدار بماند. تنها زبان تعاليم در سنتهای دينی گوناگون متفاوت است. همچنين هيچ دينی نمیتواند پا برجا بماند، بدون روشی که به انسان چگونگی متمرکز کردن تمام قوای خود را به حق نشان دهد؛ تا از اين طريق بتواند واقعيت نسبی را به حقيقت مطلق پيوند زند. به زبان ساده تر: آموزش دينی چيزی نيست جز تفاوت گذاشتن ميان مطلق و نسبي؛ و روش دينی طريق پيوند واقعيت نسبی است به حقيقت مطلق. بی سبب نيست که در همهء اديان، به ويژه در اسلام، رابطه ميان انسان و خدا، ميان آنکه نسبی است و آنچه مطلق است، از اهميت بنيادی برخوردار است». در مقالههای اين کتاب سعی شده است تا اصول اساسی اسلام و آنچه در همهء شاخههای گوناگون اين دين اعتبار دارد، به گونهای برجسته نشان داده شود. با وجود اين در بررسی معتقدات اهل سنت و شيعه، بر تفاوتها موجود ميان اين دو شاخهء اصلی در اسلام سرپوش گذارده نشده است؛ زيرا نويسنده بر اين باور است که اين تقاوتها در چشم انداز آيندهء اسلام جايگاه خود را داراست. دکتر نصر برای عرفان اسلامی و تأثيرات آن در حيات اجتماعی و فکری اسلام اهميت خاص قايل است. از اين رو فصل جداگانهای را به بحث و بررسی در اين زمينه اختصاص داده است. مخاطبان اصلی اين کتاب را میتوان به چند گروه تقسيم کرد. در درجهء اول روی سخن با نسل جوانِ سرزمينهای اسلامی است که به دليل تأثيرات «تعليم و تربيت مدرن»، از اصل خود به دور مانده و شديداً تحت تأثير نفوذ «مدرنيسم» قرار گرفته و از جنبههای معنوی و عقلانی اسلام به دور مانده است. از اين رو در اولين تماس با دانش و فلسفه و ادبيات غرب، تعادل روحی خود را از دست میدهد و دچار از خودبيگانگی میشود. بنابراين ضروری است که حقايق بنيادی اسلام، به ويژه جنبههای عقلانی و معنوی آن، با زبانی برای اين نسل توضيح داده شود که با آن آشنايی دارد و بر اساس نظام تربيتی مدرنی که در آن رشده کرده است، قادر به درک آن باشد. نويسنده معتقد است که متفکران جهان اسلام در حال حاضر ناگزيرند که به ماهيتِ واقعی «مدرنيسم» پی برند و از منظر اسلامی برای اين همه نوگرايیهای بيهودهای که شبه روشنفکران رواج داده اند، پاسخی بايسته بيابند؛ زيرا نفوذ ارزشها و معيارهای منبعث از مدرنيسم غرب در ميان روشنفکران سرزمينهای شرقی، موجب شده است که اينان از هر راه و روش و انديشهء مدرنی، صرفاً به دليل مدرن بودنش، پيروی کنند و آنرا حقيقت محض پندارند و به اين ترتيب نه تنها خود را، بلکه نسل جوان را نيز به گمراهی کشانند. افزون بر اين، متفکرانِ مسلمان موظفند خود را به طور جدی با مفاهيم و مکاتب مدرنی چون توسعه، علم گرايی، وجودگرايی، تاريخ گرايی و غيره مشغول دارند و به ادعاهايی که با اين مفاهيم پيوند خورده است، پاسخ گويند. استاد نصر در اين کتاب همچنين کوشيده است تا به اتهامات و تعرضاتِ نويسندگان غربی عليه دين اسلام، به خصوص آنجا که به بنيادهای اصلی معتقدات مسلمانان، چون قرآن و حديث مربوط میشود، پاسخ گويد. از اين رو، در استدلالهای خود تمام نوشتههايی را که در اين باره به زبانهای اروپايی تأليف شده است، مدّ نظر دارد. با اين وصف در پيشگفتار کتاب متذکر میشود که قصد نقد و بررسی همه جانبهء آثار شرقشناسان را ندارد، بلکه در صدد است تا از ديدگاه اسلام نشان دهد که چرا عقايد برخی دانشمندان غربی در مواردی برای مسلمانان قابل قبول نيست. ذکر مثالی در اين زمينه بی شک برای آشنايی با روش استدلالی دکتر نصر سودمند خواهد بود. وی معتقد است که يکی از تهمتهای سنگين و در عين حال ناروايی که به اسلام مینهند، اين است که میگويند «اسلام دين شمشير است». او ضمن اشاره به ديدگاههای اسلام و مسيحيت در مورد جنگ، میکوشد تا به اين مسألهء مهم پاسخ گويد و مینويسد:
نويسنده سپس خاطر نشان میسازد که به هيچ
وجه قصد انتقاد از مسيحيت را ندارد، بلکه هدفش بيشتر دفاع از اسلام است در برابر
حملات موذيانهای که از سوی عدهء بسياری در غرب به اين دين میشود. وی افزون بر اين
در موارد متعددی به مکتبها فلسفی مدرن و اثرات سوء آنها در کشورهای اسلامی پرداخته
و به طور ضمنی و يا صريح، از ديدگاه اسلام به آنها پاسخ گفته است. البته بديهی است
که برای نويسنده غير ممکن بوده است تا در صفحات محدود اين کتاب به تمام جريانات
فکری مدرن و اصولاً مدرنيسم در تمامی ابعادش بيردازد. هر چند که خوانندهء علاقه مند
و کنجکاو میتواند با مراجعه به ديگر آثار دکتر نصر، که اغلب به زبانهای اروپايی
ترجمه شده است، با آرا و افکار اين متفکر ايرانی دربارهء مکتبهای مدرن آشنا شود.
(4) گذشته از اين، نصر همواره از افراط و تفريط پرهيز داشته و در نوشتهها و گفت و
شنودهايش به کرات خاطر نشان ساخته که «متفکر حقيقی برای آنکه مکتبی را بشناسد، بايد
با آن روبرو شود و از آن آشنايی کافی يابد و آنگاه به نقد و رد آن بپردازد... پس
بهتر آن است که اجازه داده شود عقل در سيری متعادل هر نوع انديشهای را که در عالم
وجود دارد، بشناسد و با تجزيه و تحليل و شناخت آن، از نکات مثبت بياموزد و بخشهای
منفی را طرد کند. اين حرکتِ درست باعث میشود که ما از ترک کردن سنت فکری خود و
تبديل شدن به روشنفکری غربی به جای متفکری ايرانی دست برداريم». (5) از اين رو بی
سبب نيست که در فهرست منابعی که نويسنده در تأليف اين کتاب از آنها سود برده است،
در کنار منابع معتبر اسلامی، به اسامی دانشمندانی چون تئودور نولدکه (Theodor
Noeldke)، هميلتون گيب (Hamilton Gibb)، ايگناز گُلدتسيهر (Ignaz Goldziher)، لوئی
ماسينيون (Louis Massignon) وهانری کُربن (Henry Corbin) برمی خوريم که ارزش علمی
و تاريخی آثارشان بر اهل نظر پوشيده نيست. اما دکتر نصر برای رفع هرگونه سوءتفاهم،
تأکيد میکند که مقالات اين کتاب در درجهء اول به منابع اسلامی، و به ويژه به قرآن،
حديث و مراجع سنتی معتبر متکی است؛ و اينکه کوشيده است تا از ديدگاه اسلام سنتی،
نظرات خود را تشريح کند. نويسنده با تواضعِ تمام از کتاب «فهم اسلام»، اثر مشهور
«فريتيف شوون»(6) به عنوان چشمهء پايان ناپذيری ياد میکند که از آن در نگارش کتاب
سود بسيار برده است. او اين اثر را در نوع خود بهترين کتابی میداند که تاکنون به
يکی از زبانهای اروپايی دربارهء اين پرسش اساسی نوشته شده است که چرا مسلمانان به
اسلام معتقدند و چگونه همهء آنچه را که انسان از لحاظ معنوی و روحی نياز دارد به او
عطا میکند.
نويسنده بدون آنکه در مقالهای جداگانه به بررسی اديان ديگر بپردازد، در جای جای کتابش رابطه و نزديکی ميان اديان الهی بزرگ را نشان میدهد و به شباهتهای بارزی که ميان آنها وجود دارد اشاره میکند. اما در عين حال متذکر میشود که بر خلاف اين عقيدهء رايج که تمام اديان را در نهايت برابر میداند، وی در بررسیهای خود نه تنها به شباهتهای ساختاری، بلکه همچنين به تفاوتهايی نيز که ميان اسلام و ديگر اديان وجود دارد، پرداخته است. در اين مورد بيش از همه تشابهات و تفاوتهای موجود ميان اسلام و مسحيت را مورد توجه قرار داده است. نويسنده در سه فصل نخستِ کتاب به موازاتِ تشريح اصول اساسی اسلام و مقام قرآن در نزد مسلمانان و شخصيت و جايگاه پيامبر اسلام، اشاراتی نيز دارد به اصول اعتقادی و مقدسات مسيحيان؛ و ضمن يرشمردن تشابهها و تفاوتهای موجود ميان مسيحيت و اسلام، به دشواریهايی که بر سر راه ايجاد تفاهم ميان اديان مختلف وجود دارد، میپردازد و در اين زمينه مثالهايی جالب هم ارائه میدهد. مثلاً برای يک فرد مسلمان درک اهميت صليب در مسيحيت دشوار است؛ او کلاً نمیتواند درک کند که چرا يک مسيحی در برابر صليب زانو میزند، آنرا با خود حمل میکند و در مواقع احساس خطر و يا در حالت پريشانی و ناتوانی، با دست علامت صليبی بر سينه میکشد. از سوی ديگر، حرمت قرآن در نزد مسلمانان و کشش و جذابيت «سحرآميزی» که اين کتاب مقدس برای آنان دارد، باعث شگفتی و حيرت مسيحيان شده است و از اين رو در صدد برآمدهاند تا توضيحی منطقی برای آن بيابند و يا به تجزيه و تحليل اين پديدهء منحصر به فرد بپردازند. در حالی که وجود قرآن به مسلمانان احساس ايمنی و اميد و نيرو میبخشد و چه بسا اولياء و پارسايانی که کلام الله را ثبت سينه داشتند. يکی ديگر از تفاوتهايی که نويسنده معتقد است به موجب آن مسيحيان در غرب در درک ديدگاههای اسلامی دچار اشکال میشوند، برداشت متفاوتی است که مسلمانان و مسيحيان از رابطه يا نسبت ميان خدا و انسان دارند. در مسيحيت خداوند «راز و رمز» (Mysterium) است و از ديد انسان مستور. زيبايی و جذابيتِ نهفته در مسيحيت از همين برداشت رازگونه از خداوند و سر تعظيم فرآوردن به اين «رمز و راز غير قابل درک» سرچشمه میگيرد. در اسلام، برعکس، اين انسان است که با پردهای از خدا جدا مانده است. وجود الهی از او پوشيده نيست؛ تنها حجابی ميان حق و بنده قرار دارد که از طريق جدّ و جهد انسان از ميان برداشته خواهد شد و او میتواند با دريدن پرده به شناخت باری تعالی نايل آيد؛ و در اين راه خردِ خدادادی انسان يار و ياور اوست. ای پرده ساز گشته در اين دير پرده
دَر
تاکی چو کـرم پيله نشينی به پرده در چـون کرم پيله پردهء خـود را کند تمام زان پرده گور او کند اين دير پرده در(7) دريغا که دکتر سيد حسين نصر در اين کتاب،
جز يک دو مورد، از اشعار سرايندگان پارسی زبان سود نجسته است؛ و اين در حالی است که
ايشان ضمن گفت و شنودی تأکيد دارند که «فلاسفهء اسلامی – ايرانی که در قلمرو
انديشهء اسلامی به فلسفه میپرداخته اند، دو نوع بوده اند: يکی آنان که مستقيماً
آثار فلسفی نوشتهاند و تحت عنوان فيلسوف شناخته شدهاند و ديگر آنان که در قالب
شعر و ديگر آثار ادبی، مطالب فلسفی نگاشتهاند... اکثر شاعران قديم، از جمله نظامی
و فردوسی، هم شاعر بودهاند و هم فيلسوف به معنای اعم آن. »(8) اين کمبود به ويژه
در فصلی که به عرفان اسلامی پرداخته شده است، بيشتر به چشم میخورد؛ زيرا استاد خود
نيز نيک میدانند که زبان عرفان اسلامی، زبان شعر است. چه بسيار شواهد زيبا و
مثالهای پُرمعنا در دنيای شاعران پارسی زبان يافت میشود که میتوانست به جذابيت
بيشتر اين فصل بيفزايد و در کتاب روح شرقی بدمد؛ کاری که فرزانهء ارجمند، بانو آنه
ماری شيمل با موفقيت کامل در آثارش انجام میدهد و با استقبال خوانندگان نيز مواجه
شده است. (9)
پانوشتهها: ------------------------------------------------------- 1) Nasr, Seyyed Hossein. Die Erkenntnis und des Heilige. Aus dem Amerikan. von Clemens Wilhelm. Muenchen Diederichs, 1990. 438 Seiten. (Knowledge and the Sacred. Bei Crossroad Publishing Company, New York 1981. ) از اين کتاب دو ترجمه به زبان فارسی منتشر شده است؛ با اين مشخصات: معرفت و معنويت. دکتر سيد حسين نصر. ترجمهء انشاءالله رحمتی. دفتر پژوهش و نشر سهروردی. تهران، 1380. معرفت و امر قدسی. سيد حسين نصر. ترجمهء فرزاد حاجی ميرزائی. نشر و پژوهش فرزان روز. تهران، 1380. 2) Nasr, Seyyed Hossein. Ideal und Wirklichkeit des Islam. Aus dem Englischen von Clemens Wilhelm. Bearbeitet von Jost G. Blum. Muenchen Diederichs, 1993. 238 Seiten. (Ideals and Realities of Islam. Bei Unwin & Hyman, London 1988. ) 3) اين کتاب تاکنون به زبانهای ايتاليايی (چاپ نخست سال 1974 ميلادی)، عربی (1974)، فرانسوی (1975)، هندی (1981)، ترکی (1985)، لهستانی (1988) و آلمانی (1993) ترجمه و منتشر شده است. 4) نگاه کنيد به: کتابشناسی آثار سيد حسين نصر. ماهنامهء فرهنگی هنری کِلک، شمارهء 44-43، مهر و آبان 1372. 5) گفت و شنود با سيد حسين نصر. ماهنامهء فرهنگی هنری کِلک، شمارهء 44-43، مهر و آبان 1372. 6) Schuon, Frithjof. Comprendre l`Islam. Paris 1961. (Den Islam verstehen. Eine Einfuehrung in die innere Lehre und mystische Erfahrung einer Weltreligion. Bern/Muenchen/ Wien 1988). 7) ديوان عطار. به اهتمام و تصحيح تقی تفضلی. چاپ چهارم، تهران، 1366. (قصيدهء 16). 8) نگاه کنيد به پانوشت شمارهء 5. 9) برای آشنايی بيشتر با شخصيت و آثار استاد آنه ماری شيمل، نگاه کنيد به مقالهء «فرزانه بانويی دلباختهء عرفان شرق» به قلم نگارندهء اين سطور در ماهنامهء فرهنگی هنری کِلک، شمارهء 28، مهر و آبان 1371. |
| [iran emrooz © 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |