-
جنگهاي فلسفي برخلاف جنگهاي مذهبي هميشه قلمي بوده
اند.
-
فلسفه يعني دادن جوابهاي گنگ به سئوالاتي بي جواب.
-
فيلسوف مانند مكانيك بايد مرتب جايي را تعمير كند.
-
ديوار بين فلسفه و ادبيات مقوايي است به آن تكيه دهي وارد
منزل همسايه ميشوي.
-
تعداد زيادي ديوانه هستند ولي آنكس كه ديوانگي خود را تحليل
كند اسمش را فيلسوف گذاشتهاند.
-
براي پيشگويي بهتر است به عقب بنگري.
-
گربه كه خواب رفت موشها چاچا ميرقصند.
-
شوهر غرغرو آنقدر سر را تكان ميدهد تا موهايش توي آبگوشت
بيفتند.
-
بعضي از استعداد خود براي ساده كردن و بعضي براي مشكل كردن
موضوعات استفاده ميكنند.
-
از بديهاي روشنفكري آن است كه آدم بايد دايم چيزي ياد
بگيرد.
-
تفكر يعني مكالمه با خود.
-
از علايم تربيت غلط آن است كه با صداي بلند فكر
كني.
-
فكر كردن را به اسبها واگذار كن چون كلهاي بزرگ
دارند.
-
آنكه دنبال حقيقت است بايد ابتدا تكليف دروغها را تعيين
كند.
-
غيبگو از سرنوشت خود بي خبر است.
-
از علايم غلو اين است كه مدادپاكن را بيشتر از مداد بكار
بري.
-
هرچند سگ چوپان نادان تر باشد دهن دريده تر است.
-
در باغ اميد تا حد ديوانگي خوشبين هستيم.
-
حماقت هم تشكيل ارتش و سازمان داده.
-
حماقت نبايد يك انحصار دولتي باشد.
-
به علت زيبايي باهوش نميشوي ولي به سبب باهوشي زيبا
ميگردي.
-
آرمانها و هدفها را بايد با تعداد قربانيان آن مقايسه
كرد.
-
تنفر عشقي است سرخورده.
-
خشمگين باشي تا سه بشمار كمكي نكرد منفجر شو.
-
جايي كه دم گوشي پچ پچ شود در آنجا حتما دروغ گفته
ميشود.
-
اخلاق بزرگسالان آزار كودكان است.
-
با غروب آفتاب اخلاق هم غروب ميكند.
-
ناداني عمه پيشداوري است.
-
زندگي بدون جشن مسافرتي است بدون اقامتگاه.
-
كسيكه شوخي حاليش نباشد جدي هم حاليش نيست.
-
بخندي جهان ترا همراهي ميكند گريه كني تنها
ميماني.
-
خنده مناسب ترين عملي است كه ميتوان دندانها را به دشمن نشان
داد.
-
همسايه ما تمام روز را خنديد اميد است اتفاقي جدي برايش
نيفتاده باشد.
-
آدم پرگو حتا حرف خود را دايم قطع ميكند.
-
بهتر است با پا ليز بخوري تا با زبان.
-
حرفهايش قابل انتشار نيستند ولي دروغهايش.
-
آزادي بيان اين نيست كه در مسجد يا نمايشخانه فرياد بزني:
آتش! آتش!
-
هنر آنست كه به مردم كمك كني تا روي پاي خود بايستند بدون
آنكه پا روي انگشت پايشان بگذاري.
-
اغراق در با ادبي نشانه بي ادبيست.
-
زير دوش آب مخفيانه گريه نكن و اشگ مريز.
-
به خانه كسي جهت عرض تسليت رفتي انتظار تلافي نداشته
باش.
-
دانايي از ناداني خود دانايي حقيقي است.
-
يك گرم دانش با رزشتر از يك خروار نظريه و فرضيه
است.
-
انسان يعني انتري سانسور شده.
-
كمد لباس آدم فرصت طلب پر از لباس رنگ وارنگ است.
-
آنهايي كه ساعتها پاي تلويزيون مي نشينند نشيمن گاهي پهن و
كله اي كوچك دارند.
-
زيباترين صفحه هاي تاريخ جاهاي ننوشته و سفيد
آنست.
-
تاريخ تكرار نميشود ولي حماقتها تكرار ميشوند.
-
از جمله درسهاي تاريخ جعل وقايع است.
-
مجسمه موجودي است بي جان و از مرمر يا برنز كه در باد و باران
ايستاده و مستراح پرندگان شده.
-
براي اينكه دولت و جامعهاي را بشناسي سري به زندانهاي آن
بزن.
-
آن چه بهشتي است كه خوردن سيب در آن ممنوع است؟.
-
كره زمين آزمايشگاهي شده براي آشنايي با جهنم.
-
اثري هنريست كه عمر آن طولاني تر از عمر خالق آن
باشد.
-
طبيعت انسانها را مختلف آفريد ولي بازار مد آنها را شبيه هم
ساخت.