‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





سينمای ايران و برنامه‌های ناتمام ...
 
 
ع. فرهنگ بانشي (كارشناس ارشد جامعه شناسي)
دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۱

در هياهوي جشنواره بيست و يكم فيلم فجر، آقاي محمدحسن پزشك از معاونت سينمايي رفت و جاي خود را به آقاي حيدريان داد تا سومين معاون سينمايي وزارت ارشاد در دولت آقاي خاتمي بخت خود را با اين سينماي در حال احتضار بيازمايد. مراسم اختتاميه جشنواره بيست و يكم، كه بيشتر به تعارفات ميان معاون سابق و لاحق سينمايي تبديل شد، براي اهالي سينماي ايران و علاقمندانش ميتواند نقشه دقيقي از وضع و حال اين سينما را به تصوير بكشد. آنچه بيش از همه موجب حيرت ناظران شد، آوار كردن همه ويراني‌هاي سينما بر سر معاونت اسبق سينمايي يعني آقاي  سيف الله داد بود كه امكاني براي پاسخگويي به شبهات نداشت و نمي توانست مثل آقاي پزشك، يك بيانيه 20 دقيقه اي ايراد كند يا مانند آقاي حيدريان 30 دقيقه فلسفه و سينما را درهم بياميزد و به شعارگويي براي آينده سينما بپردازد.
معاونت اسبق سينمايي كه در سكوت و بدون جار و جنجالهاي مرسوم، دست به اقدامات قابل تاملي براي سينماي ايران زده بود، بخصوص در بيانيه اي كه از سوي آقاي پزشك قرائت شد، مورد بي مهري بسيار قرار گرفت و كمترين قدرشناسي را از سوي مديران اسلاف خويش نشنيد و هرچه را كه پايه گذاري كرده بود، به نام آقاي پزشك هزينه شده ديد. بدين ترتيب كف زدنهاي حضار در تالار وحدت نصيب آقايان پزشك و حيدرياني شد كه با بيانيه هايي كه قرائت كردند، ايده ها و كارهاي معاون اسبق را به نام خود هزينه نمودند يا شعارهابي زيبايي براي آينده دادند و يادي حتي گذرا نيز از وي ننمودند.
اهالي سينما در ايران، البته از اين قدرناشناسي‌ها بسيار ديده اند. مديران تازه، از اهرم رسانه ها و جشنواره ها و بيانيه ها استفاده مي كنند و در غياب مديراني كه رفته اند، از سينمايي كه تحويل گرفته اند، يك ويرانه تشبيه مي كنند و خود را به مثابه يك ناجي افسانه اي نشان ميدهند كه به زودي رتق اين سينماي ويرانه را فتق خواهند كرد. و البته اين رسم ناخوشايند بيشتر به ضرر مديران محجوبي عمل ميكند كه معتقدند اجر خود را از خدا و مردم و در گذر ايام و بدون اين هياهوهاي مرسوم خواهند گرفت.
آقاي سيف الله داد كه با آغاز دولت آقاي خاتمي سكان سينماي ايران را بدست گرفت، بي آنكه چندان از اين اهرمها بهره جويد، دست به كارهاي متهورانه و قابل تاملي زد كه شايد سالهاي بعد و با فاصله و بعد زماني، بتوان درباره اهميت آنها داوري بهتري كرد. او رسم تصويب فيلمنامه را برچيد و رانت‌خواريهاي پنهان در اين بخش را بكلي بر هم زد. نظام الفبايي كردن فيلمها را برچيد و شرط اعصاب خوردكني بنام الزام فيلمها براي شركت در جشنواره براي دريافت پروانه نمايش را ملغي كرد.براي اولين بار شورايي مركب از اهالي سينما و فرهنگ تشكيل داد كه براي توسعه سينماي ايران چاره جويي كنند و مهمتر از همه اينها، كار ناتمامي كرد كه اگر عمر صدارتش بر سينماي ايران كفاف ميداد، كاري تاريخي مي بود و آن؛ تدوين قانون سينما بود.چيزي كه نبودنش همواره باعث مشكلات بسيار براي سينما و اهالي آن شده است.اين همه و كارهاي ديگر آقاي داد مثل تاكيداتش بر ساخت سالنهاي سينما در كشور،البته با دوران محدودي كه او بر سينماي ايران مديريت كرد، شدني و ممكن نبودند.همين مقدار باعث عصبانيت بسياري شد. از رانت خواران پنهان سينما، كه از تصويب فيلمنامه و نظام الفبايي كردن فيلمها، پولهاي كلاني به جيب ميزدند تا برخي دوستانش كه بارها در مصاحبه ها انتقادات تندي از وي كردند و كيست كه نفهمد اينهمه بابت امتيازاتي بود كه آقاي داد حاضر نبود فقط به دوستان خودش بذل كند و بارها اعلام كرد كه معتقد است اين امتيازات را بايد همگان به يك اندازه و برحسب قوانين موجود كسب كنند.
اگر دلسوزان سينماي ايران، كمي از اين التهابات معمول و روزمره فاصله بگيرند، قطعا" شهادت خواهند داد كه آقاي سيف الله داد مي توانست خدمات بسياري به اين سينما بكند، اگر بابت سختگيريهايش اينهمه از سوي دوستان و مخالفانش مورد هجوم پيدا و پنهان قرار نميگرفت و مثل همه مديران كارآمد، تا آن اندازه تنها و يكه باقي نمي ماند.
شايد واقعا" بزرگترين اشكال اولين معاون سينمايي دولت خاتمي در اين بود كه زياد حرف نمي زد و اهل مصاحبه و رپرتاژ و بيانيه نويسي نبود. شايد آقاي داد تصور نميكرد روزي خواهد رسيد كه مديران پس از او، كارها و ايده هاي او را به نام خود وانمود كنند و يادي نيز از خدماتش به ميان نياورند.
و باز شايد بزرگترين مشكل آقاي سيف الله داد اين بود كه مناعت طبعي بيش از اندازه هاي استاندارد داشت. والا با شناختي كه همگان از تواناييهاي فرهنگي وي (در فيلمهاي بازمانده و ...) دارند، مي دانيم كه او احتمالا" مي توانست بيانيه هايي بسيار پروپيمان تر و حق به جانبتر از مديران پس از خود بنگارد و در جشنواره هاي فجر قرائت كند. شايد لازم باشد همان بْعد و فاصله زماني از اين روزگار ايجاد شود تا مردم و علاقمندان سينماي ايران خود داوري كنند كه خدماتي كه در دوران آقاي سيف الله داد در سينماي ايران كليد خورد تا چه اندازه نيازهاي جدي اين سينماي روبه احتضار بود و حقيقتا" بايد براي ناتمام ماندن آن برنامه ها، تا هميشه افسوس خورد...
 
علي فرهنگ بانشي
24بهمن1381
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de