| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
سخنی با نمايندگان متحصن در مجلس
رضا چرندابی
سهشنبه ٣٠ دی ۱۳۸۲ نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي ، شما نهمين روز تحصن خود را كه عليه رد صلاحيت گسترده شوراي نگهبان آغاز كرده ايد، پشت سر مي گذاريد. خسته نباشيد و برايتان در اين كارزار كه نشانههاي ايستادگي و پايداري از آن آشكار است پيروزي و موفقيت آرزو دارم. بي شك شما بهتر از هر كس و هر جريان سياسي در ايران با روشها و شيوههاي اقتدارگرايان آشنا هستيد و اهداف و نيات واقعي آنان را مي شناسيد. ٤ سال رابطه و كشاكش از نزديك ، براي شناخت ماهيت استبدادي آنان مدت زماني كافي بوده است. به يقين شما بهتر از هر كسي مي دانيد كه آنان براي حقوق دموكراتيك و شهروندي آحاد مردم ارزشي قائل نيستند و شهروند خوب در قاموس آنان كسي است كه از حقوق فردي سخن نگويد و تنها به تكليف الهي پايبند باشد. تكليف الهي را هم آنان تعريف و تبيين مي كنند پس شهروند مقبول در مكتب آنان كسي است كه همواره در برابر خواست ها، تمهيدات و اراده آنان گردني كج داشته باشد و كلام آنان را كلام الهي بداند كساني اگر چنين نباشند، نه شهروند خوبي هستند، نه مومن به حساب مي آيند و نه صلاحيت دارند. و شما حتما در اين سال ها دريافته ايد كه در وراي صورت ديني و مقدس مابانه آنان ، كه خود را مقربان الهي و مترجمان كلام وحي بر روي زمين مي پندارند، چه سيماي زشت و آلوده به منافع اين دنيائي پنهان شده است. و بي شك شما با دسترسي به انبوهي از اطلاعات و مدارك بهتر از هر كسي مي دانيد، كه قطب نماي مواضع و تصميمات آنان بر مدار منافع مافياي مالي و نو كيسه گان تازه بدوران رسيده در جمهوري اسلامي مي چرخد. شما بهتر از هر ديگري مي دانيد كه در پس غوغاي وااسلاماي آنان حفظ منابع مالي و درآمد هاي بيكران نهفته است و ارزش ها و اصول ، صرف نظر از ماهيت آن ، بهانه اي بيش نيستند. آري شما اينهمه و بسا بيشتر از اين ها را در اين ساليان بخوبي مي دانستيد و اما به هر دليلي و با هر توجيهي سالياني چند در برابر آن و براي به شكست كشاندن آن ، آن چنان كه بايد و شايد ايستادگي نكرديد. ايستادگي نكرديد، اما نه اين كه بخواهم بگويم آن را پذيرفتيد. نه ، چنين ادعائي با نگاهي به مجموعه گفتار و تلاشتان در اين سال ها مقرون به واقعيت نيست. اما اجازه دهيد كه ناپايداري تان را به صراحت ، مماشات با صاحبان واقعي قدرت ، در توهم دستيابي گام به گام به هدف بنامم اين حداكثر نمره اي است كه در نهايت خوشبيني ، مي توان در كارنامه شما ملحوظ كرد. شما با اتكا به راي و اعتماد بي نظير مردم تشنه آزادي ايران ، به خانه ملت رهسپار شديد و با وعده هاي خوب و اميد بخشي كه در گفتار ها و شعارهاي شخصي و حزبي خود داديد، شعله هاي اميد به آينده و موفقيت در برابر ديو استبداد را دردل هر ايراني فروزانتر كرديد. ميليون ها جوان و پير، زن و مرد اين كشور همه اعتماد خود را يكجا به شما هديه كردند و فراموش نكنيد كه ، تنها خوش باوران سياسي تازه كار در ميدان ارزاني داشتن اعتماد گرد نيامده بودند. نگاهي به مواضع مخالفين و اپوزيسيون غير قانوني جمهوري اسلامي در آستانه انتخابات مجلس ششم بياندازيد، به ياد خواهيد آورد كه بسياري از آنان هم بر روي صداقت ، اراده و ايستادگي شما شرط گذاري كردند. حاصل اما چيزي نزديك به صفر بوده است. شما توانائي تغيير شرائط، قدرت برهم زدن معادله استبداد حاكم بر ايران را نداشتيد. در اين سال ها بدرستي از كارشكني ها و بحران آفريني ها سخن رانديد، فرياد سر داديد، اما براي پايان دادن به اين همه اراده و يكدلي لازم را از خود نشان نداديد. بي آنكه نيم نگاهي به مردم و كساني كه شما را انتخاب كرده بودند بياندازيد، دل به روش هاي كدخدامنشانه و ريش سفيد بازيهاي رايج در جوامع سنتي بستيد. غافل از آنكه شما نمايندگان جامعه و مردماني به تعريف كلاسيك سنتي نبوديد. غافل از آنكه راي هائي كه براي شما در صندوق ها ريخته شده بودند، متعلق به مردماني سنتي و دل سپردگان به سنت نبودند. غافل از آنكه طرف مقابل به خوبي به تقابل سنت و روش هاي چانه زني آن ، كه حافظ منافع او هست و نيروي اجتماعي كه شما را برگزيده بود، توجه داشت. و آگاهانه براي نااميدي آن خيل عظيم حامي شما برنامه ريخت. چانه زني هاي شما در بالا كه نشاني از نيروي پائين در آن نبود، سرنوشتي جز شكست و فضاحت نداشت. بدون نيروي پائين ، بدون فشار اجتماعي كساني كه به شما اعتماد كرده و بقدرتتان رسانده بودند، شما در بالا و در ميان ريش سفيدان قوم سراپا مستبد و اقتدارگرا حرفي براي زدن نداشتيد. شما را به بازي نگرفتند، حرفتان را نخواندند و آگاهانه كبريتي بر خرمن اعتماد مردم انداختند. خرمن اعتماد مردم سوخت. اين واقعيت را شما در اين روز ها كه نيازمند اعتماد و پشتيباني آنان هستيد، بخوبي درك مي كنيد شما به مردم ، زنان و جوانان اين كشور اعتماد نكرديد، از آنان هر گاه كه در مقابل استبداد و ولايت قرار گرفتند، فاصله گرفتيد و اين چنين بر فاصله آنان با خود افزوديد. ٩ روز از تحصن و ايستادگي شما در برابر شوراي نگهبان مي گذرد. ٩ روز براي كنش سياسي كه شما پيشه كرده ايد، زمان كوتاهي نيست. اما متاسفانه هنوز جوانان و زنان ، دانشجويان و دانش آموزان ، فرهنگيان و كارگران ،... آنچنان كه در كشور ما سابقه تاريخي دارد، براي حمايت منتخبين خود به ميدان نيامده اند. هنوز طوفان حمايت از شما كه در برابر استبداد و اهرم هاي استبداد ايستاده ايد برنخاسته است. چرا؟ تا زماني كه به اين چرا پاسخ در خور داده نشود، بحران سياسي در كشور ما به پاسخ مطلوب ، كه جز برقراري آزادي و استقرار دموكراسي نيست ، نزديك نخواهد شد. پاسخ اين چرا، بايد براي شما روشن باشد. هنوز به شما و عزم و اراده حاكم بر شما در ايستادن در برابر استبداد و كانون اصلي فتنه هاي استبدادي دراين كشور اعتماد نكرده اند. مي ترسند يا بهتر است بنويسم واهمه دارند، كه شما بار ديگر در ميانه ميدان وا دهيد حرف آنان را تا به آخر نزنيد و هدف را نشانه نرويد از شما هنوز واهمه دارند. از يكدلي ، يگانگي و ايستادگي شما مطمئن نيستند. منتظر هستند ببينند كه آيا بارديگر راههاي رفته را خواهيد آزمود؟! آيا به ريش سفيدي و كدخدامنشي ميدان داده و با "پيروزي هاي" ناچيز ميدان را به رقيب خواهيد سپرد؟ و منافع ناچيز و كوتاه مدت اصلاح طلبان درون حاكميت را به منافع و خواست ملت كه تشنه آزادي و دموكراسي است ، ارجح خواهيد داشت ؟ يا اينكه نه اين بار واقعا با جمعبندي از تجربه ناكامي هاي ٤ سال گذشته به ميدان آمده ايد و كانون قدرت را نشانه خواهيد رفت؟! شما بهتر از هر كسي مي دانيد كه كانون استبداد در ايران ولايت مطلقه فقيه است. كه آتش فتنه ها، استبداد و بي قانوني از اين نهاد فراقانوني برمي خيزد و مافياي قدرت و ثروت در اين كشور خود را مستحضر به حمايت اين نهاد مي داند و از آنجا نيرو مي گيرد. قوه قضائيه كه سياه كاري هايش ديگر نه در ايران ، كه در جهان سبب شرمساري ايرانيان گرديده ، منصوب اين نهاد است و اراده ولي فقيه را باز مي تاباند. شوراي نگهبان كه تيغ بر گردن انتخابات فرومي اورد و همه مصوبات مجلس منتخب مردم را عقب مي راند، پشت گرمي از آنجا دارد و مجمع تشخيص مصلحت كه بايگاني مصوبات شما نمايندگان مجلس گرديده ، بر اوامر او گردن مي گذارد. شما مي دانيد كه قلم ها را با نداي برخاسته از اين نهاد شكستند و نويسندگان را به اشاره او دربند ساختند. شما بخوبي مي دانيد كه "بشكنيد اين قلمها" كه اينك تكرار مي شود، مسبوق به سابقه است. شما نيك مي دانيد كه با حاكميت ولايت مطلقه فقيه آزادي و مردمسالاري و رعايت حقوق بشر الفاظي بي مسما در اين نظام است. پس براي آزادي ، به نداهائي كه شما را متوجه كانون اصلي استبداد مي سازد، توجه كنيد. شمشير داموكلس رد صلاحيت ها در دستان شوراي نگهبان نيست ، قدرت واقعي در دستان ولايت فقيه است. هدف مبارزه خود را بر كانون اصلي قدرت متمركز كنيد. حرفتان را با توجه به واقعيت قدرت استبدادي در اين كشور بيان كنيد، تا بتوانيد اعتماد مردم را جلب كنيد. فراموش نكنيد كه براي سياستمداران سرمايه اي بزرگتر از اعتماد مردم و حمايتي كارامد تر از حمايت آنان قابل تصور نيست. حرف روشن و صريح در شرائط كنوني ايران به سرعت مخاطبين خود را درخواهد يافت. به مردم ، به دانشجويان ، به زنان و جوانان ايران بگوئيد كه ديگر به ريش سفيد بازي ها و كدخدامنشي ها وقعي نخواهيد گذارد. بگوئيد كه لغو نظارت استصوابي شوراي نگهبان و برگزاري انتخابات آزاد كه در آن همه ايرانيان با هر عقيده و مشرب سياسي شركت كنند، هدف كوتاه مدت شما مي باشد. بگوئيد كه تناقض در ساختار استبدادي قدرت سياسي حاكم نهفته است و شما با تجربه ٤ ساله خود تغيير اين ساختار و تحول دموكراتيك در آن را ضروري مي دانيد به روشني و با صراحت اعلام كنيد كه نداي مردم در شعار رفراندم براي تغير قانون اساسي را شنيده ايد و براي استقرار دموكراسي در اين كشور به اين ندا لبيك مي گوئيد. باور كنيد كه با بيان اين واقعيت ها بار ديگر چشمه اعتماد مردم براي شما خواهد جوشيد. و شما با شجاعت و صراحت خود در بيان علني واقعياتي كه در هر كوچه و برزني بر كلام مردمان عادي جاري است ، نامي ماندگار در تاريخ خواهيد يافت. و مومنان و دينداران شما بدانند كه با اين جسارت مدني ، دين خود را از گزند دين فروشان حرفه اي نجات خواهند داد و آن را به كنج درون روحاني مومنان در جامعه بازخواهند گردانيد. به روحانيون در ميان خود، نمونه آقاي منتظري را ياد آور شويد، كه اگر اعتباري براي دين در اين نظام قابل تصور باشد، در صراحت و تمايز شفاف او با استبداد جاري از ولايت فقيه ، گره خورده است. اگر آمادگي بيان اين حرف ها را نداريد، حداقل به مردم بگوئيد كه در صورتي كه به اهداف و خواسته هاي خود نرسيد، از شركت در انتصاباتي كه بنام انتخابات در راه است ، خودداري خواهيد كرد و تنور مشروعيت اشخاص و نهادهائي را كه استبداد و سركوب در ايران و سازش در بيرون را طراحي كرده اند، داغ نخواهيد كرد. يقين داشته باشيد كه مردم و نخبه گان سياسي ايران براي كساني كه ناتواني خود را با صداقت طرح كنند، تفاهم بسياري دارند. باري ، ايستادگي كنوني شما اگرچه دير آغاز شده است ، اما شايسته هر نوع پشتيباني وارج گذاردن است ، حتا اگر انگيزه واقعي آن منافع شخصي و مصالح نمايندگي خودتان باشد. چرا كه دفاع از منافع شخصي شرط اول دفاع از منافع ملي و عمومي مي باشد. اما پشتيباني مردم و نيروهاي اجتماعي پر تحرك هنگامي به جوشش و اوج خواهد رسيد كه ميان منافع شخصي شما و منافع ملي در استقرار دموكراسي و آزاديهاي سياسي و اجتماعي فاصله ها بوضوح كاهش يابند. با احترام تمام ، خواهان موفقيت در مبارزه اي كه آغاز كرده ايد مي باشم. دوشنبه ٢٩ دي ١٣٨٢ |
| [iran emrooz © 1998 - 2004] editor@iran-emrooz.de |