‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





١٨ تير را به روز خروش عليه استبداد مذهبی تبديل كنيم
  • می‌توان گفت كه جمهوری اسلامی در گوشه‌ای گير كرده و راه فراری برايش باقی نمانده است. جنبش اصلاح طلبی كه بالقوه می‌توانست با اصلاحات تدريجی عمر اين جمهوری را درازتر كند با سرسختی‌های جناح ولی فقيه به بن بست و شكست كشانده شد. اميدهای نسل جوان به اصلاح طلبان حكومتی بر باد رفت و خشونت عريان قوه قضائيه بيش از پيش ماهيت ضد دموكراتيك و ضد حقوق بشری نظام را برملا كرد.
  • در نبرد مرگ و زندگی كه رژيم جمهوری اسلامی در گير آن شده است خطرات و فرصت‌های زيادی نهفته است. رژيم جمهوری اسلامی ممكن است در كوتاه مدت از سياست سركوب خود سود ببرد، ولی به نظر نمی‌رسد كه در سر انجام نهايی اين نبرد حتی برای خود رژيم ترديدی در كار باشد. به صلاح هر دوطرف مبارزه و از جمله جمهوری اسلامی ، و مهمتر از آن ، آينده ايران است كه اين نبرد قاطعانه و هر چه سريعتر به پايان برسد.

  • دكترحسين باقرزاده
    سه‌شنبه ١٠ تير ١٣٨٢ (٢٠٠٣July  ١)
    hbzadeh@btinternet.com

    با نزديك شدن سالگرد ١٨ تير، اقدامات حكومتی برای جلوگيری از بزرگداشت اين روز و تظاهرات عمومی مردم ايران تشديد شده است. به گفته مقامات دولتی بيش از چهار هزار نفر به دنبال تظاهرات چند هفته اخير دستگير شده‌اند و نيمی از آنان هنوز در بازداشت به سر می‌برند. غالب اين دستگيرشدگان در زندان‌های بی نام و نشان وابسته به نهادهای مختلف حكومتی ، به سر می‌برند و از وضع و حال آنان اطلاع زيادی در دست نيست. عده زيادی نيز به وسيله نيروهای موسوم به لباس شخصی مضروب و مجروح شده‌اند. گزارش‌هايی از كشته شدن افراد به دست اين نيروها در گوشه و كنار كشور نيز رسيده است.

    علاوه بر اين ، مقامات روحانی و قضايی كشور دستگيرشدگان را به مجازات‌های سخت و خشن و از جمله اعدام تهديد كرده اند، و به شيوه مرضيه هميشگی خود مخالفان و معترضان را با برچسب محارب با خدا و مفسد فی الارض از پيش محكوم كرده‌اند. حتی از يك سياهه پنجاه نفره از كسانی كه ممكن است در خطر اعدام باشند نام برده می‌شود. در برابر اين تهديدهای خشن و ظالمانه كمتر كسی نيز از حق دفاع برخوردار است. حتی آن دسته معدود از نمايندگان مجلس شورای اسلامی كه در دفاع از مظلوميت دستگيرشدگان سخنی گفته‌اند به نشر اكاذيب و حمايت از "اراذل و اوباش " متهم شده و به تعقيب و مجازات تهديد شده‌اند.

    زبان سركوبگران و تهديدكنندگان زبان تازه‌ای نيست. اينان با همين زبان و منطق در دهه اول انقلاب به جان مخالفان و معترضان به جمهوری اسلامی افتادند و هزاران و بلكه ده‌ها هزار نفر از آنان را به قربانگاه مرگ فرستادند. امروز نيز بسياری از آنان در انديشه احيای شرايط آن روزها و سال‌ها هستند. برخی شرايط را دقيقا با اوضاع آن روزها به قياس می‌گذارند، و برخی ديگر عليرغم درك تفاوت زمانه ، از تهديد دست بر نمی‌دارند. هر دو اينان. اما، در درك يك نقطه مشتركند: عمر تاريخی جمهوری اسلامی به سر رسيده و اكنون راهی جز اعمال خشونت عريان برای حفظ آن (و لو برای مدتی كوتاه) باقی نمانده است.

    در واقع می‌توان گفت كه جمهوری اسلامی در گوشه‌ای گير كرده و راه فراری برايش باقی نمانده است. جنبش اصلاح طلبی كه بالقوه می‌توانست با اصلاحات تدريجی عمر اين جمهوری را درازتر كند و با هم آهنگ كردن نسبی آن با مقتضيات زمانه تحمل آن را برای نسل جوان كشور آسان تر كند با سرسختی‌های جناح ولی فقيه به بن بست و شكست كشانده شد. اميدهای (غالبا كاذب) نسل جوان به اصلاح طلبان حكومتی بر باد رفت و خشونت عريان قوه قضائيه بيش از پيش ماهيت ضد دموكراتيك و ضد حقوق بشری نظام را برملا كرد. اكنون ، و در فردای ٩ اسفند كه جامعه كلان شهرهای ايران برای اولين بار در طول حيات رژيم جمهوری اسلامی رای عدم اعتماد خود به كليت رژيم را قاطعانه صادر كرد، راهی جز رودررويی مستقيم با مردم ايران برای رژيم باقی نمانده است. در چنين شرايطی ، نامنتظره نيست كه اين رژيم به اصطلاح شمشير را از رو بر كمر خود ببندد و با تمام قوا به جنگ مردم خود بيايد. به عبارت ديگر، تهديدهای رژيم نه از موضع قدرت و اعتماد و بلكه دقيقا از موضع ضعف و سردرگمی است.

    در برابر اين تهديدهای خشن و مرگبار البته جان هزاران زن و مرد مبارزی است كه برای اعتراض به استبداد مذهبی حاكم به خيابان‌ها ريخته اند، زير شلاق و قمه نيروهای موسوم به لباس شخصی‌ها قرار گرفته اند، و عده زيادی از آنان سر از بازداشت گاه‌ها و شكنجه گاه‌های مخوف جمهوری اسلامی در آورده‌اند. اينان در صف اول جبهه آزاديخواهی قی رار گرفته‌اند و بهای تهور و شجاعت خود را با جان و آزادی خويش می‌دهند. پشت سر اينان كسانی هستند كه ندای حق طلبی و آزاديخواهی دسته اول را در جامعه منعكس می‌كنند و يا برای رهايی آنان از زندان و شكنجه و اعدام به دادخواهی بر می‌خيزند، اعتصاب غذا می‌كنند، به تحصن می‌نشينند، و يا از راه‌های ديگر در مبارزه عمومی ضد استبداد مذهبی شركت می‌كنند. و بالاخره ، در پشت جبهه ، نيروهای عظيم اجتماعی ديگر در داخل و خارج كشور قرار دارند كه موظفند از يك سو از مبارزان در بند و يا در خطر دستگيری حمايت كنند و از سوی ديگر ندای مظلوميت آنان ر ابه گوش جهانيان برسانند، و توطئه‌های رژيم جمهوری اسلامی برای سركوب جنبش آزاديخواهی مردم ايران را خنثی كنند.

    اكنون و در آستانه ١٨ تير مصاف مردم ايران با جمهوری اسلامی به حد تازه‌ای از اوج خود رسيده است. نيروهای وسيعی از مردم خود را برای بزرگداشت اين روز آماده می‌كنند. رژيم جمهوری اسلامی نيز برای سركوب مردم بيش از پيش خود را آماده كرده است. قاضيان و ميرغضبان تدارك تشكيل دادگاه‌های سريع و احكام خشن را می‌بينند. روحانيان حاكم با طرح اتهام محاربه رسما فتوای قتل صادر كرده‌اند. علاوه بر اين ، رژيم جمهوری اسلامی به منظور سوستفاده از احساسات مردم و سرپو ش گذاشتن بر سياست سركوب خود، يك تشييع جنازه عمومی را برای جمعی از قربانيان جنگ كه پس از ١٥ سال از خاتمه جنگ چند هفته پيش اجساد آنان به ايران تحويل داده شده است در روز ١٨ تير تدارك ديده است.

    عليرغم همه اين تشبثات ، به سختی می‌توان تصور كرد كه رژيم در اعمال سياست اغفال و سركوب خود موفق شود. رسوايی سياست‌های رژيم بيش از آن است كه بتواند با تحريك احساسات مردم برای خود اعتباری كسب كند، و دامنه اعتراض‌های سياسی آن قدر گسترده است كه سر كوب اين يا آن گروه نمی‌تواند همانند گذشته به آن مهاری بزند. علاوه بر اين ، جهان ناظر عملكرد ايران است و در دنيای پس از حمله آمريكا به افغانستان و عراق ، رژيم ايران به سختی می‌تواند فارغ از واكنش‌های بين المللی به جنايات پيشين خود ادامه دهد. رژيم جمهوری اسلامی ممكن است به دليل اين كه در گوشه‌ای گير كرده است و راه فراری ندارد به تنها وسيله دفاع از خود يعنی خشونت عريان متوسل شود، ولی اين امر هيچ تضمينی برای موفقيت ندارد و بلكه احتمالا سقوط نهايی آن را تسريع خواهد كرد.

    در اين نبرد مرگ و زندگی كه رژيم جمهوری اسلامی در گير آن شده است خطرات و فرصت‌های زيادی نهفته است. رژيم جمهوری اسلامی ممكن است در كوتاه مدت از سياست سركوب خود سود ببرد، ولی به نظر نمی‌رسد كه در سر انجام نهايی اين نبرد حتی برای خود رژيم ترديدی در كار باشد. از اين رو به صلاح هر دوطرف مبارزه و از جمله جمهوری اسلامی ، و مهمتر از آن ، آينده ايران است كه اين نبرد قاطعانه و هر چه سريعتر به پايان برسد. جامعه ايران از سياست‌های خشونت بار، ضد انسانی و خانمان بربادده جمهوری اسلامی زيان فراوان ديده است و نمی‌تواند دوره‌ای ديگر از خشونت و سركوب را تحمل كند. جمهوری اسلامی نيز كه اكنون به دوران احتضار خود رسيده است اگر پيش از آنكه بر پرونده قطور جنايات خود بيفزايد به حياتش خاتمه داده شود با بار نسبتا سبكتری اين آخرين مرحله حيات خود را طی خواهد كرد و واكنش‌های انتقامی كمتری را متوجه مقامات و عوامل خود خواهد كرد.

    از اين رو، از فرصت ١٨ تير و هفته‌ها و ماه‌های آينده بايد برای تدارك يك بسيج عمومی به منظور مقابله با ماشين سركوب رژيم و نهايتا انتقال به جامعه‌ای آزاد و دموكراتيك پس از جمهوری اسلامی استفاده كرد. در تدارك اين بسيج نيروهای پشت جبهه مسئوليت زيادی به عهده دارند. تهديدهای رژيم در آستانه ١٨ تير را بايد به فرصتی مناسب تبديل كرد و از آن برای اعمال فشارهای داخلی و بين المللی عليه رژيم استفاده نمود. ايرانيان خارج كشور، به دليل برخورداری از آزادی و امنيت و امكان ارتباط با سازمان‌ها و مقامات خارجی و بين المللی در اين خصوص مسئوليت بيشتری به عهده دارند. اين فرصت تاريخی در واقع يك مسئوليت تاريخی نيز بر دوش همه ما گذاشته است. كسانی كه در اين فرصت از تحرك عملی در حمايت از مبارزات مردم داخل كشور كوتاهی كنند، عملا در ايفای وظيفه ملی خويش قصور (اگر نه تقصير) ورزيده‌اند.

    بگذاريد ١٨ تير را به روز خروش همه ايرانيان عليه استبداد مذهبی حاكم تبديل كنيم و هركس و هرجا كه هستيم ، صرف نظر از مرام و مسلك سياسی و عقيدتی خود مشتركا ندای آزادی و دموكراسی سر دهيم. اين كمترين كاری است كه در حمايت از هزاران دانشجو و هم وطن مبارز ما كه در چنگال استبداد مذهبی به سر می‌برند و گرفتار حملات نيروهای رسمی و نارسمی وابسته به رژيم شده‌اند و برخی احيانا در خطر اعدام قرار دارند می‌توانيم انجام دهيم. اين وظيفه ملی را فراموش نكنيم.

     
     





    [بازگشت به صفحه اول]
    [iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de