‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز






(اين مقاله مفصل‌تر نوشته شده بود. متاسفانه در آخرين پاراگراف ، كامپيوتر من به هم ريخت و تمام متن ، با اين كه در حافظه ضبط شده بود، پاك شد. اين يك دوباره نويسی متن است به صورت خلاصه تر.)


 
 
دفاع به هر قيمت؟
* در يك جنگ تعرضی ، سياستمداران و فرماندهان به وضوح از جيب مردم خود برای جنگ مايه می‌گذارند و افتخار می‌خرند.
* صدام حسين يك بار ديگر در قماری كه احتمال برد ندارد درگير شده است و به بهانه دفاع ، از جان و مال مردم عراق مايه گذاشته است. اين شجاعت نيست. حماقت است ، حماقتی خيانتكارانه. و خيانتی بزرگ.


دكترحسين باقرزاده
سه‌شنبه ٥ فروردين ١٣٨٢ (2003March 25)
hbzadeh@btinternet.com
 
جنگ قمار بزرگی است . قماری كه سياستمداران و فرماندهان به راه می‌اندازند، ولی بهای آن را سربازان و مردم عادی می‌پردازند. اگر يك طرف در جنگ پيروز شود، مدال افتخار بر سينه فرماندهان می‌درخشد و قربانيان و معلولان جنگ به زودی فراموش می‌شوند. و اگر طرفی بازنده باشد، اين مردم هستند كه برای سال‌ها (و شايد نسل‌ها) بايد خسارات مادی و انسانی آن را تحمل كنند.

د ر جنگ خانمانسوز هشت ساله ايران و عراق ، هر دو طرف بازنده بودند و مردم اين دو كشور هنوز از پرداخت بهای سنگين اين جنگ رها نشده اند. در جنگ ائتلاف جهانی عليه عراق در سال ١٩٩١، عراق به صورت مفتضحانه‌ای شكست خورد، و نتيجه آن علاوه بر هزاران كشته و زخمی تحريم اقتصادی مرگباری بود كه بر اين كشور تحميل شد و به كشته شدن سدها هزار كودك و فقر و بيماری مردم و خرابی گسترده عراق منجر شده است. اكنون نيز كه عراق درگير جنگ ديگری است در همين چند روز اول سدها نفر كشته و بيش از يك هزار نفر مجروح بر جای مانده است ، اكثريت مردم شهر پرجمعيت بصره در خطر بی آبی و فقر و بيماری قرار گرفته‌اند و با شروع نبرد بغداد خطر كاربرد بمب‌های شيميايی افزايش يافته است.

در يك جنگ تعرضی ، سياستمداران و فرماندهان به وضوح از جيب مردم خود برای جنگ مايه می‌گذارند و افتخار می‌خرند. آقايان بوش و بلير نه فقط سربازان خود را به كوره جنگ می‌فرستند و در معرض خطر بمب‌های شيمايی عراق قرار می‌دهند كه بوجه ده‌ها ميليارد دلاری جنگ را نيز به بهای قطع خدمات عمومی و رفاهی شهروندان خود فراهم می‌آورند و هزينه جنگ را از جيب ضعيف ترين گروه‌های اجتماعی جامعه خود می‌پردازند. آنان برای اين قمار بزرگ خود به وضوح از جيب مردم می‌دزدند.

از آن سو، اگر جنگی كاملا خصوصيت دفاعی داشته باشد، درگيری در آن وقتی عاقلانه است كه نه تنها امكان و بلكه احتمال پيروزی در آن وجود داشته باشد. در غير اين صورت ، يعنی در شرايطی كه كمترين احتمالی در پيروزی نيست ، اصرار فرماندهان بر ادامه جنگ نه فقط احمقانه كه ممكن است خائنانه نيز باشد. اين سخن كه «ما كشته می‌شويم ولی تسليم نمی‌شويم»
آن گاه كه از سوی سربازی در صف مقدم جبهه ابراز می‌شود شجاعانه و تحسين آميز است. ولی همين سخن از سوی سياستمدارانی كه دستی از دور بر آتش دارند، در شرايطی كه می‌دانند احتمال پيروزی در جنگ نزديك به صفر است ، كمترين نشانی از شجاعت ندارد. آنان به بهای تلفات نيروهای خويش می‌خواهند برای خود افتخار بخرند، و اين خيانتی بيش نيست. يك رهبر شجاع واقع گرا نيز هست. او وقتی نيروهای خود را به صحنه نبرد می‌برد كه احتمال پيروزی را بدهد. در غير اين صورت ، شجاعت اقتضا می‌كند كه او با مردم خود صادق باشد. اگر مقاومت بيهوده است به آنان بگويد، و اگر ممكن است به خاطر گفتن آن در ديد برخی خوار شود از آن نهراسد. بی صداقتی و گول زدن مردم كمترين رابطه‌ای با شجاعت ندارد.

به راستی اگر آقای خمينی جام زهر خود را شش سال زودتر به سر كشيده بود چه اشكالی داشت ، و يا اگر صدام حسين در سال ١٩٩١ درست پيش از شروع حمله ائتلاف جهانی ، نيروهای خود را از كويت بيرون می‌كشيد چه پيش می‌آمد؟ رهبران جمهوری اسلامی با توجه به توازن قوای دو طرف جنگ و شرايط جهانی از سال ١٣٦١ به بعد می‌دانستند كه كمترين احتمالی برای پيشروی بيشتر و پيروزی بر عراق ندارند. درسال ١٩٩١ نيز بر هر كسی روشن بود كه عراق در برابر نيروی عظيم ائتلاف جهانی به هيچ عنوان نخواهد توانست مقاومت كند و در كويت باقی بماند. در عين حال ، در هر دو مورد، رهبران اين كشورها با توجيه «دفاعی بودن» جنگ در كوره آن دميدند و نه فقط سرانجام با سرشكستگی شكست خود را پذيرفتند كه در جريان اين جنگها خسارات جانی ، مالی ، اقتصادی و سياسی و اجتماعی سنگينی را نيز بر جامعه خود تحميل كردند - و اين يك خيانت بزرگ بود.

اكنون عراق در گير جنگ ديگری است. در اين كه حمله آمريكا و انگليس به عراق تجاوزكارانه است بحثی نيست. اين دو كشور هيچ مجوزی به لحاظ قانونی برای لشگر كشی به عراق ندارند. توجيهات آقايان بوش و بلير نيز نتوانسته است جهانيان را قانع كند و اكثريت قاطع مردم جهان مخالف اين جنگند. ولی آيا مقاومت صدام حسين در برابر اين حمله نظامی توجيه پذير است؟

اين مقاومت وقتی قابل توجيه است كه بتوان احتمال موفقيتی برای آن داد. اين احتمال وجود ندارد. زرادخانه مدرن و عظيمی كه اين دو كشور برای حمله به عراق بسيج كرده اند كمترين ترديدی در سرانجام اين جنگ باقی نمی‌گذارد. رژيم صدام حسين چنان در سطح جهانی منفور است كه كمتر كسی حاضر است از او و رژيمش حمايت كند. تاكيد بر اين مسئله به خاطر آن است كه همسانی با ويتنام پيش نيايد. نه فقط جنگ آمريكا با ويتنام در فضای جنگ سرد صورت گرفت و يك قطب عظيم جهانی از ويتنام حمايت می‌كرد، كه در غرب نيز هوشی مين و جنگنده‌های ويت كنگی از محبوبيت خاصی برقرار بودند. صدام حسين از اين دو عامل ، هر دو، محروم است و شكست او در اين جنگ قطعی‌. سئوالی كه باقی می‌ماند اين است كه: به چه بهايی؟

بهای مقاومت بی‌حاصل رژيم صدام را، از طرف عراق ، مردم محروم و استبدادزده و فقير آن (از سرباز و عادی و زن و مرد و كودك) می‌پردازند. و شواهد حاكی از آن است كه او حاضر است خسارت سنگينی از اين بابت به مردم عراق تحميل كند. در سال ١٩٩١ كه رژيم خود او در خطر نبود و صدام می‌توانست با خروج داوطلبانه از كويت از جنگ ويران كننده‌ای جلوگيری كند، او زير بار نرفت و در اثر اين جنگ و تحريم اقتصادی متعاقب آن ، مردم عراق را به ذلت وخواری كشاند. اكنون كه موجوديت رژيم و خود او در خطر است به طريق اولی و به احتمال زياد او از هيچگونه «فداكاری» از جيب مردم عراق كوتاه نخواهد آمد.

مردم عراق اكنون آخرين بهای خودخواهی‌ها و حماقت‌های رژيم صدام را می‌پردازند. اين بها می‌تواند بسيار سنگين باشد. صدام حسين اگر اسلحه كشتار جمعی در دست داشته باشد به احتمال ز ياد در كاربرد آن ترديد نخواهد كرد. ماجراجويی‌های آقايان بوش و بلير به بهانه اسلحه كشتار جمعی صدام حسين صورت گرفته است. آنان با تمام قوا به ميدان آمده‌اند و كاربرد هيچ سلاحی (حتی سلاح اتمی) را نفی نكرده‌اند. صدام می‌داند كه در اين مصاف نابرابر بازنده است. او اگر كمترين ارزشی برای جان و مال مردم عراق قايل بود، می‌توانست پيش از شروع حمله كوتاه بيايد و حتی خودش را به نوعی از مخمصه برهاند. بهانه مقاومت در برابر تعرض خارجی نمی‌تواند كار او را توجيه كند. او يك بار ديگر در قماری كه احتمال برد ندارد درگير شده است و به بهانه دفاع از جان و مال مردم عراق مايه گذاشته است. اين شجاعت نيست. حماقت است ، حماقتی خيانتكارانه. و خيانتی بزرگ.





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de