| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
بيمها و اميدها در
سال ٢٠٠٣ ميلادی
* خطر سركوب خشونت بار در
شرايط انزواي رژيم، دقيقا به دليل اينكه اين انزوا به صحنه آگاهي عمومي راه يافته ،
كاهش يافته است.
* ضربه پذيري رژيم جمهوري
اسلامي از فشارهاي خارجي را ميتوان هم اكنون در قطع مجازات سنگسار به راحتي ديد.
ترس از يك دشمن خارجي براي رژيمي كه پايگاه اجتماعي داخلي خود را از دست داده ،
عامل بازدارنده بزرگي است.
دكترحسين باقرزاده چهارشنبه ١١ دی
١٣٨١ (2003January 1)
سال ٢٠٠٣ ميلادي با بيم و
اميد در ايران آغاز مي شود. بيم از اين كه بنيادگرايان حاكم بر جمهوري اسلامي براي
خروج از بن بستي كه تقابل دو جناح حكومتي ايجاد كرده است ، و در برابر جنبش رو به
گسترش آزادي خواهانه مردم ايران ، براي ادامه حيات خود به خشونت عريان متوسل شوند و
علاوه بر سركوب خونين مردم استقلال و تماميت ارضي كشور را نيز به خطر بيندازند. و
اميد اين كه شرايط داخلي و بين المللي اجازه چنين ماجراجويي هايي را به اين اقليت
منفور و مطرود ندهد و آنان را وادارد تا قدم به قدم در برابر خواست هاي دموكراتيك و
حقوق بشري مردم عقب نشيني كنند و هرچه بيشتر به عزلت سياسي ، فرهنگي و اجتماعي خود
پناه ببرند.
در باره خطرات سركوب و كودتاي سياسي و حذف احزاب و نهادهاي وابسته به جناح خاتمي ، و يك پارچه كردن حكومت به نفع جناح وابسته به ولي فقيه ، سخن زياد گفته شده است. اين خطرات با تحولاتي كه در هفته هاي اخير صورت گرفته و نمايش محاكمات متهمان پرونده نظرسنجي نيز كمتر نشده و احيانا افزايش نيز يافته است. در واقع يكي از هدف ها و احتمالا نتايج دستگيري ها و محاكمات اخير ظاهرا تضعيف و بي اعتباركردن جناح اصلاح طلب بوده است تا حدي كه آنان يا بالكل در مجموعه ولايت فقيه حل شوند و از ادعاهاي مردم گرايانه خود دست بكشند و يا اين قدر خرد و ناچيز شوند كه نتوانند در برابر نقشه هاي كودتاگرانه باند خامنه اي-رفسنجاني كوچكترين عكس العمل موثري از خود بروز دهند. علاوه بر اين ، حمله احتمالي و قريب الوقوع آمريكا به عراق و عواقب پيش بيني ناپذير آن نگراني هاي خاصي را در برخي از محافل سياسي ايران پيش آورده است. اين محافل از احتمالات تجزيه عراق و تاثير آن بر كشورهاي همسايه و به خصوص ايران سخن مي گويند، و با توجه به نفوذ معاودان عراقي در رژيم حاكم بر ايران و طمع آنان براي سلطه بر مناطق نفت خيز جنوب عراق ، از خطراتي كه متوجه تماميت ارضي ايران خواهد شد ياد مي كنند. قدر مسلم اين كه رژيم حاكم بر ايران ضعيف تر از آن است كه بتواند در برابر دسيسه هاي خارجي يا ماجراجويي هاي داخلي و نيروي گريز از مركز اقوام ايراني كه محصول ساليان دراز سياست استبداد و سركوب و تبعيض است مقاومت كند و چنين خطري را مرتفع سازد. ولي در برابر اين خطرات ، بارقه هاي اميد زيادي نيز به چشم مي خورد. جنبش آزاديخواهي و دمكراتيك مردم ايران در سال گذشته رشد كمي و كيفي چشمگيري داشت. تظاهرات دانشجويان و ساير گروه هاي اجتماعي در چند هفته گذشته و به خصوص در روز اول آذرماه در نوع خود بي نظير بود. تظاهرات اول آذر كه به مناسبت سالگرد قتل فجيع فروهرها صورت گرفت حتي به لحاظي از تظاهرات ١٨ تير ١٣٧٨ و روزهاي بعد از آن مهمتر بود. تظاهرات سال ١٣٧٨ تقريبا به دانشگاه هاي تهران وتبريز محدود شده بود. در حالي كه تظاهرات اول آذر ٨١ همزمان چندين شهر بزرگ كشور از تهران و مشهد و تبريز و اصفهان و شيراز و اهواز تا شهرهاي كوچكتر را نيز در بر مي گرفت ، و در هريك از آن ها هزاران نفر شركت كرده بودند. شعارهاي تظاهرات چند هفته اخير نيز انعكاس دهنده نظر و خواست اكثريت قاطع مردم ايران بود: رفراندوم ، نفي جمهوري اسلامي ، و سلب اميد از اصلاح طلبان حكومتي. اين نظرات و خواست ها در طي نظرسنجي هاي متعددي كه در يكي دو سال اخير به عمل آمده (و مجريان نظر سنجي ها اكنون تاوان آن را در زندان و دادگاه ها پس مي دهند) به اطلاع حاكمان جمهوري اسلامي رسيده بود. سپس همين اطلاعات از طريق بيانيه كنگره جبهه مشاركت و سپس نشر نتايج نظرسنجي هاي اخير در سطح عام نيز پخش شد. يعني اكنون نه فقط اكثريت مردم خواهان نفي حكومت ديني و استقرار يك نظام دموكراتيك هستند كه هم حكومت و هم مردم اين واقعيت را مي دانند. علاوه بر اين ، هر يك از اين دو (حكومت و مردم) مي داند كه ديگري اين واقعيت را مي داند! يعني شرايط سياسي ايران اكنون به نوعي بازي مي ماند كه كاملا رو باز است. دو طرف بازي (حكومت و مردم) نيروهاي يك ديگر را مي بينند. جايي براي عامل غافلگيركننده نمانده است. مهره اي مخفي نيست كه يك مرتبه وارد بازي شود. رژيم شاه تا ماه هاي آخر حكومت خود، و رژيم جمهوري اسلامي تا يكي دو سال پيش مي توانست ادعا كند كه از حمايت اكثريت مردم برخوردار است. راهي براي اثبات خلاف اين حكم وجود نداشت: نه انتخابات آزاد و نه نظرسنجي قابل اعتماد و عاري از ترس و تهديد. از اين رو، چنين ادعايي مي توانست گروهي از مردم را بفريبد. و يا دست كم چنين ادعايي براي هواداران رژيم و به خصوص مزدوران آن پذيرفتني بود. و وقتي اين افراد به جان مردم مي افتادند، اين اعتقاد مي توانست آنان را در اجراي فرمان سركوب مصمم كند. اكنون و به يمن اين آگاهي عمومي ، رژيم جمهوري اسلامي نمي تواند در يك سركوب عمومي حتي به مزدوران خود اعتماد كند. يعني سرباز و پليس و سپاهي و بسيجي وقتي در اين مصاف رو در روي مردم قرار مي گيرند مي دانند كه بايد از رژيمي منفور در برابر اكثريت قاطع مردم دفاع كنند. آنان مي دانند كه در طرف بازنده نهايي اين درگيري قرار گرفته اند. در اين شرايط، ترديدي نبايد كرد كه اكثريت آنان از اجراي فرمان خشونت سر باز خواهند زد و به صف مردم خواهند پيوست. آگاهي عمومي از روي گرداني اكثريت قاطع مردم از جمهوري اسلامي ، اجراي سياست سركوب خشن را دچار اشكال مي كند و ممكن است خود به عنوان عامل بازدارنده اي در برابر خواست هاي كودتاگرانه جناح سركوبگر رژيم نقش ايفا كند. عامل ديگري كه رژيم جمهوري اسلامي را وادار به عقب نشيني كرده و ممكن است از نقشه اجراي سركوب خشن مانع شود شرايط بين المللي و فشارهاي خارجي است. هم اكنون بخش عمده اي از سردمداران حكومت نگران آن هستند كه پس از عراق لبه تيز حمله آمريكا متوجه ايران شود. اين ترس تا حدي در رفتار رژيم حاكم بر ايران در برابر مخالفان خود تاثير گذاشته و شايد هم مانع از آن شده است كه تظاهرات چند هفته اخير دانشجويان و ساير گروه هاي اجتماعي ديگر همانند تظاهرات تير ٧٨ به خشونت كشيده شود. به عبارت ديگر، رژيم حاكم بر ايران نگران آن است كه اگر دست به خشونت عريان بزند خطر حمله آمريكا به ايران نيز جدي شود و ديگر راهي براي خروج از "محور شيطاني " اختراعي آقاي بوش باقي نماند. ترس از يك دشمن خارجي براي رژيمي كه پايگاه اجتماعي داخلي خود را از دست داده ، عامل بازدارنده بزرگي است. ضربه پذيري رژيم جمهوري اسلامي از فشارهاي خارجي را مي توان از هم اكنون به راحتي ديد. قطع مجازات سنگسار در آستانه سال جديد ميلادي نه به دليل متمدن شدن رژيم جمهوري اسلامي ، يا اصرار و مخالفت جناح اصلاح طلب اين رژيم ، و بلكه صرفا بر اثر فشار اتحاديه اروپا صورت مي گيرد. اتحاديه اروپا صريحا بهبودي وضع حقوق بشر در ايران را شرط لازم براي ادامه و گسترش روابط تجاري خود با ايران اعلام كرده است. و جمهوري اسلامي كه نگران دشمني و خطر حمله آمريكا است به هيچ عنوان نمي تواند بيگانگي اتحاديه اروپا را تحمل كند. از اين رو، اين رژيم كه همواره به اعتراضات سازمان هاي حقوق بشري بي اعتنا بوده است يك مرتبه در برابر فشار اين اتحاديه تسليم مي شود. اين عقب نشيني را بايد به فال نيك گرفت و انتظار داشت در ماه هاي آينده كه هيئت هاي بين المللي حقوق بشري چندي راهي ايران هستند ما شاهد قطع يا كاهش مجازات هاي وحشيانه ديگر و بهبود نسبي حقوق بشر در ايران باشيم. سال ٢٠٠٣ با تركيبي از بيم و اميد آغاز مي شود. نشانگان اميد، اما، در آغاز اين سال از بسياري از سال هاي پيشين بيشتر است. با اين اميد سال نو را آغاز كنيم و متناسب با آن خود را براي تحولات نامنتظره اي كه ممكن است پيش بيايد آماده كنيم. بخشي از اين آمادگي به خواست و تمايل نيروهاي دموكرات و آزادي خواه باز مي گردد كه در شرايطي كه فروپاشي رژيم بيشتر و بيشتر به يك امر قريب الوقوع تبديل مي شود بتوانند متحدا و فارغ از تمايلات و اختلافات عقيدتي و سياسي دست به دست هم دهند و مانع از اين شوند كه زمام كشور ما به دست ديكتاتوران ديگري بيفتد، به دخالت خارجي منجر شود، و يا تماميت ارضي آن دستخوش خطري بگردد. |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |