| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
خاتمى در برابر موج
سركوب چه خواهد كرد؟
* اطرافيان خاتمي نگران آن
هستند كه فرصت كناره گيري براي او باقي نماند، و موج سركوبي كه در پيش است دير يا
زود دامن او را نيز بگيرد.
* فقدان يك بديل دموكراتيك در برابر نظام حاكم ، سر انجام تحولات ماه هاي آينده را در هاله اي از ابهام فرو برده و آن را مخاطره آميز كرده است. عكس العمل قوه قضاييه در
برابر موج اعتراض دانشجويي دو سه هفته اخير با دستگيري چند تن از رهبران دانشجويان
هفته پيش شروع شد. البته غالب دستگيرشدگان پس از يكي دو روز آزاد شدند. ولي اكنون
گزارش مي رسد كه يك فهرست ١٢٠ نفره از دانشجويان و رهبران اعتراضات تهيه شده ، و
دستگيري چند نفر ياد شده فوق مقدمه بازداشت وسيع اين افراد بوده است. بر اساس همين
گزارش ها، آقاي خاتمي در برابر اين اقدام موضع گرفته است و از اين بازداشت ها مانع
شده است. از سوي ديگر، امروز (سه شنبه) سخنگوي قوه قضاييه اعلام داشت كه دانشجويان
آزاد شده به زودي براي بازجويي احضار خواهند شد، و تلويحا تهديد كرد كه بازداشت هاي
ديگري صورت خواهد گرفت. يعني كه ليست ١٢٠ نفره به جاي خود باقي است و اين مقامات در
برابر دستور آقاي خاتمي كوتاه نيامده اند.
اين شمشير داموكلس براي جلوگيري از ادامه تظاهرات و اعتراضات دانشجويي در آستانه ١٦ آذر بر روي سر آنان نگه داشته شده است. رهبران دفتر تحكيم وحدت در اين انتظار بودند كه نقش رهبري خود را در اين تظاهرات هم چنان حفظ كنند. آنان از خاتمي خواسته بودند كه به شيوه سال هاي گذشته در مراسم ١٦ آذر شركت كند و براي دانشجويان سخن بگويد. با پيش بيني اين حضور بود كه اكبر منتجبي دو روز پيش در پايگاه اينترنتي "امروز" نوشت كه از قرار معلوم خاتمي "خود را آماده مي كند تا در جمع دانشجويان ناراضي حضور پيدا كند و سخنان مهمي را ايراد نمايد". روز بعد، پايگاه خبري رويداد (وابسته به جبهه مشاركت) خبر داد كه ظاهرا اين امر منتفي است و احتمال دارد امسال خاتمي در مراسم روز دانشجو در جمع دانشجويان سخنراني نكند. دليل اين انصراف را "رويداد" علاوه بر فشارهاي مخالفان اصلاحات ، احتمال "طرح شعارها و تشنجات خاص" دانسته است. به عبارت ديگر، آقاي خاتمي و هواداران ايشان نگران آنند كه دانشجويان خواست هاي خود را مبني بر انجام رفراندوم و استعفاي آقاي خاتمي در حضور او تكرار كنند و بر آن پاي بفشارند. اين شعارها به گوش آقاي خاتمي نغمه خوش آهنگي نيست و شايد پاسخ به آن ها حتي در اختيار آقاي خاتمي نيز نباشد. آقاي منتجبي كه به دانشجويان تحكيم وحدت نزديك است ، در نوشته خود به صراحت شرايط بحراني امروز جمهوري اسلامي را تشريح كرده و از آقاي خاتمي خواسته است تا تكليف خود را يك سره كند. او نيز به اين نتيجه رسيده كه مقدمات لازم براي يك سركوب همگاني آماده شده ، و تنها عكس العمل نامنتظره دانشجويان در برابر اعلام حكم اعدام آغاجري كمي آن را به تاخير انداخته است. و اكنون او از زبان مردم "كوچه و بازار و تاكسي و اتوبوس" مي گويد كه خاتمي بايد تكليف رييس جمهوري و رييس جمهور ماندن را براي خود و مخالفانش روشن كند. او "ناباورانه" مي بيند كه اين روزها "پيكان تمام انتقادات ، رييس جمهوري را به علت هاي بسيار نشانه گرفته است"، و مي پرسد كه "رودربايستي تاكي؟" در باره اين "علتها" سخن زياد گفته شده و در همين ستون نيز بارها صحبت شده است. اكنون سخن از آن ها نيست. سخن از اين است كه در اين شرايط خاتمي چه مي كند و در برابر موج فزاينده سركوب چه گونه عكس العمل نشان خواهد داد. اطرافيان خاتمي كه نگران آبروي سياسي او هستند بارها او را به مقاومت در برابر تجاوزات صريح قوه قضاييه و ارگان هاي سركوب خواندهاند و خواستهاند كه اگر تاب مقاومت در برابر آن ها را ندارد از مقام خود كناره بگيرد. اكنون همين افراد نگران آن هستند كه فرصت شرافتمندانه چنين كاري براي او باقي نماند، و موج سركوبي كه اكنون هواداران نزديك او را در بر گرفته است دير يا زود دامن او را نيز بگيرد. دست كم اين كه از ديد هواداران خاتمي ، او وجهه مردمي خود را به سرعت از دست داده و اكنون آماج همه نوع انتقادات مردمي شده است. سرنوشت آقاي خاتمي هر چه كه باشد، او در دوران رياست جمهوري خود فرصت هاي زيادي را از دست داده است و اكنون شايد خيلي دير باشد كه بخواهد به جبران آن ها بپردازد. او موفقيت زيادي در جلب آراي مردم در دو دوره انتخابات رياست جمهوري داشت ، ولي نتوانست به اين اعتماد عمومي پاسخ دهد و به وعده هاي خويش عمل كند. براي خاتمي حفظ نظام جمهوري اسلامي اهميت و ارزشي به مراتب بالاتر از شعارهاي انتخاباتي او در مورد حكومت قانون و حقوق بشر داشت ، و آن جا كه اين خواست ها با حفظ نظام در برابر هم قرار مي گرفت او آن هارا به فراموشي سپرد. حتي در مواردي مانند قتل هاي زنجيره اي كه او وعده داد براي دنبال كردن آن ها از هيچ كوششي فروگذار نكند، نتوانست بيش از دادگاه هاي دربسته متهمان به اجراي قتل ها پيش برود، و از تعقيب آمران و مفتيان قتل ها باز ماند. اكنون تعجب آور نيست كه خاتمي حتي نتواند به شيوه ساليان گذشته در جمع ١٦ آذر دانشجويان شركت كند. او مي داند كه حتي در بين دانشجويان تحكيم وحدت نيز محبوبيت خود را از دست داده است ، و اگر در جمع آنان حضور پيدا كند آنان بيش از آن كه حاضر باشند به نفع او شعار دهند خواستار تعيين تكليف خود او خواهند بود. امروز، خاتمي هواداران خود را نه در بين دانشجويان و زنان و جوانان كوچه و بازار مي بيند، كه بيش از آن ها نويسندگان كيهان و رسالت مجيزگوي او شده اند. پروژه "مصادره كردن خاتمي" از سوي جناح ولي فقيه از مدت ها پيش آغاز شده است و حتي امروز كه خاتمي دو لايحه پر سر و صداي خود را به مجلس داده او هم چنان مورد مدح و تمجيد مطبوعات وابسته به خامنه اي قرار گرفته است. اين مدح و تمجيد البته پابپاي تهديد او و اطرافيان خاتمي پيش مي رود. از يك سو، علاوه بر دستگيري و فشار بر هواداران او از عبدي و آغاجري گرفته تا دانشجويان تحكيم وحدت ، فشار بر وزير علوم و آموزش عالي شدت گرفته است و از سوي ديگر طرح هايي مانند "جهاد پاكسازي" براي تصفيه وسيع نهادهاي قدرت از عوامل و كارگزاران خاتمي مطرح شده است. در مورد خود او نيز، از دو لايحه تقديمي دولت به صورت چماقي استفاده شده است تا او را به تمايلات ديكتاتوري متهم كنند. به عبارت ديگر، هواداران ولي فقيه با شناختي كه از خاتمي دارند اميد دارند كه خاتمي حساب خود را از هواداران و طرفداران اصلاح طلب خود جدا كند (و از خير دو لايحه تقديمي خود بگذرد) و در پناه ولي فقيه جا بگيرد. و نگراني هواداران خاتمي دقيقا اين است كه او به اين انتخاب تن بدهد. تحولات ايران سريع تر از آن چه كه قابل پيش بيني باشد در عمق جريان دارد. شمشير داموكلس ليست ١٢٠ نفره كه بر سر دانشجويان گرفته شده ممكن است موقتا به تخفيف فعاليت آن ها منجر شود، ولي تاثير آن بسيار كوتاه خواهد بود. خواست مقاومت منفي به صورت تعطيل كلاس هاي درس در بين دانشجويان شدت يافته است. اگر بازداشت ها ادامه پيدا كند، اين خواست تقويت خواهد شد و ممكن است به صورت فراگيري تمام دانشگاه هاي كشور را در بر بگيرد. مبارزه با چنين عملي از سوي مقامات ، جز به صورت دستگيري افراد شناخته شده و فعال ، كار ساده اي نخواهد بود. از سوي ديگر هرگونه شدت عمل در برابر آن مي تواند به گسترش مقاومت و اعتصاب در خارج از دانشگاه ها منجر شود. جامعه ايران به شدت دو قطبي شده و اعتماد مردم نسبت به حاكميت (و حتي جناح اصلاح طلب آن) فرو ريخته است. در چنين شرايطي ، هر گونه مقاومت مردمي اگر با خشونت سركوب شود مي تواند به سرعت به اشكال ديگر مقاومت منجر شود و كار سركوب گران را مشكل كند - و يا ممكن است سركوب گران به خشونت عريان تري متوسل شوند. اصلاح طلبان دولتي (و آقاي خاتمي) ضعيف تر از آنند كه بتوانند كنترل اين تحولات را به دست بگيرند و يا مقاومت مردمي را رهبري كنند. و در فقدان يك نيروي متشكل مردمي و دموكراتيك ، عليرغم شرايط مساعد داخلي و بين المللي ، به سختي مي توان برآيند اين تحولات را پيش بيني كرد. احتمال اين حوادث در ماه هاي آينده نگراني هاي زيادي را موجب شده است. فقدان يك بديل دموكراتيك در برابر نظام حاكم ، سر انجام اين تحولات را در هاله اي از ابهام فرو برده و آينده آن را مخاطره آميز كرده است. لزوم تشكل نيروهاي آزادي خواه و دموكرات مستقل از حكومت براي ايجاد يك حركت سياسي فراگير بارها در ماه هاي اخير مطرح شده است. اين حركت اكنون يك ضرورت تاريخي پيدا كرده است و بيش از هر زمان ديگر فوريت آن احساس مي شود. كوتاهي در اين امر، هر انسان آگاه و انديشمند را نيز در مسئوليت عواقب نامطلوب آن شريك خواهد كرد. |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |