[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





 
جنبش دانشجويی
به استقلال از حكومت رسيده است
* اين جنبش اگر تنها بماند خطر سركوب آن از سوي حكومت قطعي است
* تنها در صورتي كه نيروهاي مردم‌سالار مستقل از حكومت به حركت در آيند و حركت سياسي فراگيري را سازمان دهند مي‌توان اميد داشت كه سياست سركوب واپسگرايان حاكم به جايي نرسد و عقيم بماند

دكترحسين باقرزاده
سه‌شنبه ٢٨ آبان ١٣٨١ (2002November19)
hbzadeh@btinternet.com
 
تظاهرات دانشجويي در ايران در روزهاي اخير اوج گرفته است. دانشجو و استاد در اعتراض به حكم اعدام هاشم آغاجري در سرتاسر كشور به حركت در آمده‌اند. ولي شعارها و خواست هاي تظاهركنندگان به مراتب از حمايت از آغاجري فراتر رفته است. تظاهركنندگان تماميت رژيم جمهوري اسلامي را زير سئوال برده‌اند و با شعارهاي صريح عليه خامنه‌اي و هاشمي رفسنجاني و هاشمي شاهرودي تنفر و انزجار خود را از حكومت ولي فقيه ابراز داشته اند. آن جا هم كه نامي از خاتمي برده‌اند از او خواسته اند كه از حكومت كنار بكشد و حساب خود را از مافياي قدرت جدا كند.

اين تظاهرات كه از هنگام سركوب دانشگاه در تيرماه ١٣٧٨ بي نظير بوده نگراني هر دو جناح حكومتي را برانگيخته است. جناح ولي فقيه خود را مستقيما” رو در روي نسل جوان و دانشگاهي كشور مي بيند و شاهد اضمحلال نفوذ و اعتبار اجتماعي خويش در ميان اين نسل است. جناح اصلاح طلب نيز كه با اين نيروي اجتماعي سنخيت بيشتري دارد، نقش رهبري خود را در ميان اين نيرو تضعيف شده مي بيند، و نگران آن است كه كنترل اين حركت را بالكل از دست بدهد. رهبري حركت اعتراضي دانشجويان نه به دست اصلاح طلبان و بلكه به دست تشكيلات خودجوش دانشجويي است.

شدت و عمق اين تظاهرات و خواسته هاي دانشجويان تا آن حد بوده است كه اقدامات و اظهارات مقام هاي حكومتي نتوانسته در تخفيف يا تلطيف آن نقش موثري داشته باشد. نه دخالت مستقيم آقاي خامنه اي در حكم اعدام آغاجري و ارجاع آن به يك دادگاه ديگر توانست از برگزاري تظاهرات دانشجويي در روزهاي پس از آن مانع شود و نه موضع گيري هاي بي سابقه آقايان كروبي (كه اين حكم را "ننگين " خواند) و خاتمي (كه آن را نادرست دانست) باعث شد دانشجويان به سر كلاس ها برگردند و از شعارهاي تند خود دست بردارند.

اين نكته از ابتدا براي همگان روشن بود كه حكم صادره در مورد آغاجري يك حكم سياسي است و نه قضايي. پس از آن هم ، دخالت آقاي خامنه اي در اين حكم صريحا يك عمل سياسي بود و نه قضايي. از اين رو، براي بسياري از كساني كه فريب تبليغات حكومتي را خورده بودند و قوه قضاييه را مستقل ميشناختند نيز نادرستي اين ادعا آشكار شد، و اين خود در راديكاليزه كردن قشر دانشجو بي تاثير نبود. اكنون كمتر كسي ترديد مي كند كه سر نخ احكام غلاظ و شداد دادگاه هاي جمهوري اسلامي عليه منتقدان و مخالفان ، به خود ولي فقيه بر مي گردد و يا قتل هاي زنجيره اي و كشتار نويسندگان و مخالفان سياسي رژيم بدون تاييد صريح يا ضمني آقاي خامنه اي هيچگاه عملي نمي شده است.

گسترش اعتراضات دانشجويي و استقلال آن از جناح هاي حكومتي نگراني هايي را در باره آينده اين جنبش به طور خاص ، و جنبش آزادي خواهي مردم به طور عام ، ايجاد كرده است. نگراني از اين كه اگر جنبش به صورت فعلي ادامه پيدا كند و شعارهاي ضد حكومتي آن "تعديل " نشود، نيروهاي قهريه وابسته به ولي فقيه وارد عمل شوند و آن را با خشونت سركوب كنند. ولي فقيه و عوامل وابسته به آن بارها نشان داده اند كه از كاربرد هر نوع خشونتي براي حفظ قدرت خود ابايي ندارند. آقاي هاشمي رفسنجاني بارها گفته است كه آنان حاضر نيستند "اشتباه " شاه را تكرار كنند و اجازه دهند تظاهرات خياباني مردم گسترده شود و كنترل آن از دست حكومت بيرون رود. آقاي خامنه اي نيز در هفته گذشته حتي اصلاح طلبان داخل حكومت را به كاربرد قهر با استفاده از "نيروي مردم " تهديد كرد.

از اين رو در عزم نيروي قاهر حكومت بر سركوب نيروهاي مستقل و دانشجويان آزادي خواه نبايد ترديد كرد. در برابر اين خطر، برخي بر آنند كه دانشجويان را موعظه كنند تا از شعارهاي "تند" خود دست بردارند و خواست هاي خود را تعديل كنند. اينان با تكيه بر موقعيت اصلاح طلبان حكومتي و دو لايحه تقديمي آقاي خاتمي به مجلس ، از مردم مي خواهند كه در حالت فعلي بر خواست هاي حد اقل تكيه كنند و بر مقولاتي از قبيل لغو نظارت استصوابي پا بفشارند. از ديد اينان ، طرح هر گونه شعاري كه در چهارچوب نظام ولايتي جمهوري اسلامي عملي نباشد در حال حاضر افراطي است و خطر سركوب خشن جناح ولي فقيه را به دنبال خواهد داشت.

واقعيت امر، ولي ، نشان مي دهد كه كار از اين مرحله گذشته است. تظاهرات اخير درست در روزهايي صورت گرفته كه مجلس و اصلاح طلبان حكومتي سرگرم گفتگو در باره دو لايحه اخير آقاي رييس جمهور بوده اند. اين دو لايحه هم چنين موضوع شديدترين بحث هاي بين دو جناح حكومتي تا به حال بوده و باعث آن شده است كه دو طرف بدترين اتهامات را نثار يكديگر بكنند. علاوه بر اين ، بسياري از اصلاح طلبان بقاي آقاي خاتمي و خود در حكومت را در برابر تصويب اين دو لايحه به گرو گذاشته اند. در عين حال ، اين نكته چشمگير است كه در ده ها تجمع و تظاهرات دانشجويي در طول ده روز گذشته كمتر جايي از دو لايحه آقاي رييس جمهور سخن رفته است. براي جنبش دانشجويي ، طرح خواست هاي محدود اصلاح طلبان ديگر جاذبه چنداني ندارد. تجربه سه سال فعاليت عقيم اصلاح طلبان براي برون رفت از بن بست هاي سياسي خود به آنان نشان داده است كه اين تاكتيك ها راه به جايي نمي تواند ببرد.

به عبارت ديگر، بدنه جنبش اجتماعي اصلاح طلبي و جنبش دانشجويي كه در چند سال گذشته نيروي پشتيبان اصلاح طلبان حكومتي بوده است اكنون به كلي از آن قطع اميد كرده و با بلوغ سياسي خويش اين بند ناف را بريده است. اين واقعيت در يكي دو سال گذشته از خلال نظرخواهي ها و تحقيقات اجتماعي ديگر خود را بروز مي داد. اكنون و با فرصت تظاهرات وسيع دانشجويي ده روز گذشته ، عينيت انكارناپذير آن در برابر چشمان همگان قرار گرفته است. دانشجويان در اين تظاهرات به زباني صريح و قاطع اعلام مي كنند كه از جناح ولي فقيه متنفرند، از جناح اصلاح طلب نااميدند، خواهان نفي سلطه روحانيت از حكومتند، هيچ نوع محدوديت بر آزادي عقيده را بر نمي تابند، رفراندوم مي خواهند، آزادي همه زندانيان سياسي را مي طلبند، و با نمايش سمبليك تناب اعدام در تظاهرات خود مي گويند كه از هر نوع خشونت و كشتار و اعدام متنفرند.

بنا بر اين تلاش كساني كه مي خواهند جنبش دانشجويي و يا حتي دفتر تحكيم وحدت را كه محصول اين حكومت است بار ديگر به زير عباي اصلاح طلبان حكومتي باز گردانند به جايي نمي رسد. آيا مي توان نوزاد را به شكم مادر بازگرداند؟ قبلا گفته ام و باز تكرار مي كنم كه تاريخ مصرف جنبش اصلاح طلبي در ايران به پايان رسيده است و اين جنبش اكنون مي تواند رسالت تاريخي خود را انجام يافته تلقي كند. وقت آن رسيده است كه نيروهاي مردم سالار مستقل از حكومت دست به دست هم بدهند و رهبري مرحله بعدي جنبش آزادي خواهانه مردم را به دست بگيرند. اين حركت اكنون با تظاهرات وسيع دانشجويان آغاز شده است. اگر جنبش دانشجويي در اين حركت تنها بماند البته كه سركوب آن براي حكومت عملي است و حكومت در ارتكاب اين جنايت ممكن است ترديد نكند. ولي اگر اين جنبش با جنبش آزادي خواهانه وسيع مردم ايران پيوند بخورد سركوب آن كار آساني نخواهد بود.

ايران در شرايط بحراني داخلي و خارجي سختي به سر مي برد. جناح هاي مختلف حكومتي پيش بيني مي كنند كه در هفته ها و ماه هاي آينده حوادث مهمي در كشور رخ خواهد داد. اصلاح طلبان حكومتي راه هاي بسيار محدودي براي برون رفت از بن بست سياسي خود دارند. نيروهاي اجتماعي هوادار آنان به سرعت از دور آنان پراكنده شده اند و ديگر به تاكتيك هاي اصلاح طلبان حكومتي اميدي ندارند. اين نيروها به صورت خودجوش به حركت در آمده اند، و در خطر سركوب از سوي جناح خشونت گراي حكومت قرار دارند. تنها در صورتي كه نيروهاي مردم سالار مستقل از حكومت به حركت در آيند و حركت سياسي فراگيري را سازمان دهند مي توان اميد داشت كه سياست سركوب واپسگرايان حاكم به جايي نرسد و عقيم بماند. اين ندا ماه ها است كه از سوي بسياري از نيروهاي مستقل و اصلاح طلبان پيشروي مانند اكبر گنجي داده شده است، ولي به جايي نمي رسد. چرا؟



[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de