| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
نبرد نهايى دو جناح
حكومتى آغاز شده است
* غالب اصلاحطلبان حكومتي
بيشتر رويه آقاي كروبي را ميپسندند تا رهنمودهاي عبدي و حجاريان، و از تعقيب و
سركوب راديكالهاي جناح خود چندان ناراضي نيستند.
* درگيري دو جناح حكومتي كه در ماههاي آينده به اوج خود خواهد رسيد، احتمالا يك خلاء سياسي ايجاد خواهد كرد - خلائي كه بايد با دخالت نيروهاي آزاديخواه مستقل از حكومت پر شود. با دستگيري عباس عبدي، حمله
سازمان يافته جناح ولي فقيه به هواداران راديكال آقاي خاتمي آغاز شده است. عباس
عبدي البته به بهانه نقش او در موسسه پژوهشي آينده دستگير شده است. اين موسسه ،
همراه با يك موسسه ديگر از جمله به دليل فعاليت هاي نظرسنجي خود كه نتايج آن باب
طبع اربابان قدرت نبوده مورد غضب آنان قرار گرفته و تعطيل شده است. از اين رو،
تعطيلي اين موسسات و دستگيري كارگردانان آن جزيي از همين حمله سازمان يافته است ، و
دليل دستگيري عبدي اگر هم واقعا همين باشد باز در صورت مسئله تغييري ايجاد نمي كند:
لبه تيز حمله جناح ولي فقيه اكنون متوجه عناصر راديكال اصلاح طلبان حكومتي شده است
و اينان مي روند تا اطراف خاتمي را از حضور اين عناصر خالي كنند.
مقدمات اين حمله البته از يكي دو ماه پيش و هم زمان با طرح موضوع دو لايحه اخير دولت فراهم شده بود. در اين مدت ، روزنامه هاي وابسته به ولي فقيه تبليغات شديدي را عليه اصلاح طلبان آغاز كردند. از آن سو، بحث شديدي بين اصلاح طلبان حكومتي در باره سياست آينده خاتمي در صورت رد اين دو لايحه آغاز شد. بخشي از اينان ، مانند عباس عبدي كه از مدت ها پيش تز خروج از حاكميت را مطرح كرده بود، آينده حضور خاتمي در حكومت را به سرنوشت اين دو لايحه پيوند زدند و آن را فصل الخطاب رابطه خاتمي با خامنه اي قرار دادند. از ان سو، بخش ديگري از اصلاح طلبان كه به جناح راست و كارگزاران نزديكترند خروج از حاكميت را نفي مي كردند و آن را در هيچ شرايطي به صلاح خود و خاتمي نمي دانستند. طرح اين دو لايحه در مجلس و اهميت زيادي كه اصلاح طلبان به اين امر مي دادند، همراه با تشديد حملات جناح مخالف ، به اين بحث دروني اصلاح طلبان بيشتر دامن زد و شكاف بين طرف داران خروج از حاكميت و معتقدان به حضور در آن را عميق تر كرد. تا آن جا كه در روزهاي اخير برخي مانند عبدي و حجاريان صريحا بر قطعيت خروج خاتمي از حاكميت در صورت رد اين لوايح تاكيد مي كردند و بقاي او را تقريبا ناممكن تلقي كردند. در حالي كه در طرف مقابل عده زيادي معتقد بودند كه حتي در صورت رد اين دو لايحه ، خاتمي و هوادارانش بايد در سنگر حكومت بمانند و به كار خود ادامه دهند. دو طرف داستان براي تاييد نظرات خود دلايلي نيز در دست داشته اند. داعيان به خروج از حاكميت ، به استعفاي خاتمي از وزارت ارشاد در دوره اول رياست جمهوري رفسنجاني اشاره مي كنند و با قرينه سازي شرايط فعلي با آن زمان ، حركت مشابهي را از او انتظار دارند. از آن سو، طرف مقابل با توجه به شيوه عمل خاتمي در پنج سال گذشته و اين كه او در هر شرايطي به حفظ نظام بيش از تحقق شعارهاي انتخاباتي خود اهميت و ارزش مي دهد معتقدند كه خاتمي مي ماند و بايد بماند. دو طرف بحث اكنون از مرز بايد و شايد گذشته اند و به حد تعيين تكليف براي خاتمي رسيده اند. يكي مي گويد خاتمي نمي ماند و اگر بماند خاتمي نيست. ديگري مدعي است كه خاتمي نمي رود و اگر برود ديگر خاتمي نيست. تعميق اين اختلاف در بين اصلاح طلبان ، و سكوت خاتمي ، كار حمله جناح ولي فقيه را در تدارك موج سركوب جديد آسان تر كرده است. بلندگوهاي تبليغاتي آن جناح در چند ماه اخير زمينه هاي لازم را فراهم كرده اند. طرح خروج از حاكميت در قاموس اينان با خروج بر حاكميت مترادف شناخته شده است. اصلاح طلبان حكومتي و به خصوص بخش راديكال آن به لقب "منافقان جديد" ملقب شده اند. روزنامه كيهان شرايط فعلي را با شرايط اوايل سال ٦٠ مشابه دانسته است. تحليل گران اين روزنامه و ساير روزنامه هاي وابسته به ولي فقيه با اين تحليل داستان رابطه بني صدر با مجاهدين در آن موقع را پيش كشيده اند تا آقاي خاتمي را از ارتباط با "منافقان جديد" و سرنوشت بني صدر بر حذر دارند. روزنامه رسالت به صراحت از خاتمي خواسته است تا اين جماعت "كوچك " را كه با ارزيابي آن قبلا در يك فولكس واگن جا مي شدند و حال ممكن است با يك "ميني بوس " جابجا كرد از خود دور كند. در اين كه داعيان خروج از حاكميت اقليتي را در جمع اصلاح طلبان تشكيل مي دهند حرفي نيست. غالب اصلاح طلبان حكومتي بيشتر رويه آقاي كروبي را مي پسندند تا رهنمودهاي حجاريان. آنان به مشروطه خود رسيده اند و معتقدند كه بايد با ولي فقيه كنار آمد و كجدار و مريز ادامه داد. زمزمه هاي خروج از حاكميت در گوش اينان آهنگ مرگ مي دهد. براي اينان ، عبدي و حجاريان و علوي تبار (هم چنان كه گنجي در گذشته) آدم هاي خطرناكي هستند كه گاه و بي گاه اين قايق شكسته و زه وار در رفته را بي ملاحظه تكان مي دهند و نگران عواقب آن نيستند كه اگر لپر بخورد و آبي به درون آن سرايت كند هر دو جناح حكومتي ممكن است در آن غرق شوند. از اين رو، اينان از تعقيب و سركوب راديكال هاي جناح خود چندان ناراضي نخواهند بود. تصور اين كه خاتمي به حرف راديكال ها گوش كند و از مقام خود كنار بكشد براي اينان بسيار وحشتناك است. اگر دو سه سال پيش به "تندروي هاي " گنجي ايراد داشتند و زندان رفتن او را "خودكرده " دانستند، امروز نيز در مورد عبدي (و ديگراني كه احتمالا او را به سوي زندان دنبال خواهند كرد) قضاوت بهتري نمي توانند داشته باشند. تصفيه جناح اصلاح طلب از اين گونه افراد اگر چه به دست جناح ولي فقيه صورت مي گيرد، ولي به اصلاح طلبان ميانه و راست نيز نوعي آرامش خاطر مي دهد. و راستي چه بهتر از اين كه اين كارهاي كثيف به دست دشمن صورت بگيرد؟ البته آرامش خاطر اينان سرابي بيش نيست. عبدي و حجاريان و امثال آنان دقيقا به دليل نظرسنجي هايي كه از طريق موسسات وابسته به خود انجام داده اند بيشتر به نبض مردم آشنايند و مي دانند كه در متن جامعه چه مي گذرد. گفته مي شود كه هم اينان در سال ١٣٧٦ نيز بر اساس نظرخواهي هاي عمومي خود توانسته بودند شرايط زمان ر ادرك كنند و با به ميدان آوردن خاتمي موفقيت خود را تضمين كنند. اكنون نيز بر اساس همين اطلاعات است كه اينان آينده سياسي خود و خاتمي را نه در درون كه در خارج از اين حاكميت مي بينند. براي ايشان روشن شده است كه خاتمي چه بماند و چه برود، آينده اي براي اين نظام وجود ندارد، و آن هايي كه عليرغم همه شواهد موجود بر ماندن در اين قايق شكسته اصرار مي ورزند خود نيز همراه با آن غرق خواهند شد. شرايط سياسي ايران تحت تاثير عوامل داخلي و خارجي به سرعت در حال تغيير است ، و چند ماه آينده براي آن سرنوشت ساز خواهد بود. اين نكته را هم حسين شريعتمداري گفته است و هم عليرضا علوي تبار - و اين دو تن از دو جناح متخاصم نمي توانند هر دو اشتباه كرده باشند! جناح ولي فقيه سعي خواهد كرد كه راديكال هاي جناح اصلاح طلب را حذف كند و بقيه آن را رام كند. در بين اينان خاتمي مهره كور است. اگر جناح ولي فقيه بتواند او را از راديكال ها جدا كند و براي خود نگه دارد، موفقيت نسبي يافته است ، و ممكن است بتواند تا مدت كوتاهي ديگر به وضع موجود ادامه دهد. و اگر نتواند و خاتمي نيز به صف "خوارج " بپيوندد، بايد شاهد تحولات اساسي ديگري بود. ترديد در موضعگيري خاتمي در حال حاضر شايد بزرگترين درد سر اصلاح طلبان و به خصوص عناصر راديكال آن باشد. نگراني عناصر اخير به خصوص در اين است كه خاتمي به جاي تكرار تجربه قبلي خود در وزارت ارشاد، آن قدر در تصميم خود ترديد و تعلل كند تا تجربه بني صدر را در باره او تكرار كنند. يعني بجاي اين كه خود بپرد، آن قدر بماند تا از پنجره به بيرون هلش دهند. سرانجام اين نبرد دروني دو جناح حكومتي هر چه كه باشد، يك امر مشخص است: فساد و ناتواني حكومت در حل مشكلات اجتماعي و اقتصادي جامعه و ادامه سياست سركوب و تبعيض و خشونت ، اكثريت جامعه ايران را از نظام جمهوري اسلامي رانده و آنان را از موفقيت اصلاح طلبان نااميد كرده است. از اين رو، درگيري اين دو جناح كه در ماه هاي آينده به اوج خود خواهد رسيد، احتمالا يك خلاء سياسي ايجاد خواهد كرد - خلائي كه بايد با دخالت نيروهاي آزاديخواه مستقل از حكومت پر شود. ولي آيا اين نيروها آمادگي آن را دارند كه در اين شرايط حساس به اداي وظيفه خود بپردازند، و يا باز با خالي گذاشتن ميدان به نيروهاي فرصت طلب و سودجو اجازه خواهند داد كه با استفاده از حربه ها و ابزار نادموكراتيك باري ديگر سلطه خود را بر جامعه ما برقرار كنند؟ براي جلوگيري از يك فاجعه ديگر، اتحاد هرچه بيشتر نيروهاي آزادي خواه و مردم سالار، صرف نظر از اختلافات عقيدتي و مسلكي ، و بر اساس يك سلسله اصول مشترك مبتني بر حقوق بشر، ضرورت دارد. و فرصت براي تدارك و سازمان دهي چنين حركتي بسيار كوتاه است. آيا ما به آن درجه از رشد سياسي و فرهنگي رسيده ايم كه شايستگي چنين حركتي را داشته باشيم ؟ |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |