بازگشت به صفحه اول
گهواره‌ی خورشيد

نعمت آزرم

پس از خواندن "در موی رهای باد " از پيرايه يغمايی




بگذار بنوشم من ، آن چشمه‌ی زَمزَم را
لب های شکوفای پر وسوسه هرد م را

بگذار بياسايم در سایه‌ی آن گيسو
بينم به رخم افشان آن رشته‌ی درهم را

رؤيای تو را ديدم در جان زلال ِ شعر
بادا که عيان بينم آن سايه‌ی مبهم را

در چشم تو خوش تابد الماس هزار اختر
خوش نيست در آن ديدن آويزه‌ی شبنم را

در گير نبرد‌ی سخت با فوج انيرانم
درياب درين ميدان اين بيژن ِ رستم را

بر برگ گلی لرزان شبنم به صنوبر گفت
توفان به دَر ِ باغ است درياب همين دم را

با سرو بگو دانم رزمی‌ست گران در پيش
در راه شما دارم اين چشم پر از نم را

با تندی اين باران سازند گر از پولاد ،
سدّی ، نه دوام آرد اين سيل دمادم را

فردوس گر اينان راست صد بار دهم رجحان
بر سایه‌ی طوبی‌شان، خورشيد جهنم را

از زَهر ِ دَم افعی شد پيکرمان مسموم
بايد که ز رگ هامان ريزيم برون سم را

دانيم که ايرانشهر ، با تجربه می‌داند
بر چاره‌ی هر زخمی ، کارايی مرهم را

گهواره‌ی خورشيد است اين خطه‌ی مهر آيين
شايد که بسوزانيم اين خيمه‌ی ماتم را

دير است و نه دور آن روز ، روزی که خروش خلق
از ريشه بروبد پاک ، اين جمع فراهم را

تاوان جنايت را اين روبهکان زودا
بر سينه‌ی خود بينند سر پنجه‌ی ضيغم را

وين چرخ اگر زين بيش با ما نشود دمساز
خَم آوَرَم از همت اين چرخ ِ خماخم را

باشد که جهان بيند پالوده ز هر بيداد
آزاد و سر افرازان ، ايرانکده‌ی جم را

يک چند بياسايم برعشق نماز آرم
وز نغمه‌ی شورانگيز شيدا کنم عالم را

آزاد شود ميهن برتر ز يقين دانم
واگويه کنم هر بار اين گفته‌ی هر دم را



پاريس جمعه دهم بهمن 1382 خورشيدی


ايران امروز (نشريه خبری سياسی الكترونيك)
Iran Emrooz (iranian political online magazine)
iran emrooz©1998-2005 ........... editor@iran-emrooz.net