| [بازگشت به صفحه اول] |
ايران امروز
|
|
دنيا را به آمريكايى
خوب و غربى خوب،
و مسلمان بد تقسيم نكنيد *
ميگويند، دو گروه يا دو كشور متخاصمي كه دشمني با يكديگر را از حد و اندازه
ميگذرانند، به طور شگفتانگيزي شبيه يكديگر ميشوند
محمد ارسى
شنبه ١٦ آذر ١٣٨١ ميگويند، دو گروه يا دو كشور
متخاصمي كه دشمني با يكديگر را از حد و اندازه مي گذرانند، به طور شگفت انگيزي شبيه
يكديگر مي شوند. يكي از مقامات اطلاعاتي اتحاد شوروي سابق گفته بود كه: پس از چند
دهه دشمني بي وقفه با آمريكايي ها، متوجه شديم كه به طور حيرتآوري سبك ها و روش
هاي يكديگر را تقليد مي كنيم و مثل هم مي شويم.
زياد دور نرويم و نيازمند به استدلال هاي فلسفي پيچيدهيي هم نيستيم. همين جوي كه بعد از ١١ سپتامبر ٢٠٠١ در آمريكا به وجود آمده و تر و خشك را با هم دارند مي سوزانند نمونهي گويايي است از همسان و هم شكل شدن نحوهي تبليغات شماري از رسانه هاي جمعي آمريكايي، با نوع تبليغات بنيادگرايان اسلامي... ما ايرانيان ستمديده ، در طي اين دو دهه ، شاهد بوديم كه ، دستگاه تبليغاتي بنيادگرايان حاكم، در مورد آمريكا، چقدر گزافه گفتند و چقدر دروغ و بد نوشتند. مبلغان بيحقيقت ، چنان آب را آلوده كردند كه اصل دادخواهي مردم ايران از آمريكا، از اساس و پايه به باد فراموشي سپرده شد. زيرا حرف مردم اين بود كه چرا دولت آمريكا حكومت ملي ما را سرنگون كرد؟ چرا فاجعهي ٢٨ مرداد ٣٢ را به وجود آورد؟ چرا از ديكتاتوري سلطنتي آن گونه حمايت كرد و باعث شد كه مشروطيت و مطبوعات و احزاب و آزاديهاي سياسي و فرهنگي ، ٢٥ سال تمام در ايران تعطيل شوند. خواست نهضت ملي و مردمي ايران اين بود كه سلطهي آمريكا بر ايران و خاورميانه برداشته شود و آمريكا از دخالت در امور داخلي ديگران خودداري كند. ايراني مي خواست و مي خواهد كه با حفظ استقلال و عزت و احترام خويش روابطي صميمانه با آمريكا داشته باشد و دو كشور به دوستي پايداري دست يابند. اما "وزارت شعار و تبليغات" بنيادگرايان حاكم بر ايران، جور ديگري عمل كرد. حضرات، كارشان شده توهين به غرب و انكار مدنيت غرب و ستيزه جويي با آمريكا... نام آمريكا را گذاشتند شيطان بزرگ، و زشتكاري هر ديكتاتور و هر دولتي در اين جهان را، گفتند كار آمريكايي هاست و توطئه صهيونيزم بين الملل است... نتيجه اين كه مذهب ضدآمريكايي درست كردند و اين مذهب ابزاري شد براي سركوبگري هاي داخلي و توجيه تجاوزاتي كه به مردم و به آزادي خواهان مي شود... آقايان نياز جدي به دروغگويي داشتند... به همين سبب بود كه وقتي زلزله ي زنجان و منجيل حدود سال ١٣٦٩ اتفاق افتاد و آمريكاييها به عنوان همدردي و ياري به زلزله زدههاي شمال ايران، مقدار فراواني پتو فرستادند، مطبوعات حكومت اسلامي نوشتند كه: اين پتوها آلوده به ميكروب ايدز است و نبايد استفاده كرد ... حالا، بعد از ١١سپتامبر، اين طرفيها، شروع كردهاند... شب و روز، حمله به اسلام و
حمله به مسلمانان.... قتل مسلمان و توهين به مقدسات مردم مسلمان شده آب خوردن...
گويا تروريست و بنيادگرا و خشونت طلب فقط در ميان مسلمانان است. مسيحي و يهودي و يا
هندو و كمونيست، كه هيچوقت تروريست و بنيادگرا و خشونت طلب نبوده اند.... آيا آن
قتلها و مرتدسوزي هاي شرمآور قرن را پاپها و اسقف ها مرتكب نشده اند؟ دو قرن تمام
، سه قارهي عالم را مدنيت مسيحي ـ سرمايهداري، با كشتي توپدار و جنگ و غارت
، مستعمره نكرد؟ ميليون ها سياه پوست بي نوا را به بردگي نكشيديد؟ آيا آدم سوزي و
يهودي كشي در ارقام ميليوني را آلماني و اروپايي راه انداخت يا مسلمان؟
دو جنگ جهانگيري كه صد ميليون كشته و آواره داد دستاورد، ملل اروپايي بود يا مسلمان و آسيايي؟ آن صدها هزار افسر و سرباز ژاپني كه به اقرار خودشان فقط چند صد ميليون اسير چيني را براي تمرين نظامي قتل عام كردند، آنها بودايي و پيرو آيين شينتو بودند يا مسلمان محسوب مي شدند؟ فاجعهي ويتنام و كامبوج را چه كشوري به وجود آورد و ديكتاتورهاي آدمكش آمريكاي لاتين را، ويدلا و پينوشهها را كدام دولتي سر كار آورد؟ فاجعهي قتل عام فلسطينيان صبرا و شتيلا كار كي بود؟ آخر يكي دو تا كه نيست كه بتوان شمرد. مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود.... اما اين ها همه فراموش شده ، و امروز، روزنامه نگاراني كه از اخلاق و وظايف بشري خويش شانه خالي كرده اند، به نام مبارزه با تروريزم اسلامي و القاعده ، تمامي مردم مسلمان و دين اسلام را هدف گرفته اند تا تجاوزگري هاي آتي و سلطه بر منابع انرژي منطقه از حالا توجيه شود. اين روزنامه نگاران و اساتيدي كه اين گونه به اسلام حمله و مسلمانان را تحقير مي كنند، تنها مي توانند به درگيريهاي بين المللي، به خشن تر شدن طرفين دعوا، به توجيه جنگ افروزي و تجاوز، به جنگ مذاهب و اقوام ، و ژرفتر و گسترده تر شدن كينه هاي فاجعه بار ملي و بين المللي دامن بزنند و لاغير... ادعاي اين مقاله اين بود كه:
نحوه ي تبليغاتي كه امروز در آمريكا عليه دنياي اسلام راه افتاده ، شباهت عجيبي به
نحوه ي كار بنيادگرايان اسلامي پيدا كرده....
نمونه قابل ذكر نمونه قابل ذكر، مقاله يي است كه از خانم پاركر (Kathleen Parker) تحت عنوان Even the dogs are targets ، چهارشنبه چهارم دسامبر ٢٠٠٢ در شيكاگو تريبون آمده. وي كه مقالاتش پي در پي در اين نشريه و جاهاي ديگري چاپ مي شود، مي نويسد: "حتي سگها نيز هدفاند... ... براي فهم اين كه چرا دشمنان ما، تا اين حد از ما نفرت دارند، به اين نتيجه رسيدم كه شايد ما امور را خيلي پيچيده مي كنيم و شايد با روش امريكايي مان مي كوشيم كه امور غير عقلاني را به صورت عقلاني در بياوريم.... اما اجازه بدهيد كه افكار خود را در يك كلمه خلاصه كنم... «Snoopy» ـ اسنوپي نام سگي است كه بسيار محبوب است... نويسنده شيكاگو تريبون نتيجه مي گيريد كه به طور خلاصه: و «ما غربيها عاشق سگ هستيم و دشمنان ما از سگ متنفراند...» .We westerners are passionate dog lovers. Our enemies are passionate dog haters ما ملت Benji(نام سگ)
و Lassie و Lady و Trample ... هستيم و آنهايي كه خواهان
نابودي ما امريكايي ها هستند، آنهايي اند كه تا سگ ملوسي را مي بينند مي گويند:
"بگذاريد اونو بكشيم..."
خانم پاركر سپس سري به ايران مي زند و از ملاحسني ديوانه نقل قول مي كند كه گفته: قوهي قضائيه بايد همهي سگهاي پاكوتاه و پابلند و متوسط را همراه صاحبان پادرازشان دستگير كند در غير اين صورت من وظيفهي شرعي خود را انجام خواهم داد. و از آنجا به عربستان مي رود كه يك امريكايي بدون سند مالكيت و غير و نمي تواند سگي را همراه خود وارد عربستان كند. خانم پاركر به مقامات اداره مهاجرت آمريكا توصيه مي كند كه همان رفتاري را با مسافرين عربستاني بكنيد كه آنها با سگهاي ما انجام مي دهند... ولي سپس سري به حديث نبوي مي زند كه گفته سگ نجس است و اگر مثلا ظرفي را ليسيد هفت بار بايد شست تا پاك و طاهر شود... نويسندهي هاپو دوست ما شرحي مفصل از سگ دوستي غربي ها مي دهد و سپس اقرار مي كند كه شخصا قضاوتش در باره ي افراد، برحسب برخوردي است كه با سگ دارند. مي گويد: "اگر شخصي علاقه به سگ نداشته باشد من هم نمي توانم او را نزد خود تحمل كنم و با او همنشين باشم..." ولي هدف اين نوشتهي شيكاگو تريبون روشن است: هر مسلماني، يعني همه مسلمانان دشمن آمريكا هستند. دولت و ملت آمريكا هيچ عيب و ايرادي ندارند. مسلمانان كه دشمن آمريكا هستند، مشكل از خودشان است و صرفا به دلايل ويژه رواني و ذهني و فرهنگي است كه با آمريكا دشمني مي كنند... يعني، همان گونه كه با سگي معصوم و زيبا خصومت مي ورزند، با آمريكايي هم به همان شكل در ستيزند. نتيجه اين كه جهان به غربي و آمريكايي خوب ، و مسلمان بد تقسيم شده تكليف كار هم روشن است... كلك بد را بايد كند.... |
| [iran emrooz 1998 - 2002] editor@iran-emrooz.de |