[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز




جنبش ملى ايران ديگر شكست ناپذير گشته است
  • ملت ايران پايان ذلت بار ناسيوناليزم شاهنشاهي، ناسيوناليزمي كه ضد آزادي، ضد دموكراسي ضد اخلاق و ضد فرهنگ ملي بود ديدند. آنان پايان دردانگيز راديكاليزم چپ و ناسازگار با شرايط ايران و جهان را مشاهده كردند و از آن بريدند و هم اكنون فرجام رسواي حيات سياسي و ايدئولوژيكي شريعتمداران را نظاره مي كنند
  • محمد ارسى
    چهارشنبه ٦ شهريور ١٣٨١

    جنبش ملي ايران ، در شرايطي زير ضربه پي درپي حكومت اسلامي در ايران قرار گرفته است كه به لحاظ عقيدتي و نظري ، سراسر ايران و ذهن انبوهي از جوانان ايران را تصرف كرده است. ترديدي نيست كه در هيچ دوره اي از تاريخ يك قرن اخير كشورمان ، ملي گرايي ، اينچنين قدرتمند و توانمند نبوده و از چنين عمق و گستره اي برخوردار نبوده است.
    براي درك اين مطلب و پذيرفتن آن ، كافي است به ارزش هاي موجود و موقعيت شخصيت هايي كه آن ارزش هارا نمايندگي مي كنند، نظري بيفكنيم. بررسي ها نشان مي دهند كه در ميان جمعيت يك ونيم ميليون نفري دانشجويان سراسر كشور، دكتر محمد مصدق ، دكتر علي شريعتي ، احمد شاملو بالاترين محوبيت را دارند و بزرگان جنبش ملي از بازرگان و فروهرها گرفته تا شخصيت هاي فعال كنوني ، از احترامي مثال زدني در ميان دانشجويان و اقشار كنوني جامعه ما برخوردار هستند. ارزش هاي ملي گرايي مترقي ، هم امروز، ارزش هاي حاكم و بي رقيب در ميان اكثريت عظيم ملت ايران به حساب مي آيند و همين ارزش ها يعني: استقلال ، آزادي ، دموكراسي ، جمهوريت ، امنيت مبتني بر قانون ، عدالت اجتماعي ، توسعه و ترقي ، حفظ هويت فرهنگي و ملي ، پيكار مسالمت آميز و گام به گام با مفاسد اجتماعي ، آشتي با فرهنگ جهاني ، همه و همه ارزش هايي هستند كه در اعماق جامعه ايراني ريشه انداخته و به بركت پيكار يك صدساله مليون ايراني ، امروز ديگر شكست ناپذير گشته اند.
    اين يك حقيقتي است كه راي ٢٢ ميليون نفري به محمد خاتمي در دوم خرداد ١٣٧٦، راي به ارزش هايي بود كه ايشان به آنها اعلام وفاداري مي كرد. اين ارزش ها همان چيزهايي بودند كه برشمرديم و همان خواست هايي بودند كه مليون مدتها و دهه ها پيش گفته و نوشته و بر سر آنها ايستاده بودند.
    و نيز زمينه اصلاح طلبي گسترده كنوني را كه در طي اين ٦ ـ ٥ سال اخير، به امري عمومي تبديل شده ، كوشش هاي ملي گرايان مصدقي فراهم آورده و هسته اصلي اصلاحات با عقايد آنها شكل گرفته است. در ايران امروزي ، به يمن تجربيات غني تاريخي ، بويژه در درازاي دو دهه اخيري كه عصر پايان ايدئولوژي هاي ضدآزادي است ، مردم ايران ، به چشم خويش شكست مكتب هاي تندرو و ضد ملي را ديده اند.
    ملت ايران پايان ذلت بار ناسيوناليزم شاهنشاهي ، ناسيوناليزمي كه ضد آزادي ، ضد دموكراسي ضد اخلاق و ضد فرهنگ ملي بود ديدند. آنان پايان دردانگيز راديكاليزم چپ و ناسازگار با شرايط ايران و جهان را مشاهده كردند و از آن بريدند و هم اكنون فرجام رسواي حيات سياسي و ايدئولوژيكي شريعتمداران را نظاره مي كنند كه دين را ابزار قلدري و چپاول و هرزگي قرار داده اند و با ملت و پيشرفت و عدالت دشمني مي كنند. بر زمينه شكست اين ايدئولوژي هاي دور از عقل و انسانيت است كه منطق دمكراسي و عدالت و انسانيت نيز دين مدنيت و آزادي چيره گشته و مليون و دمكرات هاي ايران را صاحب ارج كرده است.
     
    چرا مليون را مي كوبند؟
    اينجاست كه راز تهاجم سراسري بر نهضت آزادي را در يابيم. زيرا مافياي قدرت در ايران به نيكي دريافته كه در عرصه پيكار نظري با مليون ايراني ، تمام كمال شكست خورده و مردم به بافته هاي دورغگويان مكتب ولايت فقيه ، سر سوزني بها نمي دهند.
    حكومت فقاهتي خوب دريافته كه عليه مليون ، خصوصا ملي مذهبي ها و از جمله نهضت آزادي هر قدر تبليغ سوء مي كند آنها از محبوبيت بيشتري برخوردار مي شوند و تيرهاي اتهام به تخته سنگ شكست اصابت مي كند. به اين سبب است كه حكومت فقاهتي در يك پيكار مرگ و زندگي ، خودرا ناگزير از دستگيري آنها و اعلام انحلال نهضت آزادي مي بيند.
    مافياي زر و زور، نهضت آزادي را منحل اعلام مي كند، بنياد فرهنگي بازرگان را مي بندد، انجمن اسلامي مهندسين را كه تقريبا نيم قرن پيش تاسيس شده بود، منحل اعلام مي كند.به كار موسسه فرهنگي مذهبي محمدتقي شريعتي نقطه پايان مي گذارد و اموال و دارايي هاي حزبي را مصادره مي كند كه بدست مهندس بازرگان ، استاد مطهري و آيت الله طالقاني تاسيس شده بود. اين عمل غيرانساني و ضد دموكراتيك ، كه ظاهرا با چيرگي و قلدري انجام گرفته ، درست در زماني صورت يافته كه مافياي حاكم پس از ٢٣ سال دشمني هيستريك با مليون مصدقي و ستيزه جويي با انواع سازمان ها و شخصيت هاي ملي مذهبي به آخر خط رسيده و اسلام فقاهتي مرده است.
    از ياد نبريم كه وقتي پس از مرگ آيت الله خميني ، چندين ده نفر از ملي مذهبي ها را به جبس و زندان انداختند، آب از آب تكان نخورد و آقاي رفسنجاني فرموده بودند كه: "اينها خيلي پر رو شده بودند، خواستم ادبشان كنم ". حال ، هرگونه تعرض به ملي مذهبي ها ايران را تكان مي دهد، نمايندگان مجلس اعتراض مي كنند، مطبوعات فرياد اعتراض بر مي دارند، سازمان هاي دانشجويي متعرض مي شوند كه چرا با نهضت آزادي چنين مي كنيد؟ هزاران نهاد مدني زبان به نقد مي گشايند و همان روحانيون و انقلابيون تندرويي كه در دهه شصت بازرگان و نهضت آزادي را طرد مي كردند، امروز عزيزشان مي دارند و خودرادر آن جبهه قرار مي دهند و عاقبت جهان آزاد و دنياي آزاد از سركوبگران روي بر مي گردانند و محكومشان مي كنند.
    در چنين فضايي است كه مي گوييم جنبش ملي ، سكولار و مذهبي كه بستر اصلي دموكراسي خواهي و آزادي و عدالت طلبي است ديگر شكست ناپذير گشته و اعلام انحلال نهضت آزادي ، درد بي درمان مافياي قدرت و حاميانش را درمان نخواهد كرد.
    نشانه هايي حاكي است كه رژيم فقاهتي به بستن و انحلال نهضت آزادي بسنده نمي كند، گام بعدي حمله به احزاب و دسته هاي اصلاح طلب داخلي و در راس همه آنها حمله به جبهه مشاركت ايران اسلامي است كه در مجلس و مطبوعات و دولت و شوراها نقش و نفوذي اساسي دارد. رژيم فقاهتي اين سازمان را كه عصاره جنبش اصلاح طلبي است از هم اكنون زير ضربه گرفته و كودتاي سياهي را عليه اين تشكيلات مترقي دارد تدارك مي بيند.... بايد به هوش باشيم و به ياري آزادگان برخيزيم. بله گفته اند كه:
         از كران تا به كران لشگر ظلم است ولي        از ازل تا به ابد فرصت درويشان است
     
     

    [iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de