به نقل از:
شهروند
آنچه که سيامک پورزند، در نمايش تلويزيونی بر زبان آورد،
نبايستی موجب کاهش ارزش والای اين خدمتگزار برجسته مطبوعاتی گردد.
او ساليان
درازی برای مردم اين کشور کار کرده و الان وقت آن است که با اين انسان ستمديده،
همدردی هر چه بيشتری بکنيم و با فرزندان و همسر آزاده و آگاهش، بانو مهر انگيز کار،
که عمری برای آزادی و سربلندی مردم ايران رنج کشيده، همدلی کنيم تا معلوم گردد که
کوشش های فاشيسم مذهبی برای بی اعتبار کردن شخصيت های فرهنگی و مطبوعاتی ديگر اثر
ندارد.
ما او را درک ميکنيم و ميدانيم که هر انسانی، تا حدی ميتواند، زندان و
سلول انفرادی، تهديد و توهين، و يا انواع شکنجه جسمی و روانی را تحمل کند و اگر
نميرد، بالاخره در نقطه يی درهم ميشکند و به خودکشی معنوی مجبور ميشود.
در
داستان 1984 جرج ارول، نويسنده بزرگ انگليسی آمده است که، رژيم ديکتاتوری مکتبی...
برای ترور فکر و درهم کوبيدن شخصيت آزادی خواهان و روشنفکران، اتاق های ويژه يی را
در زندان های بی شمار کشور ايجاد کرده بود که به اتاق های اراده شکنی معروف
بودند.
يکی از قربانيان آن شکنجه گاه ها شرح ميدهد که:
مرا عريان در نقطه يی
خواباندند و از هر طرف دست و پايم را بستند، سپس، انبوهی از موشان نفرت انگيز و
وحشی و گرسنه را به سويم سرازير کردند، موشها ريختند و شروع کردند به جويدن
بند بند بدنم. در آن لحظه بود که شکستم.
بله، همه ما انسانيم و اسفنديار روئين
تن فقط در افسانه ها و اساطير است.
دوره انتظارات پيشين، انتظاراتی که در گذشته
از فعالان سياسی و آزادی خواهان وجود داشت، ديگر سپری شده و عصر، عصر قهرمان بازی و
ميليتانتيزم نيست.
آن زمان دوره ايدئولوژی و مکتب بود. از روشنفکران و فعالان
سياسی، ايمان مطلق به مکتب را انتظار داشتيم. و از آنها ميخواستيم که جان و مال و
حيات خود را فدای ايدئولوژی و آرمان جمعی بکنند. آن فکر در چهار گوشه عالم شکست
خورد و آن دوره به پايان رسيد.
امروز از روشن بينان و پيکارگران سياسی، انتظار
معجزه و اعمال محيرالعقول فوق انسانی نداريم. از آنها راستی و درستی و بصيرت و دل
آگاهی و راهنمايی ميخواهيم و محدوديت هايشان را نيز درک ميکنيم. عملی که حکومت
اسلامی با سيامک پورزند انجام داد، اولين و آخرين نيست. اين بلا سر ديگران نيز
خواهد آمد.
به اين سبب است که ميگوييم، رژيم فقاهتی با اين رفتار ضد بشری
و خلاف اخلاقی اش، يعنی وادار کردن انسانی به اعلام جرم عليه خودش، به آزادی و
حيثيت انسانی همه ما، به مطبوعات، به آزادی قلم و بيان يورش آورده و برماست که با
افشاء اين پليدی اخلاقی و نيز با حمايت از سيامک پورزند و خانواده اش، توطئه نظام
فقاهتی را نقش بر آب کنيم.
رسانه های جمعی ايرانيان در خارج از کشور، بويژه
رسانه های جمعی در لس آنجلس، و نيز آقای رضا پهلوی که حکومت اسلامی مدعی است سيامک
پورزند با آنها در ارتباط خاصی بوده و برای اجنبی جاسوسی ميکرده، در اينجا وظيفه
دارند که به حکم انسانيت و ايرانيت، به ياری سيامک پورزند برخيزند و علنی و آشکارا
بگويند که هيچ رابطه خاصی در ميان نبوده و رابطه سيامک پورزند، همان گزارش های
تلفنی آشکاری بود، که وی بی هيچ پرده پوشی به راديو صدای ايران و ساير محافل فرهنگی
و سياسی و غيره ميرسانده...
گفتنی است که هدف واقعی مافيای قدرت، از وادار کردن
پورزند به اعترافات نمايشی، وابسته نشان دادن مطبوعات و جنبش اصلاح طلبی و گروه های
دوم خردادی به آمريکاست تا در اين معرکه ضد آمريکايی، سرکوب همه جانبه را عليه
بقايای آزادی آغاز کنند.
جالب است که شخص ولی فقيه، آقای خامنهای به سخنان کسی
استناد ميکند که ميداند، پس از11 ماه تحمل زندان و فشار جسمی و روحی، به آن
اعترافات دروغين وادار شده است... آن وقت آقای ولی فقيه، از آيت الله طاهری
گله ميکند که چرا رفتار دستگاه حاکمه در ايران را فاشيستی و غير انسانی ناميده. مگر
فاشيسم شاخ و دم دارد؟ مگر نازی های هيتلری و فاشيست های ايتاليايی نبودند که اين
سبک ضد بشری را معمول کردند؟ چه کسی و کدام حکومتی آن رسم و رسوم جنايتکارانه را
امروزه در جهان اجرا ميکند؟
در اين کره ارضی، با نزديک به 200 کشور و ملت، جز
رژيم فاشيستی بعثی عراق و حکومت فقاهتی ايران، بفرماييد کدام دولت ديگری وجود دارد
که زنداني را وادار به خودکشی معنوی و اعتراف و اعلام جرم عليه خود بکند؟
در
همان روزهايی که شما سيامک پورزند را به تلويزيون آورده بوديد، تلويزيون بعثی هم در
بغداد اعترافات دو تن عراقی را به نمايش گذاشته بود. آنها نيز ميگفتند که ما
تروريست هستيم. حکومت اسلامی ايران ما را فرستاده. ما مجرم و خائن ايم و از پيشوای
بزرگ مان صدام حسين تقاضای عفو ميکنيم.
ميبينيد که در ضديت با بشريت و حقوق و
حيثيت انسانی هم خوی همان صدام و بعثی ها هستيد و پس چرا از گفته رئيس جمهوری
آمريکا که شما و صدام را محور شرارت ناميده دلگير ميشويد؟ خودتان با اين اعمال پر
شباهت تان مهر تاييد بر آن گفته ها ميزنيد. ديگر جای قهر و غضب ندارد. وقتی آيت
الله منتظری ميگويد شما روی ساواک را سفيد کرده ايد، چرا او را به دروغگويی و تهمت
زنی متهم ميکنيد؟ مگر خودتان در گذشته نميگفتيد که ساواک شاه با آوردن جوانان
زندانی به نمايش اعترافات تلويزيونی، کاری خلاف انسان و خلاف اسلام و اخلاق انجام
ميدهد؟ حال، چه کسی آن سبک ضد بشری را پی ميگيرد؟
اعضاء هيأت های مؤتلفه اسلامی
که تحت فشار ساواک، دسته جمعی از شاه تقاضای عفو کردند و خود را مجرم خواندند چرا
امروز آن سبک انسان کش و ظالمانه و رسوا را، به مراتب بدتر از پيش، ترويج
ميدهند؟
بله، مافيای زر و زور در رژيم فقاهتی، مصمم است که تا پايان خط فاجعه
پيش برود و تا آخرين لحظه به راه و روش هيتلر و آيشمن و استالين و پينوشه وفادار
بماند.
اشتباه بزرگ حکومت اسلامی در اين است که با سلاحی زنگ زده و رسوا به
پيکار و مخالفت با مردم و آزادی خواهی برخاسته و نميداند که مردم ايران، افرادی که
از وقايع چند دهه اخير ايران مختصر شناختی دارند، از ماجرای مسخره و تکراری و بی
آبروی اين شوهای تلويزيونی خوب باخبرند.
در دوران محمدرضا شاهی، به ياد داريم که
هر وقتی اوضاع را بحرانی ميديدند، تنی چند از دانشجويان و مخالفان زندانی را به
تلويزيون می آوردند، تا پس از اقرار به «گناه و خيانت هايی» که مرتکب شده اند، از
شاهنشاه تقاضای عفو و بخشودگی بکنند.