[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز



 
 


فرياد خاموشان
(معرفى كتاب)
 
علي اميني
شنبه ٢٣ آذر ١٣٨١
 
«خاموشي يك فرياد»
گفتگو پيرامون رويدادهاي ايران امروز
مهدي خانبابا تهراني
چاپ اول: آلمان ، بهار ١٣٨١
در اين كتاب گفتگوهايي گرد آمده است كه راديوهاي فارسي زبان گوناگون خارج از كشور با مهدي خانبابا تهراني انجام داده اند، از اوايل ژانويه ١٩٩٩ تا آخر اوت سال ٢٠٠١ - يعني در يكي از پرماجراترين و بغرنج ترين ادوار تاريخ معاصر ميهن ما. تهراني بر مهمترين رويدادهاي اين دوران ، كه بدبختانه بيشتر آنها سرشتي فاجعه بار دارند، روشني مي افكند و خواننده (يا در اصل شنونده) را با رويه ي پنهان يا پشت پرده ي ماجراها آشنا مي كند.
ديد تحليلي قوي ، حضور ذهن فوق العاده و آشنايي مهدي خانبابا تهراني با وقايع ريز و درشت سياسي ، به تفسيرهاي سياسي او ويژگي خاصي مي بخشد. او، برخلاف برخي از همكارانش ، يك ژورناليست «كعب الاخبار» و خبرفروش نيست. دستمايه ى كار تحليلي او غالباً همين اخبار علني است كه در دسترس همه ى ماست. اين ژرف بيني سياسي اوست كه به او قدرت مي دهد، پشت وقايع را ببيند، ارتباط پنهان آنها را با يكديگر كشف كند، و احتمالاً روند آينده ى آنها را حدس بزند. چنانكه در اين كتاب برخي از پيش بيني هاي او مثلاً درباره ى رشد جنبش دانشجويي يا انزواي روزافزون چهره ى پراهميتي مانند هاشمي رفسنجاني به واقعيت پيوسته است.
تجربه ى سياسي شخص تهراني ، به عنوان كسي كه حدود پنجاه سال از زندگي خود را ناظر يا بازيگر ميدان سياست بوده ، آشنايي نزديكش با زير و بمهاي سياسي دوران معاصر و شناخت دقيقش از نقش و عملكرد بازيگران سياسي گوناگون ، به تحليل هاي او قدرتي مي دهد كه در كارهاي مشابه كمترين ديده ايم. براي نمونه او به خوبي مي داند كه با فعالان سياسي هوادار اصلاحات در ايران ، با چهره هايي مانند شيرين عبادي و احمد زيدآبادي چگونه گفتگو كند و در برخورد با مهره هايي از قبيل اردشير زاهدي ، كه با آنها هيچ تجانسي ندارد، چه موضعي داشته باشد.
نكته اي كه بايد به خاطر داشت اين است كه تهراني يك مفسر «بي طرف‌» به معناي متعارف يا حرفه اي آن نيست. او آدمي سياست زده يا به اصطلاح «كرم خبر‌» نيست. او درد ميهن دارد، و اين درد را در هر جمله و عبارت او مي توان ديد. او براي خودنمايي يا از روي شهوت كلام زبان باز نمي كند. هر گفتگوي او آهي است كه از دل دردمندش برمي خيزد و نيشتري است كه بر تن دشمنان مردم فرو مي كند. در پايان يك مصاحبه مي گويد: «من گاه كه به سرنوشت مردممان فكر مي كنم ، نمي توانم از بروز احساساتم جلوگيري كنم. گاه بعد از مصاحبه با راديوهاي مختلف ، نيم ساعتي در تنهايي خودم گريه مي كنم. جامعه دارد لت و پار مي شود. مردم و زندگي مردم را آتش زدند، فقط براي اينكه ١٠ سال ديگر زمام قدرت را در دست داشته باشند.»
كتاب عنوان جالبي دارد و مي توان آن را اداي ديني دانست به قربانيان قتل هاي زنجيره اي: مختاري ، پوينده ، فروهرها و... ترجمه ى عنوان انگليسي كتاب از اين هم گيراتر است: «فرياد خاموشان» كه مرا به ياد نكته اي انداخت كه از دور به خاطرم مانده و به ساكو و وانزتي مربوط مي شود. اين دو كارگر مبارز ايتاليايي در آمريكا دستگير شدند و با اينكه هيچ مدركي براي گناهكاري آنها وجود نداشت ، توسط دادگاه ماساچوست محكوم گشتند و در سال ١٩٢٧ اعدام شدند. روي سنگ گور آنها اين عبارت حك شده است: «روزي فرا مي رسد كه بانگ خاموش ما از دل گور رساتر از عربده ى قاتلانمان به گوش ها خواهد رسيد.» اين پيش بيني به واقعيت پيوست ، ساكو و وانزتي به عنوان دو چهره ى برجسته ى جنبش كارگري به تاريخ پيوستند، و قاضيان والامقامي كه مرگ آنها را تدارك ديدند را مردم امروز به همان نامي مي شناسند كه سزاوارشان بود: قاتل. در ايران هم جز اين نيست. نام مختاري ها و فروهرها به تاريخ پيكار مردم ايران در راه آزادي و عدالت پيوسته است ، و قاتلانشان؟ اولي در حمام واجبي خورده است (يا به او واجبي خورانده اند!)، دومي با خفت و خواري از مردم عذر مي خواهد، و سومي.... و رهبرشان در راه است.
 
 
 


[iran emrooz 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de