‍[بازگشت به صفحه اول]
ايران امروز





آخرين فرصت و بازی با آتش
* اقتدارگرايان و مستبدين حاكم بايد بدانند اگر برخورد نظامی ميان ايران و آمريكا رخ دهد، كه احتمال آن زياد است ، آنگاه آنها از دو سو، خارج و داخل، مورد هجوم قرار خواهند گرفت
* اگر اقتدارگرايان به انجام يك همه پرسی و انتخابات آزاد تن دهند و قدرت را به دست مردم بسپارند و خود آرام از صحنه‌ی قدرت سياسی خارج شوند، بهانه‌ای برای دولت آمريكا باقی نخواهد ماند كه به ايران نيز حمله كند
* تهديدهای بسيار مخرب سياست گذاران دست راستی آمريكا مبنی بر حمله‌ی اتمی حتا به مكه و مدينه را جدی بگيريد. آنها در پی نابودی شمايند. همان گونه كه شما در پى نابودى آنها بوده‌ايد

دكتر كاظم علمداری
پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۸۲

سايت اينترنتی "بازتاب" كه نمايانگر نظرگاهی ميان دو جناح حكومتی با خواست حفظ نظام جمهوری اسلامی است ، در سرمقاله‌ی يازدهم فروردين ٨٢ خود درباره‌ی مسئله‌ی بسيار حساس و پرمخاطره‌ای اظهار نظر و تعيين تكليف كرده است. تيتر مقاله چنين است: "بهترين فرصت برای مواجهه با آمريكا" نوشته‌ی فواد صادقی ، مدير مسئول. نويسنده ضمن دادن هشدار نسبت به سياست حمايت از صدام حسين توسط جناح راست و اشاره به تظاهراتی كه در اهواز با پرچم عراق و با شعار "يا مرگ يا صدام و جانم فدای صدام" برگزار شد و رد "اظهار نظر برخی از مقام‌های امنيتی در تشبيه صدام به خالدبن وليد كه در تلاش است گذشته خود را با دفاع از كيان اسلامی جبران كند." نويسنده اضافه می‌كند:

"قطعی است كه بعد از عراق ، آمريكا به سراغ ما خواهد آمد" و سپس می‌پرسد: "آيا مابايد منتظر بمانيم و منفعلانه در انتظار اين باشيم كه آمريكا به سراغ ما بيايد. آيا نبايد از اين فرصت كه آمريكا در بدترين شرايط خارجی خويش بعد از جنگ ويتنام را تجربه می‌كند و ما در بهترين شرايط داخلی طی ٥ سال گذشته به سر می‌بريم ، استفاده كنيم." نويسنده با اين ارزيابی نادرست از وضعيت خود و آمريكا ادامه می‌دهد:

"اگر قرار است برخوردی در مقابله با آمريكا صورت گيرد، چه بهتر كه ابتكار عمل به دست ايران باشد و چه بهتر كه از اهرم‌های قدرت خود به خوبی استفاده كنيم. تكذيب ارتباط با معارضين و شيعيان جنوب عراق، بی‌تفاوتی نسبت به عملكرد همسايگان، بی‌تفاوتی نسبت به آينده‌ی عراق همه و همه ناشی از موضع انفعال ماست ، سياست خارجی جمهوری اسلامی بايد اين نكته را دريابد كه شرايط ما بهترين فرصت برای امتيازگيری از صدام و آمريكاست."

قراردادن اين جملات در كنار جملات آغازين مقاله، يعنى سرزنش مدافعان نزديكى به صدام، سردرگمی و دوگانگی سياست خارجی جمهوری اسلامی را كه به دست افراد ناصالح و نالايق اداره می‌شود و اغتشاش فكری، و ضد و نقيض گويى نويسنده را نشان مى‌دهد. ولی می‌توان اين عبارت را چنين تعبير كرد كه ما (يعنی اقتدارگرايان) بايد يا به قصد امتيازگيری از صدام به مقابله با آمريكا برويم ، و يا با امتيازگيری از آمريكا به مقابله‌ی صدام. زيرا در هر حال آمريكا بعد از عراق به سراغ ايران خواهد آمد. روشن است كه نمى‌توان به طور همزمان از هردو نيروى متخاصم در جنگ امتياز گرفت، پس بايد يكى را انتخاب كرد. اما چه امتيازی می‌توان در چنين شرايط وخامت بار از صدام گرفت؟ تنها امتيازی كه به ذهن من خطور می‌كند خواست بخشش منطقه‌ی شيعه نشين جنوب عراق به ايران يا دريافت امتياهای نفتی برای آينده است كه هر دو چيزی بيشتر از "نفت ريخته را نذر امام زاده كردن" نيست. البته قصد مدافعان صدام، پر هزينه كردن جنگ براى آمريكا و انصراف آنها از حمله به ايران است. و در مقابل بايد پرسيد چه امتيازى می‌توان از آمريكا كه قصد حمله به ايران را دارد، گرفت؟ آن چه نويسنده‌ى بازتاب می‌خواهد احتمالا دريافت قول رسمی است كه آمريكا پس از عراق به ايران حمله نكند و جمهوری اسلامی دست نخورده بماند. وى نه به علت حمله‌ى احتمالى آمريكا به ايران اشاره مى‌كند و نه روشن مى‌كند در برابر امتياز گرفتن از آمريكا چه مى‌خواهد بدهد. ولی هيچ يك از اين دو خواست با واقعيت كنونی و سياست فعلی آمريكا و نيز منافع دولت اسرائيل كه از مدافعان طرح اصلی پروژه‌ی تغيير رژيم‌های منطقه‌اند خوانايی ندارد. جمهوری اسلامی هرگز ندانست و هنوز هم نمی‌خواهد بداند كه نيروی اصلی برهم زننده رابطه‌ی ايران و آمريكا، گذشته از اقتدارگرايان داخلی ايران، محافظه‌كاران دولت اسرائيل بوده‌اند. آنها ايران را عامل تداوم خشونت در خاورميانه عليه اسرائيل می‌دانند. حتا بيشتر از عراق با ايران مشكل دارند. حمله‌ى احتمالى به ايران بخشی از برنامه‌ی طراحی شده‌ی آنهاست كه چگونگی آن بستگى به نحوه‌ی پايان گيری جنگ در عراق دارد. (برای جزئيات اين طرح به كتاب جديد نگارنده ، بحران جهانی ... مراجعه كنيد.)

اما خط راست كه مورد سرزنش فواد صادقی است می‌خواهد سرنوشت ايران و ٦٧ ميليون ايرانی را با سرنوشت شكننده‌ی خود در جمهوری اسلامی گره بزند. همانگونه كه صدام حسين سرنوشت خود و اطرافيانش را با سرنوشت عراق و ٢٤ ميليون عراقی گره زده است و همگان را به جهنمی كه او عامل اصلی پيدايش آن است ، كشانده است. آيا ٦٧ ميليون ايرانى آماده‌اند كه خسارت ضديت كور و سياست خارجى مخرب اقليت انحصارگر قدرت با آمريكا را بپردازند؟

چگونه می‌توان از سرنوشت صدام حسين عبرت گرفت؟
نويسنده اين سطور راه حل بی‌مخاطره و ساده‌ای برای رفع بزرگترين مشكلی كه ايران با آن مواجهه شده است پيشنهاد می‌كند. اقتدارگرايان و مستبدين حاكم بايد بدانند اگر برخورد نظامی ميان ايران و آمريكا رخ دهد، كه احتمال آن زياد است ، آنگاه آنها از دو سو، خارج و داخل ، مورد هجوم قرار خواهند گرفت. پس بهتر آن كه مردم ايران را ناخواسته و پيشاپيش وارد عرصه‌ی جنگ خونين و بسيار پرهزينه‌ی ديگری نكنند. مردم با اقتدارگرايان نخواهند بود. وضعيت ايران با عراق يكسان نيست. بر خلاف عراق، ايران انقلابى را پشت سر گذاشته است كه خواست آن آزادى و عدالت اجتماعى بود. اما گروهى آن را به سود خود مصادره كردند. بر خلاف عراق، در ايران قدرت حكومتى دوپاره است، مردم نيز هنوز در تلاش‌اند تا خواست دموكراسى را عملى كنند. روحيه‌ی جمعی در ايران نشان می‌دهد كه مردم از دست اقتدارگرايان مستبد ذله شده و به ستوه آمده‌اند، و از اصلاح‌طلبان بی‌تدبير و مماشات‌گرا نااميد. آن خرد جمعی كه نه حزبی دارد كه از آن دستور بگيرد و نه پيشوايی كه به او اقتدا كند، همانگونه كه دوم خرداد ٧٧ را آفريد و به اقتدارگرايان نه بزرگ گفت ، نهم اسفند ١٣٨١ را نيز در برابر چشمان حيرت زده‌ی هر دو جناح حكومت و تحليل‌گران ناشی بوجود آورد و اين بار به هر دو جناح حكومت نه گفت و مشروعيت نظام را زير سئوال برد. بار ديگر نيز اگر جنگی رخ دهد آن خواهد كرد كه هيچ كس امروز بدان واقف نيست ، ولی اين را می‌دانيم در شرايط جنگى و هرج و مرج، رنج و ستم تلنبار شده‌ی ٢٥ ساله خود را يك جا رها خواهد كرد. همانگونه كه سيد محمد خاتمی در سخنان خود پس از پذيرش شكست انتخابات شوراهای شهر و روستا به طور غير مستقيم بيان داشت. متاسفانه امروز نگاه عمومی جامعه به قدرت‌های بيگانه است ، تا بر مصداق دست بالای دست بسيار است ، با حذف ديكتاتورهای حاكم فرصتی بوجود آيد تا مردم نفس راحتی بكشند. مردم مى‌پرسند مگر مستبدان بومی و موعظه‌گران عدل اسلامی از چه ظلم و ستمی نسبت به مردم خودداری كرده‌اند كه از بيگانه نگران باشند؟

بنابراين سياست خط راست، يعنى رويارويى با نيروهاى آمريكا به قصد امتيازگيرى از صدام حسين بازی با آتش است. بايد به آنها گفت از اين بازی بپرهيزيد. راه حل ساده و آسانی در پيش روی شماست، آن را به كار گيريد، به خواست مردم تمكين كنيد!

اگر اقتدارگرايان به انجام يك همه پرسی و انتخابات آزاد تن دهند و قدرت را به دست مردم بسپارند و خود آرام از صحنه‌ی قدرت سياسی خارج شوند، بهانه‌ای برای دولت آمريكا باقی نخواهد ماند كه به ايران نيز حمله كند. كما اين كه اگر صدام حسين ، پس از ٢٥ سال جرم و جنايت عليه مردم خود و همسايگانش به آرامی كنار می‌رفت ، نه تنها بهانه‌ای در دست آمريكا برای حمله به عراق باقی نمی‌ماند، بلكه ساير كشورهای مورد نظر در طرح برنامه‌ريزی شده‌ی آمريكا يعني، سوريه، لبنان، ايران، ليبی و حتا عربستان سعودی نيز در معرض خطر ويرانی جنگ قرار نمی‌گرفتند و اين الگويى مى‌شد براى ساير كشورهاى منطقه. همكاری عربستان سعودی و شيوخ خليج فارس با آمريكا نه از روی ميل و رغبت ، بلكه از ترس تلافی آمريكاست. همه‌ی اين كشورها متزلزلند، زيرا بر رای مردم تكيه ندارند. مردم از دست فساد و ديكتاتوری‌های ريز و درشت منطقه به ستوه آمده‌اند. حمله‌ی نابهنگام ايران به ارتش آمريكا، آن طور كه سايت بازتاب به طور ضمنى پيشنهاد كرده است، سبب خواهد شد كه دولت اسرائيل و حتا برخی از كشورهای اروپايی نيز به ياری آمريكا بشتابند و در آن صورت جنگ منطقه‌ای بزرگی رخ خواهد داد كه عوارض‌اش صدچندان مصيبت‌بارتر خواهد بود. تهديدهای بسيار مخرب سياست گذاران دست راستی آمريكا مبنی بر حمله‌ی اتمی حتا به مكه و مدينه را جدی بگيريد. آنها در پی نابودی شمايند. همان گونه كه شما در پى نابودى آنها بوده‌ايد.

رهبران و سياست گذاران جمهوری اسلامی بايد از اين آخرين فرصت به سود ايران ، مردم و حتا حفظ جان خود استفاده كنند و بی‌اساس مپندارند كه در صورت حمله‌ی نظامی آمريكا به ايران ، مردم به دفاع از نظام برخواهند خاست. آن زمان مدت‌هاست سپری شده است. درست برعكس ، در صورت وقوع حمله‌ی نظامی آمريكا به ايران ، گروه‌های برانداز و آنهايی كه به دليل ظلم و ستم و زورگويی و سياست سركوب نظام داغ دارند و كينه‌ی شتری به آنها بسته‌اند از اين فرصت استفاده كرده عليه رژيم جمهوری اسلامی برخواهند خاست و به سراغ انتقام‌جويی خواهند رفت. به نظر مى‌رسد كه حمايت پنهان و آشكار مردم ايران، حتا نيروهاى مترقى، از حمله‌ى نظامى به عراق، پيام ديگرى نيز در بردارد. آنها به ادامه‌ى آن مى‌انديشند. اگر جنگى رخ دهد آن روز بسياری از كسانی كه می‌پنداريد همراه شمايند با مردم هم صدا خواهند شد. اين آخرين فرصت باقی مانده برای جلوگيری از جنگ و قهر و خون ريزی و تمكين به اراده‌ی مردم و برگزاری همه پرسی و انتخابات آزاد را از دست ندهيد.
 





[بازگشت به صفحه اول]
[iran emrooz © 1998 - 2002]         editor@iran-emrooz.de